🔰 1_چرا امیرالمؤمنین (ع) بعد از واقعه سقیفه بنی‌ساعده صبر را ترجيح داد؟! 🔘تاريخ به خوبى گواهى مى‌دهد كه منافقان و دشمنان اسلام براى رحلت پيامبر (ص) دقيقه‌شمارى مى‌كردند و بسيارى از آنها معتقد بودند با رحلت آن حضرت يكپارچگى مسلمانان از ميان مى‌رود و شرايط‍‌ براى يك حركت ضدّ انقلابى فراهم مى‌آيد و قادر خواهند بود اسلام نوپا را در هم بشكنند، در چنين شرايطى اگر على (ع) براى گرفتن حق خويش يا به تعبير ديگر بازگرداندن مسلمانان به اسلام راستين عصر پيامبر (ص) قيام مى‌كرد با توجّه به تصميمهايى كه براى كنار زدن او از صحنۀ خلافت از پيش گرفته شده بود به يقين درگيرى، روى مى‌داد و صحنۀ جامعۀ اسلامى چنان آشفته مى‌شد كه راه براى منافقان و دشمنان، جهت رسيدن به نيّات سوءشان هموار مى‌گشت، گروههايى كه به نام «اهل ردّه» بعد از رحلت پيامبر (ص) بلافاصله در برابر حكومت اسلامى قيام كردند و بر اثر يكپارچگى مردم سركوب شدند، شاهد و گواه روشنى بر اين معنى است. در بعضى از تعبيرات كه در تواريخ معروف اسلام آمده، مى‌خوانيم: «هنگامى كه پيامبر وفات يافت عرب (جاهلى) بازگشت خود را شروع كرد و يهود و نصارا سر برداشتند و منافقان آشكار گشتند و وارد صحنه شدند و مسلمانان همانند رمۀ بى‌چوپانى بودند كه در يك شب سرد و بارانى زمستان، در بيابان، گرفتار شده‌اند». 🔘اينها همه از يك سو و از سوى ديگر قيام كردن با نداشتن يار و ياور، پيروزى را بر او مشكل مى‌كرد و شايد اگر قيام مى‌فرمود بسيارى از ناآگاهان، اين قيام را نه براى مسائل مهمّ‌ الهى، بلكه به خاطر مسائل شخصى تفسير مى‌كردند. 🔘 ولى ضايعات و مشكلات فراوانى كه از تغيير محور خلافت به وجود آمده بود روز به روز خود را بيشتر نشان مى‌داد و همين‌ها بود كه به صورت خار و خاشاكى به چشم مولا (ع) مى‌نشست و همچون استخوانى گلويش را آزار مى‌داد. 🔴 اين درسى است براى همۀ مسلمين در طول تاريخ كه هر گاه احقاق حقّ‌ خويش، موجب ضربه‌اى بر اساس و پايۀ دين شود بايد از آن چشم بپوشند و حفظ‍‌ اصول را بر همۀ چيز مقدّم بشمرند و بر درد و رنجهاى ناشى از تضييع حقوق، كنند و دندان بر جگر بفشارند. ☑️شبيه همين معنى در خطبۀ 26 نيز آمده است كه مى‌فرمايد: «من نگاه كردم و ديدم براى گرفتن اين حق ياورى به جز خاندان خويش ندارم... چشمهاى پر از خاشاك را فرو بستم و با گلويى كه گويى استخوان در آن گير كرده بود جرعۀ حوادث را نوشيدم». @mola_amiralmomenin_as