#قهرمان_واقعی
وقتی رسیدیم دیدیم دم در حیاط پدرم یقه ی پسر همسایه بغلی رو گرفته و کتک کاری میکنند و چندتا از همسایه ها سعی در جدا کردنشون دارند ،،،از اینکه پسر جوون همسایه مراعات سن و سال پدرم رو نکرده و باهاش دهن به دهن گذاشته اعصابم خیلی بهم ریخت ،به همسرم توپیدم و گفتم ترسوبازی در نمیاری هااا میری حق پسره رو میذاری کف دستش،،،همسرم علی جلو رفت و با صحبت و تشر اون پسر رو راهی خونه شون کرد و پدرم رو به خونه اورد .وقتی جو خونه اروم شد از پدرم جریان رو که پرسیدیم گفت اومدم خونه دیدم پسر همسایه ماشینش رو درست دم در پارکینگ ما گذاشته زنگ خونشون رو زدم که بیا ماشینت رو بردار. اولش که گفت باشه الان میام یکم منتظر شدم دیدم نمیاد هی زنگشونو زدم،ننه ش از پنجره کله شو کرده بیرون
#ادامهدارد
❌کپی حرام ❌