eitaa logo
کانال سید مجید موسوی
2.4هزار دنبال‌کننده
14.5هزار عکس
10.3هزار ویدیو
330 فایل
دورهمی http://eitaa.com/joinchat/222887953Cd2cc5260f6 مدیر @majd_h1365 گسترده یار: @gostardehyar با من بصورت ناشناس سخن بگو https://6w9.ir/Harf_8161333
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
جانبازى و شهادت حضرت عبّاس عليه السّلام روايت كننده گويد: تشنگى حسين عليه السّلام شديد و طاقت فرسا شد، آن حضرت همراه برادرش عبّاس عليه السّلام بر فراز تپّه مشرف بر آب فرات رفتند. «در متن چنين تعبير شده: «و ركب المسناة» يعنى بر آن توده خاك كه براى جلوگيرى از آب بود بالا رفت، بعضى «مسناة» را نام اسبى دانسته اند كه امام حسين عليه السّلام بر آن سوار بود(مترجم)» كه وارد آب فرات شوند، عبّاس عليه السّلام جلوتر حركت مى كرد، سپاهيان عمر سعد جلو آنها را گرفتند و درگيرى شديدى رخ داد، مردى از بنى دارم، حسين عليه السّلام را هدف تير قرار داد، تير به زير چانه آن حضرت اصابت كرد، حسين عليه السّلام آن تير را بيرون كشيد، دستهايش را زير گلو گرفت، كفهاى دستش پر از خون شد، سپس آن را به طرف آسمان پاشيد و عرض كرد: اللّهمّ انّى اشكوا اليك ما يفعل بابن بنت نبيّك ، خدايا! شكايت آنچه را با پسر دختر پيامبرت انجام شود به درگاه تو مى آورم. در اين درگيرى، عبّاس عليه السّلام را از حسين جدا نمودند، و از هر طرف به عبّاس عليه السّلام حمله كردند تا او را كشتند «قاتلان او دو نفر به نامهاى: زيد بن ورقاء حنفى، و حكيم بن طفيل سنبسى بودند » حسين عليه السّلام در سوگ شهادت عباس گريه بسيار سخت كرد، شاعر عرب در اين باره چنين گويد: احقّ النّاس ان يبكى عليه فتى ابكى الحسين بكربلاء اخوه و ابن والده على ابو الفضل المضرّج بالدّماء و من واساه لا يثنيه شى ء و جادله على عطش بماء «سزاوارترين شخص به گريه كردن آن جوانى است كه حسين عليه السّلام را در كربلا از مصيبتش به گريه انداخت، او برادر حسين عليه السّلام و فرزند پدرش على عليه السّلام به نام ابو الفضل بود كه پيكرش آغشته به خون شده بود.همان جوانى كه نسبت به حسين عليه السّلام مواسات و ايثار نمود، و هيچ چيز او را از برادرى با حسين عليه السّلام منصرف نساخت، و وقتى كه با شدّت تشنگى كنار آب فرات آمد، چون حسين عليه السّلام تشنه بود، آب ننوشيد.» 👌 این روایت است و روایت آب آوردن و مشک و... در کتب دیگر نقل شده
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
آی لشکر علمدار رو زمین افتاد - @Maddahionlin.mp3
زمان: حجم: 3.62M
🔳 🌴روضه حضرت ابوالفضل العباس(ع) 🌴آی لشکر علمدار رو زمین افتاد 🎤 👌بسیار دلنشین 🔴گلچین بهترین های روز ♨️ 👈 🎧 @mediamazhabi 🕋
هدایت شده از استیکر تم و گیف ایتا
حاج قاسم سلیمانی سردار قلبـــ💔ـــها سلام مارا هم به ارباب برسان ....
