eitaa logo
صَــبـورا
313 دنبال‌کننده
245 عکس
97 ویدیو
0 فایل
و از همان آغاز ما را صبور ساختند! :)🌤 صبورا خونهٔ کوتاه‌نوشت‌های آرومی‌ه که کلمه‌ها قدم آهسته برمی‌دارند؛ جایی که فکرها خاک می‌نشینند؛ حرف‌هایی که نمی‌خواهند قانع کنند، فقط می‌خواهند همراه باشند🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
بله ؛ از این عکس فقط نقشه‌ی ایران مانده . .
ــ
خدایا بابت تموم خوشی هایی که نصیب‌مون کردی ، لبخند هایی که رو لب‌مون کاشتی ، بذر محبتی که نسبت به همدیگه در دل‌مون انداختی نعمت هایی که ما قدرش رو نمیدونیم ولی ازمون نمی‌گیری ، بابتِ دورهمی هایی‌که یاد آور ذکر و یاد خودت میشه و خیلی خیلی اتفاقات ریز و درشتی که کنار هم می‌چینی و خوش‌حال‌مون می‌کنی و ما برخی‌هارو می‌بینیم‌ و برخی‌هارو نمی‌بینیم ؛ شکرت ..! - الحمدالله کما هو اهله ؛ - اللهم بارک لِمولانا صاحب‌الزمان !
دین ، ابزار ِکاسبی نیست .
‌حرف‌هایی هست که نمی توان به زبان آورد چون واژه‌ای برای بیان آنها نیست. اگر هم بود کسی معنای آن را درک نمی‌کند...
وقتی میفهمی مالک ایران اینترنشنال عربه ولی یه عمر به تو میگفتن عرب پرست -د اخه لامصببب
این انسان ها نیستند که مارا آزرده میکنند... بلکه امیدی است که به آن ها داشتیم!:) _مولا علی "ع"
جبهههماناست . . :) 🤌🏻
شانس نیست اونی که هواتو داره خداست، خدا!
هر چی بیشتر از چیزی بترسی ، بیشتر اتفاق میوفته.📙🌿
سخت است همزیستی دائم با کسانی که دغدغه‌ هایت را نمی‌فهمند اما عزیزان تو هستند.
ناپلئون بلامقدمه از من پرسید: تو از سرنوشت آینده‌ات واهمه نداری اوژنی؟ وقتی ما تنها هستیم اغلب به من «تو» می‌گوید با این‌که رسم نیست حتی نامزدها یا زن‌وشوهرها به هم «تو» بگویند. من سری تکان دادم: ترس از سرنوشتم؟ نه، نمی‌ترسم. کسی چه می‌داند چه سرنوشتی در انتظار ما است. چرا باید از یک چیز ناشناس ترسید؟ عجیب است که اغلب اشخاص ادعا می‌کنند از سرنوشت خود بی‌خبرند… صورت او در موقع ادای این کلمات در مهتاب خیلی رنگ‌پریده بود. چشمهای کاملاً بازش به نقطۀ دوری خیره شده بود. ادامه داد: من سرنوشتم را احساس می‌کنم. با تعجب پرسیدم: و… از آن می‌ترسید؟ نه. من می‌دانم که کارهای بزرگی خواهم کرد. من برای به‌وجود آوردن و ادارۀ مملکتها خلق شده‌ام. من جزء آن عده‌ای هستم که تاریخ دنیا را به‌وجود می‌آورند.. . •دزیره نوشته ی آن ماری سلینکو✨