eitaa logo
خانه آزاداندیشی صفا
772 دنبال‌کننده
781 عکس
173 ویدیو
16 فایل
خانه آزاداندیشی صفا "خاص" 🗣 🔹آزاداندیشی 🕊 🔸گفتمان سازی🎙️ 🔹 طرح‌ولایت دانشجویی👨‍🎓 در صورت هرگونه ،انتقادوپیشنهاد، به آیدی @Trzareiezefreh پیام دهید #اینجا_خاص‌_باشید💎 #گفتمان_اصفهان 👥 #خانه_آزاداندیشی_صفا🏡 #معاونت_آزاداندیشی_استان_اصفهان
مشاهده در ایتا
دانلود
اسلام یک معنویت محض یعنی یک دینی که جز درباره نیایش و آداب مسجد رفتن و نماز خواندن سخن نگفته است نیست، اسلام یک دین و یک مکتب همه جانبه است. او اگر برای عدالت می‌جنگید باز به فرمان اسلام می‌جنگید؛ باز هم می‌رفت سراغ علی که على درباره عدالت چه گفته، پیغمبر درباره عدالت چه گفته، قرآن درباره عدالت چه گفته. اگر برای آزادی می‌جنگید باز می‌رفت سراغ ارزش‌های آزادی‌خواهانه‌ای که در متن اسلام واقع شده. یعنی این قیام ایدئولوژیک اسلامی تمام شئون را در بر گرفته بود، به جنبه‌های مادی و جنبه‌های نیمه مادی هم رنگ انسانی و معنوی داده بود. این است که انقلاب اسلامی ایران -که باید بسیار بسیار بیش از اینها درباره اش سخن گفته شود- [یک انقلاب انسانی و معنوی به معنی درست آن است.] 📕انقلاب اسلامی ایران از دیدگاه فلسفه تاریخ ص۴۵ 📚ترویج آثار شهید مطهری -•~❉᯽❉~•- 📱@Safa_isf|خانه آزاداندیشی صفا
حضرت آیت‌الله سیدمرتضی مستجاب الدعواتی به ملکوت اعلی پیوست 🔹حضرت آیت‌الله مستجابی چهره ماندگار عرصه مبارزه و جوانمردی از هفته قبل به علت بیماری در بیمارستان بستری بود. 🔹آیت‌اللّه سیدمرتضی مستجاب الدعواتی مشهور به مستجابی فرزند سیداسدالله مستجاب الدعواتی و نوه آیت‌ الله سید ابوالحسن صدرعاملی متولد ۱۳۰۲ ، ازعلمای سر‌شناس اصفهان بود که به علت نسبت خانوادگی با امام موسی صدر از جوانی رابطه‌ای نزدیک و صمیمی با ایشان داشت. 🔹وی از مبارزان سیاسی دوره ملی شدن صنعت نفت و از نزدیکان مرحوم آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی بود که تحصیلاتش را در حوزه علمیه تهران و نجف ادامه داد و موفق به اخذ اجتهاد از آیت‌الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی شد. 🔹آیت‌الله مستجابی در امور خیریه و عامل المنفعه سابقه ای طولانی داشت و دستی نیز در حوزه شعر و ادب و هنر داشت. -•~❉᯽❉~•- 📱@Safa_isf|خانه آزاداندیشی صفا
معنی زندگی چیست؟ علی علیه السلام دید که چاره‏‌ای جز جنگ نیست. آمد برای اصحاب خودش خطابه مختصری خواند. ببینید این علی زاهد، این علی عابد، این علی متّقی و پرهیزکار، این علی اهل آخرت، در روحش چقدر حماسه و عظمت وجود دارد و چقدر شرافت انسانیت را حفظ می‌کند! (برخلاف زاهدمآبان ما). فرمود: قَدِ اسْتَطْعَموکمُ الْقِتالَ‏ (خطابه حماسی است) لشکریانم، سپاهیانم! اینها جنگ را مانند یک خوراک از شما می‌خواهند، شمشیرها را مثل یک خوراک از شما می‌خواهند، جنگ‌طلب شده‌اند. بعد فرمود: رَوُّوا السُّیوفَ مِنَ الدِّماءِ، تَرْوَوْا مِنَ الْماءِ حالا که اینها چنین کردند، می‌دانید چه باید کرد؟ لشکریان من! تشنه‌ مانده‌‏اید؟ یک راه بیشتر وجود ندارد: این شمشیرهای خودتان را از خون این پلیدها سیراب کنید تا خودتان سیراب شوید. بعد فرمود: فَالْمَوْتُ فی حَیاتِکمْ مَقْهورینَ وَ الْحَیاةُ فی مَوْتِکمْ قاهِرینَ‏ (من خیال نمی‌کنم در همه خطابه‏‌های حماسی، جمله‌ای کوتاه به این رسایی و مهیجی وجود داشته باشد.) معنی زندگی چیست؟ زندگی که نان خوردن و آب نوشیدن نیست، زندگی که خوابیدن نیست، زندگی که راه رفتن نیست. اگر بمیرید و پیروز باشید، آن وقت زنده هستید ولی اگر مغلوب دشمن باشید و زنده باشید، بدانید که مرده‏‌اید. این‏طور علی علیه السلام روح عزّت و کرامت را در اصحاب خود دمید. 📕آزادی معنوی، ص۲۰۴ 📚ترویج آثار شهید مطهری -•~❉᯽❉~•- 📱@Safa_isf | خانه آزاداندیشی صفا
حال ببینید پیغمبر چگونه آن روز را روشن و دوره کمال بشریت می‌بیند. فرمود: «الْمَهْدی یبْعَثُ فی امّتی عَلَی اخْتِلافٍ مِنَ النّاسِ وَالزَّلازِلِ» مهدی علیه السلام در یک شرایطی می‌آید که اختلاف در میان بشر شدید و زلزله‌‏ها برقرار است (مقصود زلزله‏‌های ناشی از مواد زیر زمین نیست)، اصلًا زمین به دست بشر دارد تکان می‌خورد و خطر، بشریت را تهدید می‌کند که زمین نیست و نابود شود. «فَیمْلَأُ الْارْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً» بعد از آنکه پیمانه ظلم و جور پر شد، دنیا را پر از عدل و داد می‌کند. «یرْضی‏ عَنْهُ ساکنُ السَّماءِ وَ ساکنُ الْارْضِ» از او، هم خدای آسمان راضی است و هم خلق خدای آسمان و مردم روی زمین؛ می‌گویند: الحمد للَّه که شر این ظلمها از سر ما کوتاه شد. بعد فرمود: «یقَسِّمُ الْمالَ صِحاحاً» ثروت را به طور صحیح تقسیم می‌کند. گفتند: یا رسولَ الله! یعنی چه به طور صحیح؟ فرمود: عادلانه و بالسّویه تقسیم می‌کند. «وَ یمْلَأُ اللهُ قُلوبَ امَّةِ مُحَمَّدٍ غِنی وَ یسَعُهُمْ عَدْلُهُ»خداوند دل امت اسلام را مملوّ از غنا می‌کند؛ یعنی خیال نکن غنا و ثروت، تنها همان ثروت مادی است؛ دلها غنی می‌شود، فقرها و نیازها و حقارت‌ها و بیچارگی‌ها و کینه‌‏ها و حسادت‌ها، همه از دل‌ها بیرون کشیده می‌شود. 📕سیری در سیره ائمه اطهار، ص ۲۶۱ 📚ترویج آثار شهید مطهری -•~❉᯽❉~•- 📱@Safa_isf | خانه آزاداندیشی صفا
شعار سلام‏ یکی دیگر از شعارهای ما که باز مورد تهدید و خطر قرار گرفته است سلام است. اسلام برای برخورد کردن افراد به یکدیگر شعاری وضع کرده است که از خود اسلام است، قبل از اسلام نبوده و ابتکار خود اسلام است: سلام‏، سلام علیکم‏. پیغمبر فرمود سلام شعار اهل جنت و بهشت است (چون در بهشت است که قرآن‏ سلامٌ علیکم‏ نقل کرده است). دو نفر مسلمان وقتی که به یکدیگر می‌رسند چکار بکنند؟ آیا رسیدنشان به یکدیگر مثل رسیدن دوتا حیوان باشد؟ برخورد اوّلی، یک عنوان و تیتری و یک کاری نداشته باشد؟ کلاه‌هایمان را برداریم؟ نه، کلاه برداشتن شعار اسلام نیست، شعار ایران هم نیست. مثل چینی‌‏ها بینی‌‏هایمان را به همدیگر بمالیم؟ این هم شعار اسلام نیست. اسلام دین ناطق و زبان‌دار است، با آدمی حرف می‌زند. همین‌طور که راجع به‏ بسم الله عرض کردم، شما بروید بگردید، من به شما مهلتی می‌دهم، اگر در میان همه شعارهایی که افراد و ملت‌ها در برخورد با یکدیگر دارند، از سلام‏ و سلامٌ علیکم‏ شعاری پرمعنی‌‏تر و عالی‌تر و مترقی‌‏تر پیدا کردید من به شما اجازه می‌دهم که دیگر شما سلام نکنید. آخر چه از این عالی‌تر؟ دو نفر به همدیگر می‌رسند، اعلام سلم و سلام با یکدیگر می‌کنند. می‌گوید سلم بر تو، سلامت و صفا برای تو آرزو می‌کنم. این اعلام صلح و صفاست از یک نظر. اسلام دین صفا و صلح و خیر است، دین اخوّت و برادری است. به همدیگر که می‌رسیم سلام می‌کنیم، یعنی من برادر تو هستم و تو برادر من هستی و من برای برادر خودم آرزو می‌کنم (تعبیر آرزو هم غلط است، دعا می‌کنم، آرزوی مسلمان دعاست) من برای تو آرزو می‌کنم و دعا می‌کنم سلامت و تندرستی را، سلامت روحی، سلامت اجتماعی، سلامت جسمی، انواع سلامت‌ها را. چیز عجیبی است که اصل سلام این است: سلامٌ علیکم‏، یعنی به صورت جمع ولو به فرد گفته شود. در این، یک نکته‌ای است و در حدیث هم وارد شده است که در سه مورد است با اینکه طرف مفرد است ولی سنت است که به صیغه‌ جمع بگوییم. -•~❉᯽❉~•- 📱@Safa_isf | خانه آزاداندیشی صفا
می‌دانید تهمت یعنی چه؟ تهمت یعنی دروغ به علاوه غیبت؛ یعنی دو گناه‏ که با همدیگر توأم شوند اسمش می‌شود تهمت، و چقدر در میان ما تهمت زدن رایج است! و بعضی از ما که می‌خواهیم مقدسی کنیم، یک «می‌گویند» اول حرفمان می‌آوریم. مثلًا شخصی به یک نفر تهمتی زده، می‌خواهیم از گردن خودمان رد کنیم، خیال می‌کنیم که سر خدا را هم می‌شود کلاه گذاشت! می‌گوییم: می‌گویند فلانی چنین است، می‌گویند فلان جا چنین است. دیگری از ما می‌‏شنود و در جای دیگر می‌گوید: می‌گویند چنین، و بعد می‌گوید: خوب، من که نگفتم، من می‌گویم دیگران گفته‌اند که این‏طور است. قرآن جلوی این را هم گرفته است، این را هم یک گناه بزرگ شمرده است، می‌گوید: انَّ الَّذینَ یحِبّونَ انْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ امَنوا لَهُمْ عَذابٌ الیمٌ‏ آنان که دوست دارند در میان مردم حرف زشتی درباره فرد مؤمنی، افراد مؤمنی، یک مؤسسه ایمانی شیوع پیدا کند [برایشان عذاب دردناکی است.] اگر از یک احمقی یا مغرضی یا کسی که معلوم است که ریشه حرفش در کجاست درباره کسی حرفی شنیدید، حق ندارید بگویید «شنیده‌ام»، «می‌گویند». خود این «می‌گویند»ها اشاعه دادن فحشاست. 📕آزادی معنوی، ص۱۳۷ -•~❉᯽❉~•- 📱@Safa_isf | خانه آزاداندیشی صفا
در میان شعرا نیز سعدی شاعری است همه جانبه که در قسمت‌های مختلف شعر گفته است، یعنی دایره فهم سعدی دایره وسیعی است. شعر او به حماسه و غزل عرفانی و اندرز و نوع دیگر اختصاص ندارد؛ در همه قسمتها هم در سطح عالی است. سعدی مردی است که مدت سی سال در عمرش مسافرت کرده است. این مرد یک عمر نود ساله کرده که سی سال آن به تحصیل گذشته، بعد از آن در حدود سی سال در دنیا مسافرت کرده است و سی سال دیگر دوره کمال و پختگی او بوده که به تألیف کتاب‌هایش پرداخته است. گلستان و بوستان همه بعد از دوران پختگی اوست. به همین دلیل سعدی یک مرد نسبتاً کامل و پخته‏‌ای است. 📕آزادی معنوی 🔹ترویج آثار شهید مطهری به زبان روز -•~❉᯽❉~•- 📱 @Safa_isf | خانه آزاداندیشی صفا
