💥یه روز از منطقه اومدم مرخصی تهران 👈 رسیدم خانه دیدم مادرم با چندتا خانم دیگر دارند دم درب منزلمان سبزی پاک می کنند. آن زمان برای اینکه دشمن نفهمد ما در غرب هستیم ما را با قطار می بردند جنوب دوکوهه و از آنجا به غرب اعزام می شدیم. 😳 تا آمدم با مادرم سلام علیک کنم. یکی از خانم های همسایه, پرسید ننه جان از کجا میائی, کدوم منطقه هستید.😎 من هم برای اینکه حفاظت را رعایت کنم, گفتم مادرجان از جنوب...😉 حاج خانم یه خنده ملیحی کرد و گفت👈 "ای ننه همه لشگر که غرب هستند تو جنوب چی کار میکنی؟..."
#کتاب_گلخندهای_آسمانی
#ناصرکاوه