چونکه ایمن می‌شود زن زیر چتر روسری چادر زن چون صدف باشد برای گوهری بی‌حجابی نیست آزادی برایت خواهرم! بلکه این دامی‌ست بر پای زن بی روسری غنچه تا پوشیده باشد در امان است از گزند چون شکوفا می‌شود چیده شود با خنجری خنجر گلچین بوَد چشمان هیزی که تو را می‌دَرَد چون از حجاب آیی برون در معبری گرچه باشد مشکلات اما نمی‌باشد روا... تا شود رد دختری از عفتِ خود سرسری پاسداری از حجابت کن اگر که واقعاً... پیروِ زهرای اطهر (س) دختر پیغمبری مرحبا ای دخترانی که درین شهر شلوغ رفت و آمد می‌کنید اما ، بدونِ دلبری خواهرم! دانم اگر خواهی ز تیر عشوه‌ها می‌توانی پرده‌ی زهدِ ریاکاران، دری بلكه می‌دانم توانی، از ميان بحر شوم كشتی طوفان شهوت را به ساحل‌ها برى ای برادر چشم خود درویش کن بر دختران! تا که ناموست شود دیده به چشم خواهری مَرد هم یعنی وقار و چشم‌پوشی از گناه ناجوانمردی، اگر با چشم شیطان بنگری زن بوَد گنجینه‌ی زرّینی از سوی خدا... رحمتش خوانده خدا و داده او را برتری زن بوَد کانون عشق و پاکی و مِهر و وفا این حقیقت را نگر : در جلوه‌‌های مادری مادری که خود بپای طفل می‌سوزد چو شمع تا که فرزندش کند بر عالمی روشنگری ای همه هستی من، گردد فدای آن زنی ـ کاین‌چنین در زندگانی می‌کند دانشوری ای به قربان چنین بانو که بی‌هیچ انتظار می‌کند با مهربانی، مادری و همسری این سخن گفتم که آگاهی دهم از نیک و بد هم کنم پرواز، در حال و هوای شاعری یای وحدت، گر نشست اکنون درون قافیه دار، معذورم! ندارم چون که از آن بهتری پند (ساقی) را شنو با گوشِ جانت، خواهرم! کِی خزف، هم‌سنگ گردد در جهان با گوهری؟ سید محمدرضا شمس (ساقی) 1393 eitaa.com/shamssaghi