eitaa logo
صَــبـورا
308 دنبال‌کننده
247 عکس
97 ویدیو
0 فایل
و از همان آغاز ما را صبور ساختند! :)🌤 صبورا خونهٔ کوتاه‌نوشت‌های آرومی‌ه که کلمه‌ها قدم آهسته برمی‌دارند؛ جایی که فکرها خاک می‌نشینند؛ حرف‌هایی که نمی‌خواهند قانع کنند، فقط می‌خواهند همراه باشند🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
صَــبـورا
انگار که دنیا برای زندگی کردن نیست برای زندگی ساختنه
به خودم میگم چقدر دنیا رو سفت گرفتم در صورتی که عین ماهی لغزنده است و هر لحظه میتونه فرار کنه ، چقدر مسائل کوچیکو بزرگش کردم ، چقدر فرصت های زندگی ساختن و برای زندگی کاذب دنیا از دست دادم! وقتی به این چیزا فکر میکنم واقعا ناامید نمیشم اینجور وقتا با یه حس و حال دیگه ای لحظه های زندگی رو طی میکنم به شادی ها و خنده ها و نعمت ها و غم و غصه ها ی جور دیگه ای نگاه میکنم و انگار همه چیز خیلی بهتره همینه که میگن " انا لله و انا الیه راجعون " برخلاف تعبیر منفی ای که بین عموم داره واقعا معنای شیرینی داره از خداییم و به خدا برمیگردیم از وجود بی نهایتیم و به اصل نامحدود خودمون برمیگردیم
_
باید منقطع شی، تا متصل شی منقطع از دنیا، متصل به خدا..
اون فقط یك عکسه، چرا گریه می‌کنی؟ اون عکس:
تو این شب عزیز به نامِ خانوم سه ساله مارو از دعای خیر خودتون محروم نکنید؛🖤
سلام آقای امام حسین ساده و بی آرایه بگو امسال مرا دوست نداشتی از روز اول به من نشان دادی امسال لیاقت حتی هیئت و روضه را ندارم هرچه فکر میکنم هر سال رزق محرم هایم کمتر و کمتر میشود . دل گیر نشوی از من اما این روزها که مختص شماست هر اتفاقی در دستان خودتان میبینم اگر توفیق یک شب را نداشته باشم این را قسمت و قدر نمیبینم تنها چیزی که میبینم نخواستن شماست این که برایتان ارزشی ندارم نمیدانم اما قلبم میشکند دلم به درد می آید من شما را حس میکنم در تک تک اشک هایی که ریختم رویاهایی که ساختم تک تک نشدن ها و نرسیدن ها شدن ها و رسیدن ها من میبینم شما را . اگر پارسال و سال های قبل وقتی خسته تر از هر وقت نا امیدتر از هر وقت بودم مرا میخریدی آن زمان که فکرش را هم نمیکردم به برنامه ی روضه و هیئتی مرا رساندی آن هم نه یک بار چند بار من آن شب ها شما را دیدم . یک سالی که بابا رضا لیاقت محرم در مشهد را به من عطا کرد شما را دیدم. برای آن سالی که عمه معصومه جان اجازه داد در حرمش باشم شما را دیدم برای اربعینی که شاید قرار نبود بروم اما کمتر از دو ساعت در ماشین به سمت مرز نشسته بودم شما را دیدم وقتی جای خواب در مسجد سهله آقا صاحب الزمان(عج) برایمان پیدا شد وقتی بهترین لحظه های عمرم را در مسیر طی کردم شما را دیدم . من شما را بین الحرمین به اندازه ی همان نماز دو رکعتی که خواندم دیدم من همیشه شما را میبینم. من این روز ها هم میبینم که انقدر بد و نالایق شده ام که نمیدانم چگونه توصیف کنم کاش امشب جواب حرف هایم را بدهید کاش جواب دل شکسته ام را بدهید. کاش حداقل فقط روزنه نوری نشانم بدهید کاش فقط یک بار دیگر برایتان اندازه ی گرد خاکی ارزش داشته باشم . به قول اقای ستوده امشب این خیال را راحت کن یا بخر مرا..‌‌. حرف ها زیاد است اما اشک ها بیشتر کاش......
کاش منو همونطوری ببری که رقیه‌ت ُ بردی : )
همه‌ما.. مأموربه‌ادای‌‌تکلیف‌ووظیفه‌ایم، نه‌مأموربه‌نتیجه..
این طلبِ دعای خیر از امام زمان روحی فداه در انتهایِ پیام‌های رهبری، به شدت دلمو می‌بره. :)))
[روز سوم محرم الحرام] عالم به فدای ِدل ِمحزونت³¹⁵..(:❤️‍🩹 🖊