12 2⃣ 🔸در اين ميان كه با پدرم براى شركت در جشن يكى از عيدهاى زردشتى ميرفتم به يك صومعه برخوردم (معبد نصارى) که ناگهان در آن صومعه مردى با صدای بلند گفت: اشهد أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّه و ان عيسى روح اللَّه و ان محمدا حبيب اللَّه. وصف محمد صلی الله علیه و آله در گوشت و خون من رسوخ کرد و ديگر نه خوراكى بر من گوارا بود، نه نوشیدنی ای💧. 🔹 مادرم به من گفت تو چرا امروز به آفتاب 🌕سجده نكردى؟ من با او به گفتگو پرداختم تا خاموش شد. چون به خانه برگشتم ديدم يك كتابى📗 از سقف اطاق آویزان است. به مادرم گفتم اين چه كتابى است؟ گفت: اى روزبه همين امروز كه ما از جشن عيد برگشتيم ديدم كه اين كتاب آویزان است، مبادا به اينجا نزديك شوى زیرا اگر نزديك بروى پدرت تو را خواهد كشت ... (📙برگرفته از کتاب كمال الدين و تمام النعمة، شیخ صدوق، ج1، ص 162) 🖋 مرکز تخصصی شیعه شناسی ✅ @shiashenasee