#غیرت_دینی
#وحید_شمسایی
من زمزمه ی سینه ی دریایی را...
پاداش دو قطره اشک زهرایی را...
تقدیم کنم به مادری که آموخت
عشق علوی، وحید شمسایی را
#سید_روح_الله_موید
حرکت زیبای وحید شمسایی و کادر تیم بعد از پیروزی مقابل عربستان
👈در جواب هتاکی تیم عربستان به تیم عراق
#شب_جمعه
#عبدالعظیم_حسنی
با یاد حسین پر زند دل چو نسیم
در جان و دلم از آن حریم است شمیم
از فیض شب جمعه که جاماندم لیک
خواندند مرا در حرم عبدعظیم
#سید_روح_الله_موید
14.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حرم مطهر حضرت شهر بانو
مادر بزرگوار امام سجاد علیه السلام
همسر اباعبدالله الحسین
دختر یزدگرد سوم
مزار مطهر سه یار رهبری
شهید سردار سلامی
شهید امیر عبداللهیان
شهید جلادتی (محافظ شهید رئیسی)
#حرم_عبدالعظیم_حسنی
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#دو_دم
1⃣
آمد به میدان بلا، زهرا برای حفظ دین
آمد که باشد بهترین، یار امیرالمونین
در آتش و خون یاری از دین خدا کرد
ششماهه فرزند عزیزش را فدا کرد
(آجرک الله بقية الله) ٢
2⃣
این خانه ی آل نبی است، آتش چرا روی در است
حتی نگفت آن جا کسی، این بضعه ی پیغمبر است
در شعله ور گردید و کوثر پشت در بود
محسن سپر شد، حافظ مادر پسر بود
(آجرک الله بقية الله) ٢
3⃣
در هر نفس یاد آورِ، روز غدیرِ مرتضاست
گوید که بعد مصطفی، حیدر امیر و مقتداست
بیداد دشمن مانع زهرا نمی شد
دستش جدا از دامن مولا نمی دشد
(آجرک الله بقية الله) ٢
4⃣
داغ دل حیدر شده، هر دم مرور ماجرا
مردان جنگی آمدند، در خانه ی خیر النسا
یارب چه شد زهرا که شب تا صبح بانو
پهلو به پهلو می شود از درد پهلو
(آجرک الله بقية الله) ۲
5⃣
غسل شبانه سخت شد، تا نوبت بازو رسید
جان داد علی تا چشم او، بر صورت و پهلو رسید
خیبر شکن از داغ او از پا نشسته
روی کبود و بازوی در هم شکسته
(آجرک الله بقية الله) ۲
#حضرت_زهرا سلام الله علیها
#دو_دم
#شب_شهادت
1⃣
امشب از غصه پریشان شده گیسوی حسین
مکن ای صبح طلوع ۲
شانه آزرده شد و شانه نشد موی حسین؟
مکن ای صبح طلوع ۲
2⃣
امشب از غم کمر شیر خدا می شکند
مکن ای صبح طلوع ۲
محور قائمه ی آل عبا می شکند
مکن ای صبح طلوع ۲
3⃣
بِنِگر شام یتیمی حسین است امشب
مکن ای صبح طلوع ۲
یک طرف این همه غم مانده و یک سو زینب
مکن ای صبح طلوع ۲
4⃣
این که از عمر خودش سیر شده، یار علیست
مکن ای صبح طلوع ۲
این سفرکرده ی مجروح، طرفدار علیست
مکن ای صبح طلوع ۲
5⃣
حرف رفتن به میان آمده، هجران سخت است
مکن ای صبح طلوع ۲
رفتن فاطمه بر جمع پریشان سخت است
مکن ای صبح طلوع ۲
6⃣
فاطمه مرگ طلب کرد و علی میمیرد
مکن ای صبح طلوع ۲
همه دنیای علی رنگ عزا میگیرد
مکن ای صبح طلوع ۲
7⃣
فاطمه می رود و تیره شود چهره ی ماه
مکن ای صبح طلوع ۲
بعد او یک در آتش زنده می ماند و آه
مکن ای صبح طلوع ۲
8⃣
فاطمه می رود و اشک بریزد ز دوعین
مکن ای صبح طلوع ۲
پیرهن داده به زینب، برساند به حسین
مکن ای صبح طلوع ۲