فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍁خـدایـا
✨صفحه ای دیگـر
✨از عمـرمان ورق خورد
✨روز را در پنـاهت
✨به شب رسـاندیم
✨پـروردگارا
✨شب را بر همـه عزیزانمـان
✨سرشار از آرامش بفـــرما
🍁و در پناهت حافظشان باش
شبتون خوش در پناه خـدا 🍁
🍁🍂
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸پروردگارا
✨امـروز چتر رحمتت را
🌸بر سر دوستانم
✨همیشه باز نگهدار
🌸و بهترین تقدیرها
✨را برایشان رقم بزن
🌸 بسْم اللّٰه الرَّحْمٰن الرَّحیم
✨ الــهـــی بــه امــیــد تـــو
🌸🍃
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#حدیث
❤️امام علی عليه السّلام:
🌹اخلاقت را خوب کن تا
خدواند حسابت را آسان گرداند 🌹
📗امالی صدوق ، ص۲۷۸
🌸🍃
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✨اگر کاسهٔ خود را
بیش از اندازه پُر کنید؛ لبریز میشود!
💫چاقوی خود را
بیش از حد تیز کنید؛ کند میشود!
💫در پیِ پول و راحتی باشید،
دلتان هرگز آرام نمیگیرد...
💫دنبال تایید دیگران باشید؛
برده آنها خواهید بود...!
💫کار خود را انجام دهید،
سپس رها کنید،
این تنها راه آرامش یافتن است...💝
🌸🍃
🌴خصوصیات اخلاقی شهید عبدالصالح زارع🌷🌷
🍃شهید بسیار آرام وساده زیست وبا گذشت وشوخ طبع بودند 🌹
🍃پر تلاش واهل خدمت کردن به دیگران بودند ایشان اهل پیاده رویی آن هم در شب کنار دریا بودند🌹
🍃شاد بودند واز زیر کارهای سخت وسنگین هیچ گاه در نمیرفتند وتمام توانش را برای خدمت صادقانه وبی منت بکار میبرد 🌹
🍃به خانواده های شهدا علاقه ی خاصی داشت وهمیشه به آنها کمک میکرد عاشق شب عاشورا در فکه بودند .وهمیشه شب عاشورا خود رو به فکه میرساندند تا در خدمت شهدا وخانواده ی آنها باشد🌹
🍃عاشق ولایت فقیه ورهبر بودند 🌹🌹🌹
12.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨بسم رب الشهدا ✨
🌷شهید مدافع حرم عبد الصالح زارع🌷😔
#یادشان گرامی 🌹
⚘﷽⚘
دعای_شهادت...🌷
عبدالصالح تنها یک آرزو در دنیا داشت و برای آن بسیار تلاش میکرد، قبل از عقد به من گفت دعایی دارن که حتما وقت عقد آن را برایم بخواه❤️، وقتی برای عقد رفتیم، با فاصله از هم نشستیم، آن لحظات تمام دغدغه ام این بود که با این فاصله چطور به او بگویم چه دعایی داشت🙊؟ حتما او هم نمی توانست با صدای بلند خواسته اش را بگوید، تا لحظاتی دیگر خطبه جاری میشد و من از خواسته صالح بی خبر بودم.
نمیدانستم چه کنم😣، در همین اثنا، خواهر آقا صالح، جلو آمد و یک دستمال کاغذی تا شده به من داد و گفت این را داداش فرستاد،💐 دستمال را باز کردم و روی دستمال برایم دعایش را نوشته بود: «دعا کن ، من شهید شوم»🕊🌺
#شهید_مدافع_حرم
عبدالصالح زارع🌷
#راهشان_پر_رهرو ✨❤🌹
شخصی به نام عبدالجبار مستوفی عزم زیارت حج کرده بود.
او هزار دینار زر ذخیره کرده بود. روزی از کوچه ای در کوفه رد می شد که به خرابه ای رسید. زنی را دید که در آن جا مشغول جست وجو بود. ناگاه در گوشه ای مرغ مرده ای دید، آن را زیر چادر گرفت و رفت.
عبدالجبار با خود گفت: این زن محتاج است ، باید ببینم که وضع او چگونه است؟ در عقب او رفت تا این که زن داخل خانه ای شد.
کودکانش پیش او جمع شدند و گفتند: ای مادر از گرسنگی هلاک شدیم؟ زن گفت: مرغی آورده ام تا برای شما بریان کنم.
عبدالجبار چون این سخن را شنید، گریست ...
با خود گفت: اگر حج خواهی کرد، حج تو این است. آن هزار دینار زر از خانه آورد و یرای زن فرستاد و خودش در آن سال در کوفه ماند.
چون حاجیان مراجعه کردند و به کوفه نزدیک شدند، مردمان به استقبال آنان رفتند. عبدالجبار نیز رفت. چون نزدیک قافله رسید،
شترسواری جلو آمد و بر وی سلام کرد و گفت: ای عبدالجبار از آن روز که در عرفات ده هزار دینار به من سپرده ای تو را می جویم، زر خود را بستان و ده هزار دینار به وی داد و ناپدید شد.
آوازی برآمد که ای مرد هزار دینار در راه ما بذل کردی، ده برابر پس فرستادیم و فرشته ای به صورت تو خلق کردیم تا از برایت هر ساله حج گزارد تا زنده باشی که برای بندگانم معلوم شود که رنج هیچ نیکوکاری به درگاه ما ضایع نیست.
📙قصص الانبيا
🌿🍁🍂🍁🌿