آیتالله رشاد: دیگر تفاهم نامه ای وجود ندارد..
🔸مسئله این نیست که آیا آنچه بر سر آن تفاهم میشود، تماماً به نفع ماست یا خیر. ممکن است روی کاغذ به نظر برسد که چهار بند به نفع طرف مقابل و ۱۰ بند به نفع ماست، اما مسئله اینجاست که طرف مقابل آن کاغذ را به همان معنایی که ما تصور میکنیم، قبول ندارد.
🔸 وقتی طرف مقابل تعهدی را نمیپذیرد، دیگر تفاهمی وجود ندارد. کدام تفاهمنامه؟ برخی دیپلماتهای ما همچنان از تفاهمنامه سخن میگویند، در حالی که تفاهمنامهای باقی نمانده است. کدام تفاهمنامه و کدام بندهای آن؟ اینکه بند اول چه شد، بند دوم چه شد، بند سوم و چهارم چه شد، در حالی مطرح میشود که اساساً تفاهمی وجود ندارد.
🔸برخی مانند کودکانی هستند که برای خود عالمی خیالی میسازند و همهچیز در آن عالم بر اساس تصور و خیال پیش میرود، اما خودشان آن را بسیار جدی میگیرند. گویی در یک جهان تخیلی زندگی میکنند؛ بسیار دلخوش، دلگرم و سرگرم هستند، در حالی که در واقعیت، چیزی وجود ندارد.
🔸اکنون چیزی به نام تفاهمنامه وجود ندارد و مسئولان باید با توجه به این مبنا عمل کنند و دوباره از تفاهمنامه و موضوعاتی که اساساً در تفاهم نیامده است، سخن نگویند
💠متن کامل سخنرانی آیت الله رشاد در ابتدای درس خارج فقه ۱۱ مهر ۱۴۰۵
@sadid59
نگاهی به دعای سی صحیفه سجادیه
🔻رابطه قرض و آرامش
آرامش قلب و آسایش فکر و امنیت روان از مهمترین ویژگیهایی است که هر فردی را به کمال و معنویت سوق میدهد. البته این به معنای بیدغدغه بودن و درد دین و مردم نداشتن نیست بلکه همانگونه که در قرآن کریم بیان شده است انسان مومن دارای سکینه و طمانینه قلبی است. با توجه به اینکه انسانها در مراتب یکسانی از ایمان قرار ندارند، بر هم خوردن این آرامش و اطمینان نیز در هر فردی متفاوت است.
به هر تقدیر انسان باید بکوشد موانع آرامش ذهن و دل خویش را بر طرف نماید و چه بهتر از ابتدا به گونهای تدبیر کند که به این موانع برخورد ننماید تا با فراغ بال و خیال برای سلوک فردی و اجتماعی خویش برنامهریزی کند.
در دعای سی صحیفه سجادیه یکی از عواملی که این وقار و سکینه را به هم میزند، بدهی داشتن است. انسان مومن باتقوای دارای عزت نفس، وقتی از کسی مبلغی را قرض میگیرد، از آنجایی که باز پس دادن آن ممکن است با مخاطراتی روبرو شود، دچار پریشانی ذهن و عدم تمرکز در افکار میشود و هر اندازه این بازپرداخت طولانیتر گردد، گرههای فکری او بیشتر میشود. ترس از ریخته شدن آبرو در برابر طلبکار و بد قول شدن و خلف وعده از جمله اموری است که فکر مقروض را درگیر خود میکند.
از همین رو حضرت سجاد علیه السلام از خداوند در مورد چنین قرضی طلب عافیت و سلامت میکند، چرا که یک مومن متقی هم به مال مردم حساسیت دارد و هم به عزت و آبروی خویش غیرت می ورزد. به این دلیل غصه میخورد و مشغولیت ذهنی پیدا کرده و حتی ممکن است به بیخوابی دچار شود! این تعابیر نشان میدهد چرا در اسلام قرض گرفتن در غیر شرایط اضطرار مکروه است.
از سوی دیگر به نظر میرسد وقتی بدهکاری این تبعات را دارد حکومت اسلامی که یکی از مهمترین وظایفش برقراری امنیت روحی و روانی مردم است باید راه را برای خریدهای قسطی، وام گرفتن و مقروض کردن مردم کم و کمتر نماید و شرایط زندگی را به سمتی پیش ببرد که این دغدغه را از ذهن مردم خالی نماید. هر مقدار در جامعهای قرض و وام بیشتر شود تشتت فکری و عدم تمرکز بر معنویت و ذکر و ایمان کمتر میشود و راه کمال آن جامعه سختتر میگردد.
گرچه قرض دادن بسیار ثواب دارد و خداوند در قرآن، قرض به مومن را قرض به خود دانسته است، اما از سوی دیگر طلبکار مومن باید توجه کند، مدیون را در فشار قرار ندهد و بر سرگشتگی و اشتغال ذهنی او نیفزاید. از این رو در شرع مقدس آسان گرفتن بر بدهکار بسیار سفارش شده است به خصوص هر مقدار وجاهت و شرافت بیشتری داشته باشد چرا که این کار اندکی از آسیبهای روحی و فکری او را تسکین می دهد. چه بسا همین امر در زندگی فردی و خانوادگی او اثر بگذارد و همین بر مال قرض دهنده برکت بیشتری دهد.
همه اینها برای قرض عادی و حلال بود، وای به زمانی که این بدهی و طلب، همراه با سود و ربا باشد و همراه جنگ با خدا باشد.
✍مهدی عامری
🔷هفته نامه #صبح_صادق
۱مرداد ۱۴۰۲، شماره ۱۱۰۲،ص ۷
اگر از وزیر گردشگری یا بخش رسانهای دولت انتقاد کنیم و از مجلس بخواهیم در مقام نظارت قانونی، وزیری را استیضاح کند، فوراً متهم میشویم به تندروی، خدشه به وحدت و بیتوجهی به اقتضائات جنگی!
اما اگر در میانه جنگ نظامی و اقتصادی، وزارتخانهای راهبردی چون وزارت نفت بیوزیر بماند، به جایی بر نمیخورد!
وزارت اطلاعات و وزارت دفاع را هم فعلاً به این فهرست نیفزاییم؛ چراکه گویی مطالبه پاسخگویی و هشدار نسبت به خلأهای مدیریتی، تنها زمانی «تندروی» است که پای دولت در میان باشد.
بله در چنین مقطعی نباید اختلافافکنی کرد؛ اما مسئله این است که آیا بحران، مسئولیتپذیری را تعطیل میکند یا ضرورت آن را دوچندان؟
و اگر «وحدت» قرار است به معنای تعطیلی نقد و نظارت باشد، باید پرسید: وحدت برای عبور از بحران است، یا وحدت برای ماندن در بحران؟
@sadid59