مناجات، مرثیه حضرت رقیه سلام الله علیها
باب حاجاتم اگر چه در محرم کربلاست
در شب سوم ولی سَمتِ دمشقِ باصفاست
دختر ارباب ما مشکل گشائی می کند
هرچه گوییم از کراماتش دراین وادی بجاست
دست او کوچک ولی دست خدائی علیست
سفره ی نذری او هم سفره ی بذل خداست
دردمندی، مستَمندی، سوی این خانوم بیا
در کَفَش رزقِ گدا و یک نگاهِ او دواست
هر که آمد در حریمش دست خالی رَد نشد
او که مثلِ جدّه خود معدن جود و سخاست
هر چه می خواهی بگو، تأثیر دارد گفتنت
گرچه او خود واقف ازحرف دلِ شاه و گداست
یا رقیه آمدم، حاجات من را کن روا
حاجتم، پای پیاده، اربعین، کرببلاست
گفتی ای بابا چرا مویت سیاه و خونی است؟
علتش کُنجِ تنور خولی یا تشت طلاست!
#مجتبی_دسترنج_ملتمس
#مدح_حضرت_رقیه_س
#مرثیه_حضرت_رقیه_س
#حضرت_رقیه_س
@navaye_asheghaan