زحمت مسئولیت و تکلیف خلاصه، مقصود قرآن این است که انسان در دنیا نمی‌تواند از نوعی زحمت خالی باشد، ولی می‌تواند آن زحمت را طوری شکل بدهد که بعد برای او سعادت ابدی و خوشی جاودانی داشته باشد. آن زحمتی که انسان [باید] خودش را در متن آن قرار بدهد زحمت تکلیف و مسئولیت است. اگر انسان خودش را متعهد کند به اینکه به وظایف و تکالیفش عمل کند، خوشی در همین دنیا و سعادت و خوشی مطلق در آخرت به دنبال آن می‌آید. خدا انسان را برای خوشی و سعادت آفریده است اما به شرط اینکه بداند برای رسیدن به سعادت جاودانی و ابدی باید از این گردنه سخت عبور کرد. فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ. آدمی که غصه مال از دست رفته را می‌خورد و می‌گوید: «أهْلَکتُ مالا لُبَدآ» اقتحام عقبه نکرده است. «اقتحام» ورود با زحمت و سختی و فشار است. 📕آشنایی با قرآن، جلد ۱۳، ص۱۰۶ 🔸ترویج آثار شهید مطهری به زبان روز -•~❉᯽❉~•- 📱 @Safa_isf | خانه آزاداندیشی صفا
باید دانست که کار اگر زیاد شد و به صورت تلاش دائم درآمد که همه وقت و فرصت را بگیرد و آدم را از خودش بگیرد، یکی از علل فساد اخلاق است، و البته فساد اخلاقِ ناشی از بیکاری یک نوع چیزهاست و مفاسد ناشی از کار و تلاش زیاد نوع دیگر است. علیهذا باید گفت همان طوری که انسان احتیاج به کار دارد، احتیاج به فراغت هم دارد که در آن وقت به خود استراحت بدهد تا اعصابش درست کار کند. بدن و فکری که زیاد تلاش کند فرسوده می‌‌شود، وسواس تولید می‌‌کند، اراده ضعیف می‌‌شود. طلبه‌‌ای که همه وقت خود را به تحصیل می‌دهد، در نماز زیاد شک می‌‌کند. علاوه بر این، انسان احتیاج دارد به فکر و رسیدگی به مجموع احوال و کارهای خود و احتیاج هم دارد به ذکر و عبادت و لهذا دستور بسیار متینی است که انسان باید وقت خود را تقسیم کند به سه قسمت: کار، استراحت، عبادت یا فکر و ذکر و کار خیر. اگر تمام وقت کار باشد یا استراحت باشد یا حتی عبادت باشد، اخلاق و روح فاسد می‌‌شود. 🔸ترویج آثار شهید مطهری به زبان روز -•~❉᯽❉~•- 📱 @Safa_isf | خانه آزاداندیشی صفا
بزرگترین هدیه یک رهبر به ملت خود بزرگترین هدیه‌ای که یک رهبر به ملتش می‌تواند بدهد «ایمان به خود» است، یعنی آن ملت را به خودش مؤمن کند. یک رهبر ممکن است هدیه‌ای که به مردمش می‌دهد هدیه مادی باشد، فرض کنید یکی از منابع مادی را که دشمن می‌برده است بگیرد و به ملت پس بدهد. ممکن است هدیه سیاسی باشد، استقلال سیاسی به ملت خودش بدهد. ممکن است ایمان به رهبر باشد یعنی ملت معتقد شود که رهبر ما رهبر خیلی بزرگی است. ولی اینها آنقدر مهم نیست که هدیه‌ای که یک رهبر به ملتش می‌دهد این باشد که این ملت را به خودش مؤمن و معتقد کند که بگوید من نباید زیر بار دشمن بروم، زیر بار استبداد بروم، زیر بار استعمار بروم، من از خودم تاریخ دارم، از خودم فرهنگ دارم، من هیچ احتیاجی ندارم که از غرب الگو بگیرم. 📕آینده انقلاب اسلامی ایران، ص۱۳۹ -•~❉᯽❉~•- 📱 @Safa_isf | خانه آزاداندیشی صفا
