ترسناکترین آیه ای که خوندم!
خطاب خداوند به گناهکاران:
با من سخن نگویید!
وَ لا تُكَلِّمُونِ؛(مؤمنون/ 108)
الهی العفو
هدایت شده از کانال کمیل 🇮🇷
دعای سمات_ استاد فرهمند4_5917911608956289347.mp3
زمان:
حجم:
5.34M
موقع استجابت دعاست...
(قبل از غروب آفتاب روز جمعه...)
دعای سمات فراموش نشود
#استاد_فرهمند
🌺 التماس دعا
@salambarebrahimm
🌷 شهید مدافع حرم #محمدمهدی_لطفی_نیاسر 🌷
از وقتی خودشو شناخت همیشه #برنامه_ریزی میکرد و بر مبنای برنامه ریزی عمل میکرد، تازه برنامه ریزی اش هم جامع بود.
بالای برنامه اش نوشته بود؛ باید وقت را مهار زد باید زمان را رام کرد باید در وقت اسراف نکرد، باید بفهمم چه کارهایی دارم و چه وظایفی بر عهده من است.
تازه #برای_شهادت_هم_برنامهریزی_داشت
#شادی_روحش_صلوات
🌷 هنرمند شهید #بهروز_مرادی 🌷
یکی از ویژگیهای شاخصش این بود که از همان روز های اول جنگ شروع کرد به #ثبت_خاطراتش ؛ همون چیزی که ما بعضا ازش خیلی غافلیم.
بچه هایی که نویسندگی می کردند از خاطرات بهروز استفاده میکردند. طوری خاطرات را برای دیگران تعریف می کرد ومی نوشت که فکر میکردند همان موقع دارد اتفاق می افتد.
شادی روحش #صلوات
🌷شهید مدافع حرم #عباس_دانشگر 🌷
یه جوون دهه هفتادی که وقتی وارد دانشگاه امام حسین علیه السلام شد همیشه می گفت نكند ما به اندازهای كه حقوق دريافت می كنيم به همان اندازه كار نكنيم؟ همين كه در سپاه خدمت می كنيم و توفيق خدمت در اين نهاد انقلابی را داريم بايد خدا را شاكر باشيم و حقوق و مزايا كمترين چيز برای ماست.»
📚اینجا حلب به گوشم
مغازه های الکتریکی را که رد کردیم نزدیک منبع آب بالاخره یک آب میوه فروشی پیدا کردیم.
حسابی خودش را به خرج انداخت ، دوتا بستنی به همراه آب طالبی و آب هویج خرید ، آب معدنی هم خرید .
من با لیوان کمی آب خوردم به حمید گفتم : « از نظر بهداشتی نظر بعضی ها اینه که آب را باید تو لیوان شخصی بخوری ،
ولی شنیدم یکی از علما سفارش کردن برای اینکه محبت تو زندگی ایجاد بشه خوبه که زن و شوهر توی یک لیوان آب بخورن .»
تا این را گفتم حمید لیوان خودش را کنار گذاشت و لیوانی را که من با آن آب خورده بودم را پر کرد . موقع آب خوردن خجالت می کشید ، گفت : « میشه بهم نگاه نکنی من آب بخورم .»
میخواستم اذیتش کنم از اول چشم برنمی داشتم ، خندش گرفته بود ، نمی توانست چیزی بخورد گفتم :« من رو که خوب می شناسید کلا بچه شیطونی هستم .»
بعدهم شروع کردم به گفتن خاطرات بچگی و بلاهایی که سر خواهر کوچکترم می آوردم، گفتم : « یادمه بچه که بودم چنگال را میزدم توی فلفل و به فاطمه که دوسال بیشتر نداشت میدادم ، طفلی از همه جا بی خبر چنگال رو داخل دهانش میزاشت من هم از گریه آبجی کیف میکردم! »
حمید با شوخی و خنده گفت : « دختر دایی هنوز دیر نشده ، شتر دیدی ندیدی ، میشه من با شما ازدواج نکنم ؟»
گفتم : «نه هنوز دیر نشده ، نه به باره نه به دار ! برید خوب فکراتونو بکنین خبر بدین .»
📚 #یادت_باشد
#شهید_حمید_سیاهکالی_مرادی
کانال کمیل 🇮🇷
#از_همت_تاخدا 💠از همه لشکر حاج همت، تنها چند نیروی خسته و ناتوان باقی مانده. امروز، هفتمین روز عملی
#از_همت_تاخدا
💠نه توان ایستادن دارد و نه توان نشستن و یا حتی گوشی بیسیم به دست گرفتن. حاج همت لب می جنباند؛ اما صدایش شنیده نمی شود. لبهای او خشکیده و چشمانش گود افتاده. دکتر با تأسف سری تکان داده، می گوید: اینطوری فایده ای ندارد. ما داریم دستی دستی حاج همت را به کشتن می دهیم. حاجی باید بستری شود. چرا متوجه نیستید؟ آب بدنش خشک شده. چند روز است هییییییییچی نخورده...
سید آرام می گوید: خوب، یک سرم دیگر وصل کن. دکتر باناراحتی می گوید: آخر سرم که مشکلی را حل نمی کند. مگر انسان تا چند روز می تواند با سرم سرپا بماند؟
سید کلافه می گوید: چاره دیگری نیست. هیچ نیرویی نمی تواند حاج همت را راضی به ترک جبهه کند.
دکتر با نگرانی می گوید: آخر تا کی؟
تا وقتی نیرو برسد
اگر نیرو نرسد چی؟
سید بغض آلود می گوید: تا وقتی جان در بدن دارد.
خوب، به زور ببریمش عقب
حاجی گفته هر کسی جسم زنده مرا ببرد پشت جبهه و مرا شرمنده امام کند، مدیون است... سر پل صراط، جلویش را میگیرم.
#شهید_ابراهیم_همت
قسمت دوم
کانال کمیل 🇮🇷
@salambarebrahimm #آدم_بابرکت 💠 بعضیها تو زندگیشون از اول که میان تا آخر که میرن همش برکته. ب
@salambarebrahimm
#مزه_مردن ⬇️
💠تا حالا شده برید به مدرسه یا دانشگاه یا محل کار قبلیتون و ببینید همه قیافهها عوض شدن؟
ناخودآگاه آدم فکر میکنه یه عده متجاوز اومدن جاشو گرفتن.
دنیا هم همین طوره. چند سال دیگه همه یا بیشتر آدمهایی که الان روی زمین هستند جاشونو میدن به آدمهای دیگه.
همه مردن و رفتن. همه مون باید یه روزی مزه مرگ رو بچشیم، این یه واقعیته و نمی شه کاریش کرد.
🔻کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ
🔻هر کس مزه مرگ را میچشد
📔بخشی از آیه ۳۵ انبیاء
#خودمونی_های_قرآنی