eitaa logo
پاتوق نوجوان
333 دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
3.1هزار ویدیو
54 فایل
بھ نــٰام حق🌱 براۍ شڪل گیری هـویت جوان مهدوۍ در تنگنــٰاهای هویت نوجوانے ، در ڪنار شمــٰاییم🙃🌸 - خادم ڪانال؛ @Alil60 ۶۰۰.....🚗........۵۰۰
مشاهده در ایتا
دانلود
◲ ◳ 𖢨 💇‍♂ 𖢨 ◰ ◱ نعمتی که خدا به تو داده به رخ کسی نکش. "پاتوق نوجوان"🌿 -@sabkebandegi』.
🌱 مۍگفت : مطمئن باش هیچ چیزے مثڵ برخوردِخوب روے آدم ها تٵثیر ندارد . "پاتوق نوجوان"🌿 -@sabkebandegi』.
🕊 🔻با بیت المال میانه خوبی نداشت. نمی خواست زیر دَین مردم برود. رفته بودم تدارکات تا یک سری وسایل برای سید حمید بگیرم. مسئول تدارکات گفت: سید حمید چیزی از ما نمی گیرد. معمولا وسایلش را خودش از شهر تهیه می کند. خیلی تعجب کردم. رفتم پیشش و گفتم: چرا این کار را می کنی؟ گفت: نمی توانم. می ترسم بروم زیر دین مردم. 🌹 اگر پولی هم از راه جبهبه دست می آورد، در راه خیر مصرفش می کرد. مادرش می گفت: هر وقت می خواست به جبهه اعزام شود، کرایه راه را هم خودمان به او می دادیم. روزهای آخر می‌گفت از مادرم شنیده ام که به زودی شهید می شوم... حاج همت ترک موتور سید حمید بود که آسمانی شدند... "شهید " 📙پابرهنه. اثر گروه شهید هادی "پاتوق نوجوان"🌿 -@sabkebandegi』.
┅═✼🍃🌷🍃✼═┅ تقوای ِ‌ابراهیٓم هر وقت مۍدید بچہ ها مشغول هستند مرتب مۍگفت : بفرست ! و یا بہ هر طریقۍ بحث را عوض مۍڪرد . "پاتوق نوجوان"🌿 -@sabkebandegi』.
🍂 می‌گفت : نمی‌توانم بی‌ وضو باشم حتی پیش از خوردن غذا وضو می‌گرفت آسایش را ، با خدا بودن می‌دانست..🍃 شهید‌ عبدالمهدی مغفوری❤️ پاتوق نوجوان"🌿 -@sabkebandegi』.
بچه دولت آباد اصفهان بود.حدود ۱۷سال سن داشت سال ۱۳۶٠ به ۶ زبان زنده دنیا تسلط داشت.تک فرزند خانواده هم بود. زمان جنگ آمد و گفت:مامان میخوام برم جبهه مادر گفت:عباسم تو عصای دستمی کجا میخوای بری؟ عباسعلی گفت:امام گفته مادرش گفت:اگه امام گفته،برو عزیزم… عباسعلی آمد جبهه... خیلی ها میشناختنش. گفتن بذاریدش پرسنلی یا جای بی خطر تا اتفاقی براش نیفته. اما خودش گفت:اسم منو بنویسین میخوام برم گردان تخریب. فکر کردن نمیدونه تخریب کجاست. گفتن آقای عباسعلی فتاحی تخریب حساس ترین جای جبهه هست و کوچکترین اشتباه بزرگترین اشتباهه… بالاخره عباسعلی با اصرار رفت تخریب و مدت ها تو جبهه ماند. یک روز شهیدحسین خرازی گفت:چند نفر میخوام که برن پل چهل دهنه روی رودخونه دوویرج رو منفجر کنن. پل کیلومترها پشت سر عراقی ها بود. ۵ نفر داوطلب شدن که اولی عباسعلی بود. قبل از رفتن،حاج حسین خرازی،۵نفر رو خواست و بشون گفت:به هیچ وجه با عراقی ها درگیر نمیشید،فقط پل رو منفجر کنید و برگردید.اگر هم عراقی ها فهمیدن و درگیر شدید،حق اسیر شدن ندارین که عملیات لو بره… تخریبچی ها رفتن… یه مدت بعد خبر رسید تخریبچی ها برگشتن و پل هم منفجر نشده یکی شونم برنگشته…🌹 اونایی که برگشته بودن گفتن نزدیک پل بودیم که عراقی ها فهمیدن و درگیر شدیم تیر خورد به پای عباسعلی و اسیر شد… زمزمه لغو عملیات مطرح شد ↩️ گفتن ممکنه عباسعلی توی شکنجه ها عملیات رو لو بده ↩️ پسر عموی عباسعلی اومد و گفت : عباسعلی سنش کمه اما خیلی مرده سرش بره زبونش باز نمیشه برید عملیات کنید… 👈🏻 عملیات فتح المبین انجام شد و پیروز شدیم رسیدیم رودخانه دوویرج و زیر پل یه جنازه دیدیم که نه پلاک داشت و نه کارت شناسایی سر هم نداشت پسر عموی عباسعلی اومد و گفت : این عباسعلیه گفتم سرش بره زبونش باز نمیشه… ↩️ اسرای عراقی میگفتن روی پل هر چه عباسعلی رو شکنجه کردن چیزی نگفته… اونا هم زنده زنده سرش رو بریدن… جنازه اش رو آوردن اصفهان تحویل مادرش بدهند ↩️ گفتن به مادرش نگید سر نداره وقت تشییع مادر گفت : صبر کنین این بچه یکی یه دونه من بوده تا نبینمش نمیذارم دفنش کنین گفتن مادر بیخیال نمیشه… مادر گفت : بخدا قسم نمیذارم گفتن باشه ولی فقط تا سینه اش رو میتونین ببینین... یهو مادر گفت : نکنه میخواین بگین عباسم سر نداره؟ گفتن مادر عراقی ها سر عباست رو بریدن😔 مادر گفت : پس میخوام عباسمو ببینم… مادر اومد و کفن رو باز کرد شروع کرد جای جای بدن عباس رو بوسیدن تا رسید به گردن پنبه هایی که گذاشته بودن روی گلو رو کنار زد( یاد گودی قتلگاه و مادر سادات) و خم شد رگ های عباس رو بوسید... و مادر شهید عباسعلی فتاحی بعد از اون بوسه دیگه حرف نزد… شادی ارواح مطهر شهدا صلوات🌸 پاتوق نوجوان"🌿 -@sabkebandegi』.
