eitaa logo
🌹سید روح الله موید🌹
1.6هزار دنبال‌کننده
406 عکس
126 ویدیو
87 فایل
کانال اشعار سید روح‌الله موید 🔥 شعرهای ناب مذهبی که دل و جانت رو روشن می‌کنه 💫 هر بیت، سفری به تاریخ، معنویت و زیبایی اهل‌بیت 🌙 مناسبت‌ها، یادبودها و لحظاتی که قلبت رو تکون می‌ده 👇 برای ارتباط با ادمین: @seromo
مشاهده در ایتا
دانلود
حماسی۱ رهبر ما مقاوم و شجاع است فرمان سید مجتبی مطاع است راه حسین است، مسیر رهبر الله اکبر الله اکبر ۲ حماسی۲ شعار ما بصیرت و جهاد است گریه ی ما نماد اعتقاد است وقف حسین است، ایران حیدر الله اکبر الله اکبر ۲ حماسی۳ هر که حسینی نشود یزیدی ست مقابل نور خدا پلیدی ست مظهر حق است، حسین بی سر الله اکبر الله اکبر ۲ حماسی۴ از دست ساقی حرم رسیده به دست رهبر این علم رسیده پرچم نصر است، به دست رهبر الله اکبر الله اکبر ۲ شب هفتم اصغر او جهاد اکبر کند یک تنه عزم جنگ لشکر کند با حلق پاره، گوید مکرر الله اکبر الله اکبر ۲ شب هشتم پیمبر کرببلا رسیده دشمن به رویش تیغ کین کشیده شد اربا اربا، شبه پیمبر الله اکبر الله اکبر ۲ شب تاسوعا عباسِ آب آور ز پا فتاده سقا جدا، مشک جدا فتاده سوزد به یاد، لب برادر الله اکبر الله اکبر ۲ شب عاشورا حسین زهرا غرق خون نشسته پیشانی منورش شکسته از غم دهد جان، زینب مضطر الله اکبر الله اکبر ۲ شام غریبان شاهد داغ کربلاست زینب آواره ی شام بلاست زینب بیند به نیزه، رأس برادر الله اکبر الله اکبر ۲
🌹سید روح الله موید🌹
#دو_دم #پاره_دم حماسی۱ رهبر ما مقاوم و شجاع است فرمان سید مجتبی مطاع است راه حسین است، مسیر رهبر ال
به سبک حسین سرباز ره دین بُود عاقیت حق طلبی این بُود از سر نی گفت، سبط پیمبر الله اکبر الله اکبر۲
علیه السلام رأس او بر نیزه ها قرآن تلاوت میکند جسم او بر خاک "الرحمن" قرائت میکند در نماز عشق انگشتر دهد بر ساربان آخرین ساعات هم دارد کرامت میکند سوره "والفجر" پیشانی غرق خون اوست هر که قرآن خواند مدح او روایت میکند هر که فارق ماند از معنای آیات مبین روز محشر این کتاب از او شکایت میکند وای از شام بلا و هتک آیات خدا خیزران بر قاری قرآن جسارت میکند جان فدای آن غریبی که به پاس حفظ دین جان خود را می گذارد استقامت میکند غیرت الله است اما در بقاء مکتبش اهل بیتش را مهیای اسارت میکند تا نماند عذر دیگر بر گروه سنگ دل اصغرش را آوَرد اتمام حجت میکند زینبش را می فرستد کوفه و شام بلا خویش هم بر نیزه از خواهر حمایت میکند تشنه مثل او ندیدم، آب را شرمنده کرد در مسیر عاشقی جان داد و دین را زنده کرد سرور آزادگان، ای شاه مظلومان حسین! پیکرت مانده است بر خاک بلا عریان حسین! آیه ی کهف و رقیم، آیینه ی آزادگی است سرفراز از رأس روی نیزه شد قرآن، حسین! دوست دارم من کتاب الله را ای نور حق شد به عاشورا انیست خواندن قرآن حسین آیه های صبر معنایش همین اصحاب توست تا قیامت یاورانت بهترین یاران حسین! از لب خشکیده و از پیکر بی سایبان شرمسارت تا جزا هم ابر هم باران حسین! دوست دارم صبح و شب گریم کنار قتلگاه گر که خواهم از خدا من عمر جاویدان حسین احمد از داغ تو می گریید چون ابر بهار لطمه می زد فاطمه از این غم سوزان حسین گریه ی عالَم کجا و گریه ی زینب کجا ریخت قطره قطره در پای عزایت جان حسین جان فدای آن دل پر اضطراب اما صبور در غم تشت طلا و روضه ی کنج تنور شهد لب های تو را از خیزران باید شنید سختی جان دادنت را از سنان باید شنید در عزای خاتمت چشم سلیمان خون گریست این قساوت را فقط از ساربان باید شنید آسمان را دود میدید از شرار تشنگی رسم مهمانی به رسم کوفیان باید شنید شمر روی سینه آمد، پا روی قرآن گذاشت غربت آن شاه را از این بیان باید شنید سینه باید زد به یاد سینه ی بشکسته ات روضه را از مادر قامت کمان باید شنید تا صدایت قطع شد، شد ناله ی طفلان بلند شرح آن از دختر مویه کُنان باید شنید کربلا پایان خونت نیست ای جاوید عشق نهضتت را از زمین و از زمان باید شنید کربلا لرزید و شد بر نیزه آن خورشید نور آیه آیه شد "کتاب الله" با سُمّ ستور
