روحالله همیشه از مهمانیهایی که مادرش به مناسبت عید غدیر میگرفت و اطعام میداد، با شور و حال خاصی تعریف میکرد.
هرسال عید غدیر مقید بود به خاله و داییهایش که
#سید بودند سر بزند و یا تلفن کند و عید را به آنها تبریک بگوید...
بخشی از کتاب
#دلتنگ_نباش :
روحالله گفت: «خیلی قدر خونوادهت رو بدون. ما هم تا قبل از فوت مامانم، مثل شما بودیم. همه با هم دور یه سفره جمع میشدیم. با اینکه مامانم، بزرگ فامیل نبود، همیشه همه رو جمع میکرد دور هم.»
زینب با اشتیاق به حرفهایش گوش میداد.
ـ چون مامانم سید بود، همیشه عید غدیر غذا درست میکرد، همه رو دعوت میکرد. عید غدیر همیشه مهمون داشتیم. همه خونۀ ما جمع میشدن. مامانم میگفت: «عید غدیر ثواب داره به دیگران غذا بدی.»
@shahid_roohollah_ghorbani