✅مسافر کاندا
با همه خداحافظی کرد،ولی من به این خداحافظی راضی نشدم گفتم: خودم میبرمت فرودگاه. مصطفی سوار
#پیکانم کردم و تاخود فرودگاه باهم گفتیم و خندیدیم،وقتی رسیدیم خداحافظی کردم و رفت
همینطور که می رفت نگاهی به قد و بالایش انداختم دلم برایش
#غنج رفت،دوباره صدایش کردم برگشت گفتم"بیا اینجا بایست من دو دور دورت بگردم گفت: آذر خانم بی خیال مردم میگویند
#دیوانه شده ایم.
گفتم"بیا ببینم" دو دور دورش گشتم نشستم
#کفشش را بوسیدم،
#خجالت کشید،گفتم: به حضرت
#ابوالفضل میسپارمت.
این دیدار آخرمان بود.
رفت تا روزی که خبر
#شهادتش آمد
همه ما در این مدت یک سال و هفت ماه فکر میکردیم رفته
#کاندا !
⬅️راوی مادر شهید مصطفی محمد میرزایی
مبلغ شهدا باشیم🌹
ــــــــــــــــــــــ
ما را دنبال کنید👇👇
🆔
@setaregane_rey