"تفسیر نور (محسن قرائتی) وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ «59» و گنجينه‌هاى غيب، تنها نزد خداست و جز او كسى آن را نمى‌داند و آنچه را در خشكى ودرياست مى‌داند، و هيچ برگى از درخت نمى‌افتد جز آنكه او مى‌داند و هيچ دانه‌اى در تاريكى‌هاى زمين وهيچ تر وخشكى نيست، مگر آنكه (علم آن) در كتاب مبين ثبت است. جلد 2 - صفحه 474 نکته ها «مَفاتِحُ»، يا جمع «مِفتَح» به معناى گنجينه و خزانه است، يا جمع «مِفتاح» به معناى كليد است، ولى معناى اوّل مناسب‌تر است. «1» كلمه‌ى تر و خشك، كنايه از همه‌ى چيزهايى است كه مقابل همند، مثل مرگ و حيات، سلامتى و مرض، فقر و غنا، نيك و بد، مجرّد و مادّى. اين مطلب در آيه‌ى‌ «وَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ» «2» نيز بيان شده است. شايد مراد از سقوط برگ‌ها، حركات نزولى و مراد از دانه‌هاى در حال رشد زير زمين، حركات صعودى باشد. «3» پیام ها 1- دليل آنكه عذاب عجولانه‌اى كه كفّار تقاضا مى‌كنند فرا نمى‌رسد، علم خداوند به اسرار هستى است. ما تَسْتَعْجِلُونَ‌ ... وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ‌ 2- احكام الهى بر اساس آگاهى او بر غيب و شهود است. «إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ‌- وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ» 3- دامنه‌ى علم غيب، گسترده‌تر از علوم عادّى است. (زيرا قرآن درباره آن تعبير انحصارى دارد.) «لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ» 4- بر خلاف كسانى كه مى‌گويند خداوند تنها به كليّات علم دارد، خداوند به همه چيز دانا و از همه‌ى جزئيّات هستى آگاه است. پس بايد مواظب اعمال خود باشيم. ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ ... 5- جز خداوند، هيچكس از پيش خود علم غيب ندارد. «وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ» 6- در جهان، مركزيّتى براى اطلاعات وجود دارد. «فِي كِتابٍ مُبِينٍ» «1». تفسير الميزان. «2». يس، 12. «3». تفسير فى ظلال القرآن. جلد 2 - صفحه 475 7- نظام هستى، طبق برنامه‌ى پيش بينى شده‌اى طراحى شده است. «كِتابٍ مُبِينٍ»" ‏‏‏‏۵۹_جز۷ @tafsir_qheraati ایتا