؟ در آن وقتی که انسان، غافل از پندار میگردد مصيبت، حاصل از یک مشت تا خروار میگردد بدون فکر، انسان را نباشد مایه‌ی تدبیر که روح آدمیت در تنش، بیمار میگردد اگر دستش رسد روزی به میز کوچکی بينی تهی گردیده است از خویش و خلق آزار میگردد بصورت شكل انسان است و در سيرت بود حیوان كه از درّنده خویی همچنان كفتار ميگردد رفيق مردم و همدست دزدان است و بدکیشان چنان که از خباثت، روبَهی مکّار میگردد به جاى آن كه دستی بر سر مردم كشد، اما علیٰ رغم هزاران وعده، بدکردار میگردد چنان باشد که گر از او عدالت را شوی جویا به حکم جبر او، ناگه سرت بر دار میگردد چه زيبا گفت آن شاعر كه شعر ناب او هر دم چو میخوانم مرا انديشه‌ای بيدار میگردد «چرا وقتی كه راه زندگی هموار میگردد بشر تغيير حالت می‌دهد خونخوار میگردد» ولی بی‌شک اگر بالفطره آدم باشد و انسان ز مكر و حقه‌ی اهريمنی بيزار میگردد سليمان نبی و حشمتش بنگر كه با ديوان بر استیلای انسان، وارد پيكار میگردد بیا بنشین دمی با (ساقی) دلخون که از جامش هرآن کس، تر کند لب... تا ابد هشیار میگردد. سيد محمدرضا شمس (ساقی) 1386 eitaa.com/shamssaghi