اسماعیل بن عباس هاشمی می‌گوید: در روز عیدی به خدمت حضرت جواد (علیه السلام) رفتم، از تنگدستی به آن حضرت شکایت کردم. حضرت سجاده خود را بلند کرد، از خاک قطعه‌ای از طلا گرفت. یعنی خاک به برکت دست حضرت به پاره‌ای طلای گداخته مبدل شد. آن را به من عطا کرد. من آنرا به بازار بردم شانزده مثقال بود.. @shahidanbabak_mostafa🕊