۲ـ کاهش مشارکت و تشویق
چیزی که غیبت را ادامه میدهد، چند چیز است:
▫️نگاهِ علاقهمند،
▪️سؤالهای کنجکاوانه (بعدش چی شد؟)،
▫️خنده و تعجب.
کارهایی که میتونی انجام بدی تا غیبت
از جانب تو صورت نگیرد:
▪️نگاهت را از گوینده بگیر، مثلاً به کتاب،
گوشی (بهانه: چک کردن یادداشت، ساعت،
پیام ضروری).
▫️بهجای «اِ واقعاً؟!» فقط ساکت باش،
یا در حد «هم…» یک جواب خنثی بده..
اگر خندهدار است، خودت را کنترل کن؛
چون خنده یعنی تأیید و تشویق.
اینها شاید ساده به نظر بیاد، اما عملاً به
غیبتکننده میفهماند: «من شنوندهی خوبی
برای این بحث نیستم💯.»
۳ـ تغییر موضوع بدون برچسبزدن
هدف: فضا را برگردانی، بدون اینکه بگویی
«غیبت نکن» و کسی را خجالت بده مثلاً
«بذارید از خودمون بگیم، فلانی حال خودش
چطوره؟» (موضوع را از شخصِ غایب به
حاضرین برگردان)
«بیایید دعا کنیم خدا خودش مشکلش رو
حل کنه، ما هم خیلی گرفتاری داریم…» بعد
بلافاصله بحث را ببری به یک موضوع
مشترک (اقتصاد، درس، بچهها…).
کلید موفقیت این مرحله این است که:
لحن کاملاً آرام و عادی باشد،
صورتت حالت «نصیحتگرانه» نگیرد،
و بلافاصله بعد از جمله، خودت بحث جدید
را هدایت کنی.
۴ـ تغییر زاویهی نگاه
وقتی غیبت دارد شدت میگیرد و
نمیشود موضوع را کامل عوض کرد، میشود
سمتِ «حسنظن» و «توجیه مثبت» رفت؛
این معمولاً آتش را کم میکند:
مثلاً:
«شاید هم یه عذری داشته، ما خبر نداریم.»
«من خودم هم یه وقتهایی از این اشتباهها
میکنم، خدا عیبهامونو بپوشونه.»
«خدا خودش ستّارالعیوبه، انشاءالله اصلاح
میشه.»
این جملات دو تا اثر دارد:
▫️غیبت را از حالت محاکمه میآورد روی
دعا و دلسوزی.
▪️آتش هیجان و بدگویی را خنک میکند.
وقتی هیچ کاری نمیتوانی بکنی،
حداقل اینها را بکن‼️ گاهی واقعاً
موقعیت طوری است که:
نه میتوانی حرف بزنی،
نه میتوانی موضوع را عوض کنی،
نه میتوانی مجلس را ترک کنی.
در این حالت، برای اینکه “شنوندهی منفعلِ
گناه” نباشی، این کارها کمک میکند:
▫️قطعِ توجه درونی مثلاً:
شروع کن در ذهنت ذکر گفتن:
«اللهم اغفرلنا و للمؤمنین و المؤمنات»
یا «استغفرالله ربی و اتوب الیه»
یا یک آیه/حدیث حفظی را مرور کن.
▫️مشغول شدن به کار بیحاشیه
۱ـ روی کاغذ چیزی بنویس (حتی اگر بیربط
است، مثل طرح یک موضوع درسی).
۲ـ فهرست کارهای امروزت را یادداشت کن.
۳ـ اگر جلسه علمی است، نکاتی از بحث اصلی را
یادداشت کن (حتی اگر دیگران خوشان نیستند).
سداد | امیرهادی سرجوئی
وقتی هیچ کاری نمیتوانی بکنی، حداقل اینها را بکن‼️ گاهی واقعاً موقعیت طوری است که: نه میتوانی حرف
از بیرون: تو در مجلس هستی.
از درون: در حال شنیدنِ غیبت نیستی،
بلکه سرت جای دیگری است.
زمان:
حجم:
1.4M
#باهم_کتاب_بخونیم 📚
کعبه قبله زاد | دفتر اول
استـاد حامد کاشانی📝
جلسه هفتم، ظلم به فاطمه زهرا
سلام الله علیها دلیل ولایتمداری
سلام و ارادت خدمت اعضای کانال سدید 👋🏻
امیدوارم حال دلتون خوب باشه🍃
امروز براتون خلاصهای از
کتاب «تعلیم و تربیت در اسلام» اثر شهید
مطهری آماده کردم؛ کتابی که دقیق نگاه میکنه
به اینکه «تعلیم»و«تربیت» در نگاه اسلام فقط
یک آموزشِ خشک نیست، بلکه جهت دادنِ
انسان به سمت رشد واقعی است.
۱ـ تعلیم و تربیت، هدف مشترک دارند
شهید مطهری خیلی روشن میگه: در اسلام،
تعلیم یعنی بخشیدنِ آگاهی و دانش؛ اما تربیت
یعنی پرورشِ روح، اخلاق، جهت فکری و رفتار.
پس تعلیمِ صرف بدون تربیت، ممکنه انسان رو
فقط با معلومات بار بیاره، نه با شخصیت.از نگاه
اسلام، تربیت باید پشتِ تعلیم حرکت کنه.
۲ـ تربیت اسلامی یعنی ساختنِ انسانِ
قابلِ رشد از نگاه نویسنده، تربیت فقط
کاری برای مدرسه و کلاس نیست؛ یک
پروژهی زندگی است.
اسلام میخواد انسان را طوری بسازه
که: بتونه حق را از باطل تشخیص بده،
در برابر وسوسهها و بیراههها مقاومت
کنه، مسئولیتپذیر باشه و آرامآرام به
کمال نزدیک بشه.
۳ـ نقش معلم و محیط:
الگو فقط با حرف نیست.
شهید مطهری روی نقش مربی و
فضای تربیتی خیلی تأکید میکنند.
در ذهن اسلام، مربی باید:
خودش به گفتهها عمل کند،
محبت و اخلاق درست را منتقل کند،
و زمینهای بسازد که رشد اتفاق بیفتد.
محیط هم مهم است:
فضای مدرسه، خانواده، و حتی نوع روابط
اجتماعی، میتونه سازنده یا مخرب باشه.
پس تربیت یک “جزیرهی جدا” نیست.