علیه السلام در رنگ شفق، خون خدا را می دید در شمس و قمر، سر جدا را می دید یک عمر به سجده بود اگر علت داشت در سجده شمیم کربلا را می دید
علیه السلام باز خورشید گرم دلبری است آسمان مات از این سخنوری است چهار چوبی که جای باطل بود حال کانون عشق پروری است ارزش مسجد از امام رسد ارزش منبرش به منبری است مرکب خطبه دست موسایی است که کلامش شکست سامری است نفسش معجز مسیحایی است این علی شیوه اش پیمبری است خطبه اش قوت دل حرم است سخنش را عقیله مشتری است خسته هست و به جنگ می آید همت این قبیله، مادری است جمله ها را لباس عثمان کرد تا بگوید رسول، حیدری است عاجز از شرح این کلام فصیح واژه های مفَخّم دَری است این جوان از تبار نیکان است سیدی از نژاد ایران است شام را جلوه ی سحر بخشید به دل مردگان اثر بخشید دست افتادگانِ جهل گرفت به زمین خورده، بال و پر بخشید پیش چشم یزید، معجزه وار نهضت کربلا ثمر بخشید آن حسینی که در مسیرِ خدا از از دل و جان گذشت و سر بخشید علم صبر را به زینب داد علم فتح بر پسر بخشید ای بنازم به نور چشم حسین شده در شام، فاتح صفین وصف مولای انَّما کردی! شام را، صبح کربلا کردی! آنچنان دم زدی ز عشقِ علی سر طاغوت را جدا کردی عِرض آل امیّه را بُردی صحبت از آل مصطفی کردی با کلامت یزید رسوا شد عیش آن قوم را عزا کردی چشم خشکی نماند در آن روز تا تو تبیین ماجرا کردی یک یهودی در آن میان به یزید گفت ای بی حیا چه ها کردی؟ نور چشم پیمبر خود را کافر و خارجی صدا کردی؟ جسم او را بدون غسل و کفن وسط دشت خون رها کردی؟ تو مسلمانِ نامسلمانی! هیچ از حریّت نمیدانی! شام اما حکایتی دارد روضه های اسارتی دارد از هیاهوی کوفه رد بشویم شام یک باب ساعتی دارد طعن و دشنام بر زبان دارند سنگ هاشان جسارتی دارد یارب این زینب است در بازار؟! آه این زن چه طاقتی دارد! در حمایت از آرمان حسین کوشش بی نهایتی دارد داغ دار است و باز می جنگد در دل خود قیامتی دارد مجلس شام جای زینب نیست! دشمن بی مروتی دارد همسران یزید پرده نشین زینب اما چه غربتی دارد! کوه غم ریخت بر سر زینب آه از قلب مضطر زینب
علیه السلام باز هم آشفته ای، ای مرد! خوابی دیده ای؟ یا که در رویا مگر بزم شرابی دیده ای؟ اشک میریزی، مگر ششماهه ای آورده اند یا کنار سفره ی خود ظرف آبی دیده ای؟ گوشه ای کِز کرده ای زانوی غم کردی بغل غصه دار زینبی، گویا طنابی دیده ای! باز نا آرامی ای آرام جان خیمه ها باز شاید کودکِ در اضطرابی دیده ای! در مرور خاطرات خود سری بر نیزه ها، یا مگر جسمی رها در آفتابی دیده ای؟
تاریخ مینویسد از ما... نه توانستیم جان رهبرمان را حفظ کنیم و نه حتی توانستیم از رهبر جدیدمان دفع تهدید کنیم. دنبال عجایب کربلا در تاریخ دور نباشیم شیفتگان قدرت امروز همان جویندگان گندم ری هستند. حواسمان باشد اسم و عنوان برخی گمراه مان نکند، که قاضی شریح هم از علمای فقیه و شناخته شده ی زمانش بود. مُرده باد این جامعه شیعه، که نمیتواند افسار امور را از عده ای ترسو و غرب زده بگیرد. حالا حالا ها باید تاوان این بی غیرتی را بدهیم! ما را چه به ظهور؟! ما باید دلمان به همان بازی های فوتبالی که ره به جایی نبُرد خوش باشد. وا اسلاما🥺
دشمن شِکَند لشکر ما را هیهات! ویرانه کُند کشور ما را هیهات! یک روز مگر که مُرده باشیم و سگی تهدید کند رهبر ما را، هیهات!
بی چاره کنیم دشمنان را قطعا بر باد دهیم خاکشان را قطعا هر کس که زبان خود به تهدید گشود خواهیم برید آن زبان را قطعا
با لطف خدا رو به زوال است یهود نابود شود لشکر صهیون، نابود دشمن که به میدان عمل بی چاره است در عجز شد و زبان به تهدید گشود
ای آن که تو را مُهره ی بازی کردند سرگرم پیامد مجازی کردند تنهایی رهبر مرا دشمن دید در غفلت تو، زبان درازی کردند
ای خیره سرانِ نطفه ناپاک و پلید ای حرمله های مانده از عصر یزید خواهید که دستتان به رهبر برسد؟ باید که ز روی نعش ما رد بشوید!