داخل سالن که رفتم دیدم یکی از بچههای گردان ما که تا حالا ندیده بودمش مال همین دسته اونجا نشسته و من توی این سه روز ندیده بودمش و با یه فاصلهای دو سه متر اون طرفتر دارن یکی از بچهها رو شکنجه میکنن از این بچههایی بود که بعدا فهمیدم طلبه است. بچه قم بود. اسمش
احمد متقیان بود خدا رحمتش کنه شهید شد. درصد مجروحیت و شکنجههایی که شده بود خیلی زیاد بود.
آزاده تکریت ۱۱
https://eitaa.com/taakrit11pw65
#خاطرات_آزادگان #حسینعلی_قادری