🔴 گفت: میشه ساعت ۴ صبح بیدارم کنی تا داروهام رو بخورم؟ ساعت ۴ صبح بیدارش کردم، تشکر کرد و بلند شد از سنگر رفت بیرون. بیست الی بیست‌و‌پنج دقیقه گذشت، اما نیومد! نگرانش شدم، رفتم دنبالش و دیدم یه قبر کنده و نمازشب می‌خونه و زار زار گریه می‌کنه! بهش گفتم: مرد حسابی تو که منو نصف‌جون کردی، می‌خواستی نمازشب بخونی چرا به دروغ گفتی مریضم و می‌خوام داروهام رو بخورم؟! برگشت و گفت: خدا شاهده من مریضم، چشمای من مریضه، دلم مریضه، من ۱۶ سالمه، چشام مریضه، چون توی این ۱۶ سال امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) رو ندیده؛ دلم مریضه بعد از ۱۶ سال هنوز نتونستم با خدا خوب ارتباط برقرار کنم؛ گوشام مریضه، هنوز نتونستم یه صدای الهی بشنوم! 🌷ﺷﻬﯿﺪ عباس ﺻﺎﺣﺐ‌ﺍﻟﺰﻣﺎﻧﯽ "پاتوق نوجوان"🌿 -@sabkebandegi』.
اوایل انقلاب بود و هنوز بحث حجاب جدی نشده بود. دختر دانشجو از استادش [شهید دیالمه] سوالی می‌پرسد. شهید دیالمه سرش را پایین می‌اندازد و جواب می‌دهد ... ✅ دختر دانشجو عصبانی می‌شود و می‌گوید: مگر تو استاد ما نیستی؟! چرا نگاهم نمی‌ڪنی؟! شهید دیالمه گفت: اگر به تو نگاه ڪنم، اونی ڪه باید نگاهم ڪنه، دیگه نگاهم نمی‌ڪنه ...! "پاتوق نوجوان"🌿 -@sabkebandegi』.
  خلبان علی‌اکبر به: پایگاه هوانیروز کرمانشاه موضوع: گزارش      اینجانب که خلبان پایگاه هوانیروز کرمانشاه می‌باشم و تاکنون برای احیای اسلام و حفظ مملکت اسلامی در کلیه جنگها شرکت نمود‌ه‌ام، منظوری جز پیروزی اسلام نداشته و به دستور رهبر عزیزم به جنگ رفته ام. لذا تقاضا دارم درجه تشویقی که به اینجانب داده‌اند، پس گرفته و مرا به درجه ستوان‌یار سومی که قبلاً بوده‌ام برگردانید. در صورت امکان امر به رسیدگی این درخواست بفرمائید. باتقدیم احترامات نظامی خلبان علی‌اکبر شیرودی 9/7/1359 "پاتوق نوجوان"🌿 -@sabkebandegi』.
🌹دیروز سال روز تولد شهید حسین یوسف الهی، عارفِ لشکر ۴۱ ثارالله کرمان بود 🔹حاج قاسم سلیمانی هر موقع یاد این شهید می‌افتاد، حالش متفاوت بود. این‌قدر برایش متفاوت‌ بود که وصیت کرد کنار او دفنش کنند. از خاطرات حسین، پسرِ غلام‌حسین: ماشين لندکروز توي يک متر آب و گِل، گير کرده بود. ده نفر هُلش می‌داديم؛ اما تکون نمی‌خورد. حسين که از راه رسيد، گفت: وايسيد کنار. کار خودمه! به آرامي ماشين را کشيد بيرون. با تعجب گفتم: دعا خوندی؟ گفت: نه. فقط به ماشين گفتم برو بيرون! به او می‌گوئیم: آقا حسین! به حق امام حسین، دستِ ما را هم بگیر و از منجلاب هوای نفس بیرون بکش، مَرد... پاتوق نوجوان"🌿 -@sabkebandegi』.
💌 🌹‌شهـــید عمار موسوی : 🌷┤♥️ ! اسلام و انقلاب باید به دست آقا امام زمان (عج) برسد. برای رسیدن به این مقصد، باید از تمام خطرها و موانع عبور کرد، هر چند در این راه ممکن است خون جوانانی ریخته شود و جان عزیزانی نثار گردد و سهم کوچکی از این جهاد هم نصیب ما بشود. همسر مهربانم! همیشه پشت سر رهبر قدم بردارید، چون سخنان رهبر بدون تردید حق است، پس بعد از من، همه هم و غم شما ولایت باشد. به دخترم بگویید همواره در خط رهبری باشد و هیچگاه پشت ولایت را خالی نکند. پاتوق نوجوان"🌿 -@sabkebandegi』.
ازش پرسیدم : این همه به فقیران کمک میکنی چیزی برای خودت باقی می ماند؟! خیلی آرام گفت : من کاره ای نیستم . من فقط وسیله هستم . روزی دهنده خداست پاتوق نوجوان"🌿 -@sabkebandegi』.