#خاطره
▪️پدرم در جوانی قبل از ازدواج با مادرم عاشق دختری بود ولی به خاطر مخالفت مادربزرگم و مسئولیتی که پدرم در قبال خانوادهاش داشت این عشق ناکام ماند.
بعدها که با مادرم ازدواج کردن این قضیه رو اطرافیان به گوش مادرم رسوندن بابام به مامانم اطمینان داد که این داستان در گذشته تموم شده، پدرم ۴۵ سال با مادرم عاشقانه و وفادارانه زندگی کردند. چند سالی هست که پدرم رو از دست دادم چند روز پیش دور هم جمع بودیم که خواهرم تعریف کرد خواب بابا رو دیده که بابا تو خواب بهش نامهای داده و خواسته این نامهرو به دست خانومی برسونه، خواهرم به اینجا که رسید یهو مامانم گفت راستشو بگو نکنه بابات ازت خواسته نامه رو بدی به پوران! (همون معشوق سابق بابا) خواهرمم بهش اطمینان داد که نه اسم کسیو نیاورد!
چند روزه دارم فکر میکنم چقدر زنها از حضور رقیب حتی خیالی، حتی در گذشته و…. آزردهخاطر میشوند...
🌸🍃🌼🍃🌸🍃
🌐 shamiim.ir
🆔 @Shamimeashena