ما تا زمانی که توسعه یافته نشیم و فقط ذکر و هوش و حواسمون به نیازهای تن و بدنمون باشه، حتی اگر توی حرم امام حسین علیه السلام هم باشیم، بازم این نیاز و سطح از دغدغه دست از سرمون برنمیداره. لذا یهو تا به خودت میایی، محو تماشای نامحرمی شدی که بنده خدا اشکال و جذابیت غیر شرعی و .... ندارن اما چشمت افتاده دنبالش. بعدش یه استغفرالله میگی و به نگا به گنبدش می‌کنی و خجالت میکشی که توی حرم هم آره ! تازه اگه آدم پررویی باشی، مثل طلبکارا برات سوال پیش میاد که: چرا حس توی حرم با حس خارج از حرمم فرقی نداره؟! بعدشم ناامیدانه میگی: رفتم حرمش و عوضم نکرد! غافلی غافل اصلا حواست نیست که مقتضای سن و حس و نیاز خودته که دنیا را اینجوری میبینی! دنیا را میبینی دوستیت هم یه مدت خوبه ها اما بعدش حاشیه ها اذیتت میکنن 👈 پس برای دوستی و زیارت و حال خوش و همه این کلمات و واژه های مقدس، باید مدیریت امیال و خواسته هات را در دست بگیری. و الا توقع می‌کنی که دوستت درستت کنه توقع می‌کنی که امام حسین معجزه کنه و گناه نکنی و توی حرمش و شهر و دانشگاه و محل کارت و محازی، دنبال حاشیه نری علیکم انفسکم خودت دست به کار شو گردن همه انداختی الا خودت