مردی به نام حسن بن مسعود گفت: «دَخَلْتُ عَلی‏ ابِی‌‏الْحَسَنِ عَلِی بْنِ مُحَمَّدٍ وَ قَدْ نُکبَتْ اصْبَعی» من بر امام هادی علیه السلام وارد شدم در حالی که انگشتم زخم و مجروح شده بود، یعنی آفت دیده بود. «وَ تَلَقّانی راکبٌ وَ صَدَمَ کتْفی» بین راه، در حالی که ناراحتی انگشتم را می‌کشیدم یک سواره‌‏ای به من تنه زد به طوری که کتف من مجروح شد «وَ دَخَلْتُ فی زَحْمةٍ» با هزار زحمت داخل شدم. فَخَرَّقوا عَلَی بَعضَ ثِیابی (روز ازدحام بوده است) وقتی وارد شدم جمعیت خیلی زیاد بود، قسمتهایی از لباس من هم پاره شد. به این حال من بر امام هادی علیه السلام وارد شدم. تا وارد شدم گفتم: کفانِی اللهُ شَرَّک مِنْ یوْمٍ چه روز شومی بودی تو امروز! ببین انگشت من این جور شد، شانه من این طور شد و لباسم چنین شد؛ امروز برای من چه روز بد یمنی بود! فَما اشْامَک! ای روز چه روز بدی بودی تو! فَقالَ لی ابُوالْحَسَنِ: یا حَسَنُ! هذا وَ انْتَ تَغْشانا؟! حسن بن مسعود! تو از این طرف این حرف را می‌‏زنی از آن طرف به خانه ما می‌آیی؟! ببینید تعبیر چقدر رسا و عالی است! تو به خانه ما می‌آیی و چنین حرفی را می‏‌زنی؟! مثل اینکه در خانه امام بیاید و مثلاً- العیاذ بالله- علی بن ابی‏طالب را سبّ کند یا انکار نبوت پیغمبر و یا انکار توحید را بکند. تَرْمی بِذَنْبِک مَنْ لا ذَنْبَ لَهُ‏ گناه خودت را به گردن آن کسی می‌گذاری که گناهی ندارد؟! به گردن روز و یوم می‌گذاری؟! (عرض کردم دفاع از سیزده و دفاع از روز؛ ببینید این جور دفاع می‌کنند.) قال الْحَسَنُ: فَاثابَ الَی عَقْلی. حسن بن مسعود گفت: با این حرف امام، مثل اینکه عقل من قبلاً از سرم پریده بود باز آمد. وَ تَبَینْتُ خَطَأی فهمیدم اشتباه کرده‌ام. فَقُلْتُ: مَوْلای اسْتَغْفِرُ اللهَ. آقایم! من از این گناهی که مرتکب شدم استغفار می‌کنم. فَقالَ: یا حَسَنُ! ما ذَنْبُ الْایامِ حَتّی‏ صِرْتُمْ‏ تَتَشَأَّمونَ بِها اذا جوزیتُمْ بِاعْمالِکمْ فیها. حسن! پس از آنکه شما می‌بینید بشر جز نتیجه اعمال خودش نیست پس گناه ایام و روزها چیست؟! دوشنبه و چهارشنبه چه گناهی دارد؟! 13 و 15 چه گناهی دارد؟ این شعر که: هفت روز نحس باشد در مهیب‏ زان حذر کن تا نیابی هیچ رنج‏ سه و پنج و سیزده با شانزده‏ بیست و یک با بیست و چهار و بیست و پنج‏ 📕پانزده گفتار، ۱۵۳ -•~❉᯽❉~•- 📱 @Safa_isf | خانه آزاداندیشی صفا
سخن‏‌چینی‏ «مَشّاءٍ بِنَمیمٍ» این سخن‌‏چین‏ها. نمّام یعنی سخن‏‌چین. سخن‏‌چین یعنی شخصی که همین‏ قدر که سخنی را از کسی درباره کسی بشنود که او را ناراحت می‌کند- اعم از اینکه آن که این حرف را زده است حق داشته بگوید یا حق نداشته؛ ولو غیبت کرده و حق نداشته بگوید- بعد در یک جایی که با آن شخص برخورد می‌کند آنها را بازگو کند، یعنی دوبه هم‏زنی، افساد. به جای اینکه روی یک امر زشتی را بپوشاند (اگر او حق داشته بگوید، سرّی بوده است، سرّ را نباید فاش کند؛ اگر هم حق نداشته و یک امر زشتی بوده است باید کوشش کند رویش پوشیده شود) برود آن سخن را بازگو کند یعنی این دو را دشمن یکدیگر کند. این‏ گونه افراد را «نمّام» می‌گویند. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ -•~❉᯽❉~•- 📱 @Safa_isf | خانه آزاداندیشی صفا