ریشه اختلاف: آزادی از دید انسانمحور
و خدامحور🍃علامه از اول بحث یه خط
تفکیک خیلی مهم میکشه:
▪️غرب: انسان معیار همه چیزه.
آزادی یعنی «تا جایی که به کسی آسیب نزنی،
هر کاری دلت خواست بکن.»
▫️اسلام: خدا محور عالمه.
آزادی یعنی «رهایی انسان برای رسیدن به
کمالی که خدا براش تعیین کرده.»
اینجا اختلاف اصلی اینه:
غرب از «حداکثر لذت و اختیار» شروع میکنه؛
اسلام از «سعادت و فلاح».
برای همین علامه میگه:
آزادی بدون تعریف صحیح انسان، تعریف
نمیشه و چون تعریف غرب از انسان ناقصه،
آزادی هم اشتباه دراومده.
آزادی مطلق، قشنگ اما خطرناک
علامه توضیح میده که شعار آزادیِ مطلق
همیشه جذابه؛ چون نفس انسان از قید و بند
خوشش نمیاد.ولی پشت این شعار معمولاً دو
چیز خوابیده:
یا شرکتها و رسانهها که میخوان
مصرفکنندهدآزاد بسازن؛ یا لیبرالیسم اخلاقی
که میخواد وجدان دینی رو کمرنگ کنه.
ایشون میگه:
«انسان اگر آزاد باشد، اما مسیر را نشناسد،
آزادیاش او را به هلاکت میبرد.»
مثل این میمونه که یه بچه را توی بزرگراه
آزاد بذاریم؛ این آزادی به نفعشه یا به ضررش؟
قانون الهی محدودیت نیست؛ حفاظت است.
این بخش را خیلیها اشتباه میفهمن.
علامه مصباح میگه:
قانون الهی دو جور محدودیت ایجاد میکنه:
یک محدودیت برای نفسِ حیوانی
یک آزادی برای روح انسانی
وقتی خدا میگه:
«چشمچرانی نکن، غیبت نکن، دزدی نکن…»
این یعنی:
«من آزادیِ روح تو را از بردگی شهوت، کینه
و پول تضمین میکنم.»
این نگاه خیلی لطیفه:
هر جا خدا «نکن» گفته یعنی «آزاد شو».
از چی؟
از بندهایی که نمیگذارن رشد کنی.
آزادی درونی، اساس آزادی بیرونی است
مصباح روی این نکته فوق العاده تأکید میکنه:
آدمی که نتونه جلو زبانش رو بگیره،
یا چشمش رو مدیریت کنه،
یا حسادتش رو کنترل کنه،
نمیتونه مدعی آزادی اجتماعی باشه.
چون:
اسیر خشمشه
اسیر نیاز به تأیید دیگرانه
اسیر پول و مقامه
اسیر عادتهاشه
اسیر تبلیغاته
علامه میگه:
«آزادی بیرونی بدون آزادی از نفس،
توهّم آزادی است.»
آزادی اجتماعی در اسلام سه حدّ دارد:
علامه مصباح سه خط قرمز در آزادی اجتماعی
میگذارد:
۱ـ فساد اخلاقی عمومی
آزادی که به تحریک شهوت دیگران منجر شود،
ممنوع است❌
۲ـ تضعیف اصول ایمانی جامعه
آزادی بیان تا جایی پذیرفتنی است که
بنیان ایمان عمومی را تخریب نکند❌
۳ـ تجاوز به حقوق معنوی انسانها
یعنی آزادی نباید تبدیل به تحقیر، تخریب روانی
یا اشاعه دروغ شود❌
▫️خلاصه:
اسلام آزادی را تا جایی میدهد که به کرامتِ
انسان آسیب نزند.
نقد عمیق آزادی غربی: بردگی در لباس آزادی
اینجا علامه خیلی صریح حرف میزند:
غرب انسان را از قید دین آزاد کرد،
اما تحویل داد به:
بندگی سرمایهداران
بندگی رسانه
بندگی شهوت
بندگی مصرفگرایی
بندگی مشهور شدن و لایک
بندگی سبک زندگی هالیوودی
پس انسان غربی ظاهراً آزاد است،
اما باطناً اسیرتر از انسان قدیم.
این بخشِ تحلیل، برای جوانها
خیلی قابل استفاده است.
نتیجه نهایی: آزادی یعنی بندگی خدا
جمعبندی علامه اینه:
انسان فقط وقتی آزاد میشود که
از غیر خدا آزاد شود. بندگی خدا، یعنی آزادی
از همه بتهای ذهنی، اجتماعی و فرهنگی.
آزادیِ بدون خدا یعنی سقوط تدریجی
در دام نفس. به تعبیر ایشان:
«آزادی حقیقی، در سایه عبودیت خالصانه
حاصل میشود.»
زمان:
حجم:
1.8M
#باهم_کتاب_بخونیم 📚
کعبه قبله زاد | دفتر اول
استـاد حامد کاشانی📝
جلسه هشتم، اقداماتگستردهٔ
دشمن برای کتمان فضایل امیر
المؤمنین علیهالسلام🍃
سداد | امیرهادی سرجوئی
#باهم_کتاب_بخونیم 📚 کعبه قبله زاد | دفتر اول استـاد حامد کاشانی📝 جلسه هشتم، اقداماتگستردهٔ دشمن بر
نشانی مطلب فوق🪧
۱ـ مرقاة المفاتیح، جلد۹، صفحه ۳۹۳۱
۲ـ تهذیب الکمال، جلد۲۰، صفحه ۴۲۹
۳ـ سیر اعلام النبلاء، جلد۷، صفحه ۴۱۳
۴ـ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، جلد ۱۱،
صفحه ۴۴
۵ـ المناقب، خوارزمی، صفحه ۲۹۳
۶ـ کافی، حلد ۱، صفحه ۹۰
۷ـ نهج البلاغه، خطبه ۱۰۶، صفحه ۱۵۴
۸ـ مناقب، ابن شهر آشوب، جلد ۲، صفحه ۱۶۲
۹ـ سنن ترمذی، جلد ۵، صفحه ۴۶۱
۱۰ـ تفسیر فرات کوفی، صفحه ۵۴۸