مرغا روی جسمت، راحت گریه کردند
ماهی های دریا، واست گریه کردند
خاکا جای پیرهن، پوشوندن تنت رو
پُر کردن برا تو، جای پیرهنت رو
وحوش گریه کردند
دریاها واست با خروش گریه کردند
سما گریه کردند
اهل عالم از این عزا گریه کردند
غروب روضه خوندند
نیزه ها واسه ی تو خوب روضه خوندند
سیوف روضه خوندند
نوکرها از روی لهوف روضه خوندند
صلی الله علیک یا اباعبدالله
توی شیب گودال، ریختن رو سر تو
خنجر می کشیدند، روی حنجر تو
وقتی زنده بودی، سمت خیمه رفتند
بعدش پیش زینب، جونت رو گرفتند
فرات لطمه می زد
زینب تو قتلگاه برات لطمه می زد
رباب لطمه می زد
سکینه با دل کباب لطمه می زد
سنان خنده می کرد
خولی به اشک عمه جان خنده می کرد
سنان خنده می کرد
شمر ملعون به کاروان خنده می کرد
عمه جانم، عمه جانم، عمه جان قد کمانم
عمه جانم، عمه جانم، عمه جان نگرانم
یادش بخیر موی تو را شانه می زدم
افتاده دست شمر چرا خاطرات من؟!
#امام_حسین #حضرت_زینب #علی_اکبر_حائری
@nohematn