از ندامت هم گرفتی وجه‌ی جبران چه سود..؟ برّه‌آهــو پیـشِ چـشمِ شـیرِ بی‌‌دنـدان چـه سود..؟ زنده‌ام بی‌دوست، شک دارم! به‌‌عاشق بودنم! کاش می‌مُردم بگو از جانِ بی‌سامان چه سود..؟ نسخه‌ی مرگِ مرا ای‌کاش می‌دادی به من درد دارم ای‌ اجـل ، از دردِ بـی‌‌درمان چـه سود..؟ کام را در وقتِ خود باید به‌من می‌داد عشق گاهِ پیری دارد این گل‌چهره‌ی خندان چه سود..؟ مست باید بود و تنها منّت از ساقی کشید ورنه از غمخــواریِ درویـشِ بی‌ایـمان چـه سود..؟ گیرم اصلاً کلِّ عمرم باغِ من باشد بهار بی‌تو اصلاً صحبت‌از پاییز و تابستان چه سود..؟ شمع باید بود و از سوزِ غزل آتش گرفت مـی‌بـری پـروانه را، از باغ در زنــدان چــه سـود..؟ نوشدارویی! ولی دیر آمدی دردانه جان چون درخت‌از پا فتادم! دیگر از باران چه سود..؟ گریه بر خاکِ منِ مظلوم خود عینِ جفاست نان نمـی‌گیرد تـنورِ سـردِ ایـن بـی‌جان چـه سود..؟ در غزل باید به جایی می‌رسیدم ای دریغ از غـــزل‌های ســیاه و ســاده و ارزان چــه سـود..؟ انجمن بی‌شربِ میْ لطفی ندارد ساقی‌آ عـاقـلی باشد اگــر مابیــنِ ما پـنهان چـــه سود..؟ انجمن بی خلوتِ دیوانه‌ها! عُرفاً خطاست بینِمان باشـد اگـر فرزانه‌ای‌ مـهمان چـه سـود..!؟ ✍حسن_کریم‌زاده 📓انجمن_شعر ✓ 🟩‌ عضو کانال 💠💠💠💠💠💠 در محفل ما شعر سخن می گوید 👇👇👇 @shaeranehayemahkhaky