این تقابل فقط یک رویاروییِ سیاسی یا نظامی
نیست؛ یک منطق است، یک معیار است، یک
درسِ بزرگ است: اینکه حق، اگرچه در ظاهر با
محدودیتهایی روبرو باشد، هرگز مغلوبِ ارادهی
تحمیلگر نمیشود و قدرتِ مادیِ محض، اگر
پشتوانهی حقانیت و ارادهی مردمی نداشته باشد،
سرانجام در برابر ایستادگی، شکست میخورد.
پس ما از پیروزی در این عرصه چه میفهمیم؟
پیروزی یعنی ماندنِ نامِ ایران، یعنی جاودانگیِ
اندیشهی استقلال و عزت، یعنی اینکه دشمن با
همهی قدرتِ خود نتواند ارادهی یک ملت را در
هم بشکند. و این همان رازِ ماندگاریِ مقاومت
است: ابزارها رفتند، اما اراده ماند؛ فشارها بود،
اما مقاومت بیدار شد؛ و ایران، با وجود همهی
سختیها، شکست نخورد.
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این یک دقیقه را مشاهده کنید.
با پیش فرضهای صحبتم بهتر آشنا میشوید.
شیخ حامد امینی موجزانه در یک دقیقه
مسئله را برامون روشن میکنند🍃
فعلاً همین جا نگهش داریم تا یه نفس تازه کنیم
و مطالب رو مرور کنیم🍃... برمیگردم!😉...
ما فقط در یک میدانِ محدود نایستادیم؛
ما هیبتِ دروغینِ یک ابرقدرت را به چالش
کشیدیم.
آنچه ریخت، فقط یک تصویر نبود؛ ابهتِ
پوشالیِ آمریکا در نگاه جهان فرو ریخت.
مگر شوخی است که یک ملت، با دستهای
خالی، اما با ایمان، اراده و عزت، در برابر ابرقدرت
دنیا بایستد و عقب ننشیند؟
این کار، کارِ هر ملتی نیست.
در برابر قدرتی که سالها خود را شکستناپذیر
نشان داده بود، ایستادیم؛ نه از سرِ هیجان، بلکه
بر پایهی حق، استقلال و خونِ غیرتِ یک ملت.
و همین ایستادگی بود که نشان داد قدرتِ
ظاهری، اگر از حقانیت تهی باشد، در لحظههای
سخت، تَرَک برمیدارد و میشکند.
ما ثابت کردیم که آمریکا، با همهی ادعاهایش،
قادر نیست ارادهی یک ملت را در هم بشکند💯
این یعنی فرو ریختنِ ابهتِ پوشالی؛
یعنی آشکار شدنِ این حقیقت که قدرتِ حقیقی،
نه در زرادخانههاست و نه در هیاهوی رسانهای،
بلکه در ایستادگیِ ملتی است که تصمیم گرفته
زیر بار تحقیر نرود.
سلام و اهداء تحیات الهی
در مورد نظریه ولایت فقیه پرسیده بودید،
امروز سعی میکنم اصلِ نظریه ولایت فقیه را
بهصورت جامع و مانع و تا حد ممکن استدلالی
توضیح بدهم؛ یعنی هم مبانیاش را بگویم، هم
استدلال عقلی، هم استدلال نقلی، و هم اینکه
دقیقاً ادعا چیست و چه چیزهایی را شامل
میشود و چه چیزهایی را نه.
نکته مهم:
در این بحث، معمولاً باید بین اصلِ ولایت
فقیه و محدوده و شکلِ آن باید فرق گذاشت.
یعنی ممکن است کسی اصلِ ولایت فقیه را
بپذیرد، اما در دایره اختیارات یا نحوه تحقق
آن نظر دیگری داشته باشد.
اول) دقیقاً موضوع بحث چیست⁉️
ولایت فقیه یعنی:
در عصر غیبت امام معصوم،
فقیه جامعالشرایط حق و وظیفه دارد که در امور
عمومیِ جامعه اسلامی و اداره شئون لازمالاجرای
دین، نوعی سرپرستی و رهبری داشته باشد.
این تعریف چند قید مهم دارد:
▫️فقیه: یعنی کسی که فقه اسلامی را بهصورت
عمیق میشناسد.
▪️جامعالشرایط: یعنی فقط علم کافی نیست؛
عدالت، تدبیر، بینش، و توان اداره هم لازم است.
▫️امور عمومی: نه امور شخصی مردم.
▪️عصر غیبت: وقتی دسترسی به امام معصوم
نداریم.
▫️اداره شئون دین و جامعه: یعنی جاهایی که
بدون یک مرجع حاکم، نظم جامعه و اجرای
بسیاری از احکام مختل میشود.
برای اثبات اصل ولایت فقیه، مدعا این نیست:
که فقیه معصوم است❌
که فقیه مثل امام منصوبِ شخصیِ معصوم است❌
یا که فقیه در همه چیز حتی در امور خصوصی
مردم ولایت مطلقِ بیقید دارد❌
بلکه مدعا این است که💯:
عقل و نقل میفهمانند که شارع مقدس نمیتواند
جامعه اسلامی را در عصر غیبت بیسرپرست رها
کرده باشد، و چون اجرای بخشی از احکام و حفظ
نظام نیازمند حاکمیت است، فقیه عادلِ آگاه
بهترین و بلکه لازمترین مصداق برای این ولایت
است✅
این گزاره را میشود از چند راه پشتیبانی کرد.