eitaa logo
سعیدیسم | سعید‌حیدری
196.5هزار دنبال‌کننده
12.2هزار عکس
11هزار ویدیو
47 فایل
انَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا حسبی الله « ملیت ما اسلام است » فقط جهت تبلیغات 👈 @saeedism_tabligh ادمین ارتباطات : @Admin_ertebatat_saeedism انتشار مطالب حتی بدون ذکر منبع = حلال ( رسانه باشید 😊)
مشاهده در ایتا
دانلود
سعیدیسم | سعید‌حیدری
فرهاد فتحی از چند ماه پیش (دقیقا یکی دو روز مونده به انتخابات مجلس) داره فحاشی میکنه و اسم برد از یه
دیگه حاشیه کافیه. اجازه نمیدم بیشتر از این در آستانه انتخابات ما رو به حاشیه ببرن. جواب تحدی خجالت آورش رو مردونه دادم و اگر مردش بود لوکیشن رو برام اس ام اس میکنه. دیگه در کانال حرفی ندارم ان شاءالله و به انجام تکلیف رسانه ای خودم ادامه میدم. یا علی
هدایت شده از خبردار 🚨
🔴دکتر جلیلی با بیشترین محبوبیت و کمترین حس منفی در بین افراد مطرح در بین کاربران شبکه‌های اجتماعی منبع: مرکز افکارسنجی دیتاک _ 🇮🇷 بزرگترین کانال هواداران دکتر سعید جلیلی @drjalilinews @drjalilinews
کاسه لیسی خواننده منافقین برای صهیونیست‌ها چقدر باید وطن فروش باشی که از جنایتکارها بخوای به کشورت حمله کنن!! البته که جرات ندارن. همین چند وقت پیش طعم موشکهای سپاه رو چشیدن 😅😅 ✍ @saeedism
آقا دیروز چه روزی بود 😅 همون اول صبح دیدم یکی از جوجه هام مرده. (چند تا جوجه مرغ گوشتی خریده بودم و ... )
سعیدیسم | سعید‌حیدری
آقا دیروز چه روزی بود 😅 همون اول صبح دیدم یکی از جوجه هام مرده. (چند تا جوجه مرغ گوشتی خریده بودم و
بعدش رفتم آرایشگاه ( این مدت اونقدر سرم شلوغ بود حسابی نامرتب شده بودم) پیش آرایشگاه خودم نتونستم برم و رفتم یه جای دیگه، اونم همزمان که داشت در مورد وضعیت کشور سیاه نمایی میکرد گند زد به سر و صورتم 😅🤦‍♂ نکته اخلاقی: اگر هرکسی کار خودشو درست انجام بده مملکت گل و بلبل میشه 😉
سعیدیسم | سعید‌حیدری
بعدش رفتم آرایشگاه ( این مدت اونقدر سرم شلوغ بود حسابی نامرتب شده بودم) پیش آرایشگاه خودم نتونستم ب
خلاصه مجبور شدم بیام خونه و خودم ریشمو حسابی کوتاه کنم 🤦‍♂ ما آقایون وقتی ریشمون بلنده فاز شیر بودن بهمون دست میده ولی وقتی یهو کوتاه میکنیم میشیم پیشی 😂😂😂😂
سعیدیسم | سعید‌حیدری
خلاصه مجبور شدم بیام خونه و خودم ریشمو حسابی کوتاه کنم 🤦‍♂ ما آقایون وقتی ریشمون بلنده فاز شیر بودن
بعدش رفتم سمت بازار تهران. از کوچه پس کوچه‌های اطراف بازار که داشتم رد میشدم یه تاکسی پارک کرده بود و دیدم راننده مسنش داره پیاده میشه. ایستادم تا پیاده بشه و در رو ببنده. همین که در رو بست حرکت کردم، یهو صدایی اومد و دیدم بععععله ، در ماشینش نمیدونم چرا باز شده و کلگیر و آینه ماشین ما رو حسابی مورد عنایت قرار داده 🤦‍♂😢 پیاده شدم یه نگاه به وضعیت ماشین خودم انداختم و یه نگاه به چهره اون پیرمرد. گفتم فدای سرت حاجی
سعیدیسم | سعید‌حیدری
بعدش رفتم سمت بازار تهران. از کوچه پس کوچه‌های اطراف بازار که داشتم رد میشدم یه تاکسی پارک کرده بود
این آخرش نبود البته. رفتم سمت میدون آزادی ، تو اتوبان آیت الله سعیدی یه تیباییه از پشت زد به ماشینم 🤣🤣🤣 گفتم خدایا اگر پیاده بشم ترافیک شدیدتر میشه. باز بیخیال شدم ( البته بعدا دیدم چیز خاصی نشده )
سعیدیسم | سعید‌حیدری
این آخرش نبود البته. رفتم سمت میدون آزادی ، تو اتوبان آیت الله سعیدی یه تیباییه از پشت زد به ماشینم
بعدش چند تا کار دیگه هم داشتم که سرتونو درد نیارم. اومدم دیدم تو مجازی میگن فلانی چرا در فلان موضوع هیچی نمیگه. منم از همه جا بیخبر 🤣🤣
اتفاقای ناخوشایند دیگه بماند ولی از دیروز همش شکر میکنم. کلا معتقدم بد و خوب بودن اتفاقات رو ما نمیفهمیم . عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم. خیلی از اتفاقات ریز و درشتی که سرمون میاد رحمت خفیه است. باید بابت همشون شکر کنیم حتی اگر حکمتشو نتونیم درک کنیم. پس : 😍