لب تشنه بود و تشنه ی یک جرعه آب بود
مردی که دردهای دلش بی حساب بود
پا می كشید گوشه ی حجره به روی خاک
فریاد استغاثه ی او بی جواب بود
اما فدای بی کفن دشت کربلا
آن بی کسی كه زخم تنش بی حساب بود
یوسف رحیمی
#روضه #امام_جواد_علیه_السلام #حاج_حسن_خلج
@nohematn