علیرضا دودانگه | ۲۵
◾
نقش ستون پنجمیها در شکستها
متاسفانه در طول اسارت بیشتر مشکلاتی که برامون پیش میآمد اصل قضیه به اسرای خود فروخته و مزدور بر میگشت. اگر جاسوس ها نبودند عراقیها اصلا متوجه کارهای ما نمیشدند اما زمانی که خودفروختهها و خائنین بخاطر یک نخ سیگار، یک نون اضافه، یا یک کشیده کمتر، یا یک کابل کمتر بخورند، یا اصلا هیچ کتکی نخورند، همه چیز را مو به مو به نگهبانان اطلاع میدادند. همه چیز خراب میشد.
🔻
نون اضافههایی که قایم کردید را بخورید!
مدتی بود که نانهای اضافی را که هر روز برای هر آسایشگاه ۱۰ یا ۲۰ تا میشد را جمع کرده بودیم تا در سالروز جشن انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن سفره وحدت برپا کنیم و آنجا بخوربم.
بعد از اینکه آمار تمام شد گروهبان «
معروف» ارشد عراقی گفت: همه مسئولین آسایشگاهها بیان پیش من!
مسئولین آسایشگاهها تقریبا بعد از نیم ساعت برگشتند. ما داخل آسایشگاه به حالت آمار نشسته بودیم اسماعیل درجهدار ارتشی و مسئول آسایشگاه بود وقتی وارد شد با چهره نگران گفت: «معروف» میگه اون نونهایی را که پشت میز تلویزیون جاسازی کردهاید برای شب ۲۲ بهمن تقسیم کنید، اگر ما بیائیم از مخفیگاه پیدا کنیم براتون گران تمام میشه!
اینجا آدم میفهمه «معروف» که دشمن ما بود و صاحب اختیار و قدرت بود، خیلی شرافت داشت نسبت به اون هموطن و هم آسایشگاهی که جاسوسی میکرد.
ننگ و نفرین بر آن کسانی که با دشمن همکاری میکردند و موجب اذیت و آزار اسرا میشدند. انشاءالله در اون دنیا هم با کافران و منافقان روسیاه محشور شوند.
آزاده تکریت ۱۱
https://eitaa.com/taakrit11pw65
#علیرضا_دودانگه #خاطرات_آزادگان #ازادگان