🌷🌷🌷 بسم الله و الحمدلله بسم رب الشهداء 🏴🏴🏴 شب اول، روضه اول راوی: زمین کرب و بلا 🌑 من منتظرم ذره ذره ام، میهمانانی را به انتظارند،سالیان سال، و انتظار من نخل بلندی است که آغازش از امتداد دستهای روبه آسمان حضرت آدم بود،همان هنگام که نادم و پشیمان،توبه کنان و ضجه زنان، صدا میزد معبود را یا قدیم الاحسان بحق الحسین 🌑 من منتظرم نشان به آن نشان که زکریا را فرزندی نبود و سربریده یحیی در تشت، استجابت دعای او بود که میخواست رنگی از معشوق بگیرد عیب است بر تو ای زکریا،که حسین، علی اکبرش را اربا اربا ببیند و تو با داغ یحیای سرگشته ی سر از تن جدا، واله و شیدا، مناجات شبانه ات را به ملکوت پیوند نزنی! 🌑 من منتظرم نشان به آن نشان که خلیل الله، عزم بر قربانی اسماعیلش کرد و چاقو به اذن الله کند شد و نبرید و تیغ سه شعبه اما، برید، از  اُذُن تا اُذُن و خون قربانی اینبار نصیب آسمان شد و من حسرت عطرش را به انتظار گذشته پیوند دادم و ناله زدم که فدیناه بذبح عظیم 🌑 من منتظرم از آن زمان که پیراهن عزیز مصر چشمان یعقوب را بینا کرد تا هنگام سر آمدن انتظار که من یوسفها در آغوش خواهم کشید پاره پیرهن و چاک خورده تن و قلبها بینا خواهد شد به دارالشفای تربت من 🌑 من منتظرم و به انتظار علمدار کاروانی چشمه ی چشم خشکیده ام که بلندای مرامش و بیرق افراشته در دستان یداللهی اش زمینم را به آسمان میرساند 🌹🌹🌹 گفتم دست،یادم آمد که دستهایش را زودتر از پیکرش در آغوش خواهم فشرد. 🌑 و من منتظرم که سیراب شوم به آبی که از مشک تیرخورده بر تن خسته ام جاری شود. 🌹🌹🌹 و من و تو خسته یک انتظاریم ای رفیق انتظار ندای یا لثارات الحسین که از سپاهی برخیزد به علمداری او که طالب خون مقتول کربلاست. 🌑 این المهدی 🌑 این صاحبنا 🌑 این الْحَسَنُ أَيْنَ الْحُسَيْنُ أَيْنَ أَبْنَاءُ الْحُسَيْنِ صَالِحٌ بَعْدَ صَالِحٍ التماس دعای فرج! ✍مریم اشرفی گودرزی