بریم از ساعت ۵ بیایم دور هم مصائب اباعبدالله را مرور کنیم😔 از این بعد آقامون بدون سردار ، بدون علمداره😭
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نبرد قهرمانانه حسين عليه السّلام با دشمن سپس امام حسين عليه السّلام به ميدان تاخت و دشمنان را به نبرد فراخواند، دشمنان به جنگ او آمدند، آن حضرت همچنان با دشمن جنگيد، به طورى كه جمعيت بسيارى از آنها را به هلاكت انداخت، و او در اين حال چنين رجز مى خواند: القتل اولى من ركوب العار و العار اولى من دخول النّار «كشته شدن بهتر از زندگى ننگين است و ننگ (ظاهرى شكست) بهتر از ورود در آتش دوزخ است.» بعضى از راويان (حميد بن مسلم) گويد: و اللَّه ما رأيت مكثورا قطّ قد قتل ولده و اهل بيته و اصحابه اربط جأشا منه...، (۱) سوگند به خدا هرگز مرد مغلوب و گرفتارى را نديدم كه فرزندان و خاندان و يارانش، كشته شده باشند، در عين حال دلاورتر از حسين عليه السّلام باشد، او با شمشير بر دشمنان حمله شديد مى كرد، و آنها از طرف راست و چپ مانند روبهانى كه از حمله شير مى گريزند، فرار مى كردند، آن حضرت به آنها كه سى هزار نفر بودند حمله مى كرد آنها همچون ملخ هاى پراكنده در پيش رويش پراكنده مى شدند سپس امام حسين عليه السّلام به مركز خود بازمى گشت و مى فرمود: « لا حول و لا قوّة الّا باللَّه.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
نهى امام حسين عليه السّلام از غارت خيام امام حسين عليه السّلام همچنان با دشمن مى جنگيد تا اينكه دشمنان بين امام عليه السّلام و خيمه هايش را جدا نمودند، به طورى كه به خيمه‌ها نزديك شدند، امام حسين عليه السّلام صدا زد: ويلكم يا شيعة آل ابى سفيان ان لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا احرارا في دنياكم واى بر شما اى پيروان آل ابو سفيان، اگر شما دين نداريد و از حساب روز قيامت نمى ترسيد، پس دست كم در دنياى خود آزاد مرد باشيد.اگر به گمان خود عرب هستيد به حسب و نسب خود بازگرديد. شمر فرياد زد: «اى پسر فاطمه چه مى گويى؟ » امام حسين عليه السّلام فرمود: «مى گويم من با شما مى جنگم و شما با من مى جنگيد، زنها تقصيرى ندارند، متجاوزان و نادانان و گمراهان خود را از رفتن به سوى خيمه‌ها جلوگيرى كنيد، و تا زنده‌ام متعرّض حرم من نشويد.» شمر گفت: «اى پسر فاطمه! اين پيشنهادت را مى‌پذيريم.» آنگاه دشمنان به سوى امام عليه السّلام حمله كردند، و آن حضرت به آنها حمله كرده، و در اين هنگام از آنها آب طلبيد، ولى سودى نداشت تا اينكه به بدن آن حضرت هفتاد و دو زخم وارد شد. امام حسين عليه السّلام ايستاد تا اندكى استراحت كند، ضعف بر بدنش غالب شده بود، و ديگر قدرت جنگ نداشت، در اين هنگام ناگاه سنگى آمد و بر پيشانيش خورد، دامنش را بلند كرد تا خون پيشانيش را پاك كند، ناگاه قلب او هدف تير سه پر زهرآلود قرار گرفت. 😭😭😭 فرمود: «بسم اللَّه و باللَّه و على ملّة رسول اللَّه ، به نام خدا و توكّل بر خدا و بر دين رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم هستم.» سپس سرش را به طرف آسمان بلند كرد و عرض كرد: اللّهم انّك تعلم انّهم يقتلون رجلا ليس على وجه الارض ابن بنت نبىّ غيره ، خدايا تو مى دانى كه اينان مردى را مى كشند كه در سراسر زمين، جز او پسر دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم نيست. سپس با دست آن تير را از پشت بيرون آورد، خون همچون ناودان جارى شد، ديگر نتوانست جنگ كند، همان جا ايستاد، هر شخصى كه براى كشتنش جلو مى آمد بازمى‌گشت، و نمى خواست خدا را ملاقات كند در حالى كه قاتل حسين عليه السّلام باشد، سرانجام مردى از قبيله كنده كه به او «مالك بن نسر» مى‌گفتند، به حسين عليه السّلام دشنام داد، و با شمشيرش آن چنان بر سر امام حسين عليه السّلام زد، كه كلاه خود آن حضرت شكست، و شمشير به سرش رسيد، و آن كلاه خود پر از خون شد. امام حسين عليه السّلام پارچه اى طلبيد و سرش را با آن بست، سپس كلاه خود خواست آن را بر سر نهاد و عمامه اش را روى آن بست.