#حضرت_خدیجه_سلام_الله_علیها
#امالمومنین
ای بر دو جهان داده خدا سروریت را
ای همسر و هم سنگر و همراز پیمبر
ای میوه ی دامان تو انسیه ی حورا
فخر تو همین بس شده داماد تو حیدر
محتاج عطای تو همه عالم و آدم
ای باب مراد همه،ای قبله ی حاجات
فرمود پیمبر که خداوند تعالی
هر روز کند بر همگان با تو مباهات
(جبریل رسانده ز خداوند سلامت
الحق که بود بر تو سزاوار خدیجه)
اسلام اگر در همه جا پای گرفته
اموال تو و تیغ علی داده نتیجه
از طعنه ی زن های قریشی چه کشیدی
گفتند که «دل سیر شده» از زر و سیمی
رد کرده خدیجه همه اشراف عرب را
قلبش شده مشتاق و هواخواه یتیمی
رسم است که از دختر هر قوم نمایند
اقوام پسر بهر پسر خاستگاری
این عشق بنازم که تو گفتی به پیمبر
جز آرزوی وصل به سر هیچ نداری
هر چند که پیشانیت از سنگ شکسته
در راه پیمبر به جز از خیر ندیدی
میداد گواهی به همه چادر خاکیت؛
همراه محمد چقدر زجر کشیدی
بانو چه نیازی ست به زن های قریشی
آنها که دل از چشمه ی توحید بریدند
خالی شده دور و بر تو لیک غمی نیست!
وقتی به بَرَت مریم و آسیه رسیدند
حالا که رسیده اجَلَت دل نگرانی
از آنچه قرار است بیاید سر زهرا
بر دست نبی بوسه زدی این دم آخر
با گریه سپردی به پیمبر گل خود را
ای وای نبودی وسط آتش نمرود
زهراى تو گرديد گرفتار خدیجه
آنقدْر به پهلوى درِ خانه لگد زد
آیینه شکست از نوك مسمار خدیجه
ای كاش كسی بود و در آن همهمه ميگفت:
حوریه توانایی آزار ندارد!
(بر حاشیه ی برگ شقایق بنویسید
گل تاب فشار در و دیوار ندارد)
.........
جای کفنت، پیرُهَن شوهر خود را
با شرم طلب کرده ای از نور دو عینت
حرف از کفن و پیرُهَن آمد به میانه؛
دل رفت کنار تن عریان حسینت
بانو به لباس پسرت رحم نکردند
با نیزه کشیدند بُرون پیرُهَنَش را
پیش نظر زینب غمدیده به گودال
بردند به زیر سم مرکب بدنش را
یا رب به دل فاطمه آن لحظه که افتاد
چشمش به سر غرق به خون بر سر نی ها
یا رب به دل سوخته ی عمه ی سادات
تعجیل نما در فرج مهدی زهرا
#محمد_علی_انصاری
@raziolhossein