دارم به محرم فکر میکنم،
به اون لحظهای که روضه خوان قراره بخونه
ای اهل حرم میرو علمدار نیامد
همونجا قلبم تیکه تیکه میشه از غم نبودنت.
خیلی دوست داشتم از امشب وارد روتینِ دوستداشتنیِ
«مسجد تجمع هیئت خونه» بشم؛
ولی نهایت شاید بتونم در کنار خونه یکی دیگه شون رو داشته باشم💔😔
امشب قسمت شد که یه گوشهای در محضرِ مراسم آقا امام حسین(ع) باشیم…
اگه قبولمون کنن، همین خودش بزرگترین افتخاره و برامون بس هست؛ اینکه خادمِ مجلس عزاشون باشی.🖤✨
من که از خودم چیزی ندارم و واقعاً نالایقتر از اونم که بخوام از این حال و هوا سخنی بگم، از این خدمت دم بزنم…
فقط دلم میخواست یه ردِ کوچیک از این شب و این عزاداری، با شما هم قسمت بشه؛
ولی نشد و نتونستم چیزی از مراسم، با تصویر به اشتراک بذارم.
صَــبـورا
امشب قسمت شد که یه گوشهای در محضرِ مراسم آقا امام حسین(ع) باشیم… اگه قبولمون کنن، همین خودش بزرگتر
هر چیزی که عکسش گرفته نشه، الزاماً گم نمیشه؛ بعضی وقتا بیشتر از همیشه توی خاطر میمونه.
فکر کنم شبِ اولِ محرمِ امسال، از همونا بود 😊🖤
امامحسین با مشکی پوشیدن ما به یاد نمونده
که بخواد با رنگی پوشیدن شما از یاد بره .
صَــبـورا
امامحسین با مشکی پوشیدن ما به یاد نمونده که بخواد با رنگی پوشیدن شما از یاد بره .
مارویاداینشعرمیندازن:
آنیتیمانکهزخرمایعلیسیرشدند ،
کربلاگوشهگودال ، همگیشیرشدند ..!