میـن که خطر ندارد!
اگر پا رویش بـرود،
آسمانی می کند..
اما زمین...
پا که گیرش بیفتد،
سر به هوا می شوی...
الهی به حق شهدا ،
نَفسمـان گیر این دنیا نشود
#شهدا_دستمون_روبگیرین
#گیر_دنیا_شدیم
🌷 رسم خوبی داشتیم، ماه رمضون ها بعضی شب ها چند تا از مربی ها جمع میشدیم افطاری میرفتیم خونه ی دانش آموز
.یه بار تو یکی از شبا تو ترافیک گیر کردیم اذان گفتند.
علی گفت : وحید بریم نماز بخونیم؟
وقت نمازه
من گفتم پنج دقیقه بیشتر نمونده علی جان بزار بریم اونجا میخونیم
نشون به اون نشون که یک ساعت و نیم بعد رسیدیم به خونه ی بنده خدا
از ماشین که پیاده شدیم زد رو شونمو گفت:
کاری موقع #نماز_اول_وقت انجام
بشه #ابتر میمونه 🌷
شهید امر به معروف علی خلیلی🌺
جوان بسیار باحیایی بود، همیشه وقتی میرفتیم بیرون سرش پایین بود، سریع هم کارش را انجام میداد که برویم و زیاد در این فضاها نمی ماند؛ مهمانی که میرفتیم یا در جمعی اگر حضور داشت لبخند بر لب هاش بود اما با همان چهره مهربان و خندان دینش را حفظ میکرد، گاهی در جمع دوستانمان اگر از بچه ها حرفی ناشایست میشنید با همان خنده اش متذکر میشد به آن ها.
🌷شهید جهاد مغنیه🌷
7.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#شهید_جهاد_مغنیه
🔹 شهید جهاد مغنیه، فرزند فرمانده شاخه نظامی حزب الله لبنان در نبرد سوریه توسط اسرائیل
نثار ارواح طیبه ی شهدا #صلوات
🕊 خبرشهادت برادرم جهاد راکه شنیدم دلم سوخت
مثل باباشده بود
خونها روشسته بودندولی جای زخم ها وپارگیها بود،جای کبودی وخون مردگی ها
تصاویر #شهادت بابا و جهاد باهم یکی شده بود
ویک لحظه به نظرم رسیددیگرنمیتوانم تحمل کنم…
مادر، وقتی صورت #جهاد را بوسید،گفت:ببین دشمن چه بلایی سر جهادم آورده،البته هنوز به” اربا اربا ” نرسیده، #خجالت آراممان کرد 🕊
#راوی_خواهر_شهید
#شهید_جهاد_مغنیه
#کلام_شهید
💢ما فرزندان مکتبی هستیم که
از دشمن #امان_نامه نمی گیریم
💢شهید جهاد مغنیه فرزند حاج رضوان بود که ۲۳ سال #قویترین سرویس های جاسوسی #اسرائیل را به سخره گرفته و آنها نتوانسته بودند او را پیدا کنند.
💢در #۲۸_دی ۱۳۹۳ جهاد به همراه گروهی از نیروهای حزباللّه هنگام بازدید در منطقه #قنیطره، هدف حمله موشکی بالگرد #اسرائیل قرار گرفت و به شهادت رسید.
#شهید_جهاد_مغنیه
#اصلا_نمى_ديد....!
🌷عباس خيلى محكم بود و ايمانش قوى بود. با لباس سپاه بيرون مى رفت و من مى گفتم: "الان خطرناك است و منافقين سپاهى ها را مى كشند!!" او هم در جواب لبخند مى زد و مى گفت: "آنها با من كار ندارند؛ مى دانند صدام نتوانست با من كارى كند و آنقدر تير خوردم كه نمردم."
🌷با همان تيپ جبهه و لباس هاى خاكى به خانه مى آمد و وقتى مى ديد مادرم پرده خانه را عوض كرده مى گفت: "مامان تجملاتى شده اى!" اصلاً در يك حال و هواى ديگر بود و اين ظواهر دنيوى به چشمش نمى آمد.
🌹 شهيد عباس شعف فرمانده گردان میثم تمار لشگر ۲۷ محمد رسول الله
❌❌ غرق دنيا شده را، جام شهادت ندهند!!
#شهدا_را_ياد_كنيم_با_ذكر_صلوات