eitaa logo
سلام بر ابراهیم
8.3هزار دنبال‌کننده
63.2هزار عکس
21.4هزار ویدیو
34 فایل
"خداحافظ رفیق "واژه ای است که شهدابه ما می‌گویند،نه مابه شهدا خداحافظ رفیق،یعنی خدا،ما راخرید وبرد وخدا، شمارا دربلیات دنیاحفظ کند😔💔 میزبان شما هستیم با خاطرات زندگی #شهدا،پست های ناب #سیاسی ، #توییت های داغ، #شاه_بیت و ... به ما بپیوندید. یا علی
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 #ببینید👆 در راهپیمایی اربعین سال گذشتہ دعا ڪردے ڪہ سال بعد عڪس تو را بہ عنوان شهید روے دست بگیرند . دعایت مستجاب شد حسین عزیز ! #شهید_حسین_ولایتی_فر #شهید_ترور_اهواز 🌷سلام بر ابراهیم https://eitaa.com/salambarebraHem
#شهید_حادثه_تروریستی_اهواز #شهید_حسین_ولایتی_فر 🌷سلام بر شهدا،سلام بر ابراهیم https://eitaa.com/salambarebraHem
سلام بر ابراهیم
#شهید_حادثه_تروریستی_اهواز #شهید_حسین_ولایتی_فر 🌷سلام بر شهدا،سلام بر ابراهیم https://eitaa.com/s
📸 ✍ یڪی از رفقای هم دوره ای حسین با انتشار این عڪس نوشت : « تقریبا همیشہ حسین را در همین حالت می دیدیم .😊 یا در حال بود و یا در ڪار . اصلا برایش معنا و مفهوم نداشت . بدن و💪 آماده ای داشت .👌 درست زمانی ڪه همہ خستہ بودند های حسین گل می ڪرد 😇 و بہ همہ می داد . استراحت حسین ماند برای بعد از 😔 . 🌷 🌷سلام بر شهدا،سلام بر ابراهیم https://eitaa.com/salambarebraHem
🕊🌹 می خوام #چراغ باشم. ✨ بهش گفتم دایی جون چیه هی میگی می خوام #شهید شم؟! ✨ بابا تو هم مثل بقیه جوونا بیا و تشکیل #خانواده بده، حتما پدر خوبی می شی و بچه های خوبی تربیت می کنی، مثل خودت. ✨ بهم گفت: می دونی چیه دایی؟! شهدا #چراغ اند. چراغ راه تو تاریکی امروز. ✨ دایی من می خوام چراغ باشم. ✍ راوی: دایی شهید #شهید_حسین_ولایتی_فر🌹 #شهید_ترور_اهواز 🌷شادی روح شهدا #صلوات🌷 🌷 #کانال_سلام_برابراهیم http://eitaa.com/joinchat/2627731459Cc1072cffd0
#اخلاق_شهدایی ❤️ تقریبا همیشه حسین یا در حال ڪار بود و یا در حالت ڪار . اصلا خستگی برایش معنا و مفهوم نداشت . بدن ورزیده و آماده‌ای داشت . درست زمانی ڪه همه خسته بودند شوخی‌های حسین گل می‌ڪرد . شهید مدافع وطن ... #شهید_حسین_ولایتی_فر #شهید_حادثه_تروریستی_اهواز #سالروز_شهادت_شهدای_حادثه‌تروریستی http://eitaa.com/joinchat/2627731459Cc1072cffd0
سلام بر ابراهیم
#اخلاق_شهدایی ❤️ تقریبا همیشه حسین یا در حال ڪار بود و یا در حالت ڪار . اصلا خستگی برایش معنا و مف
📖 🌹 از صبـح می‌رفت تو انبار تا بعد از ظهر ؛ با خودم گفتم شاید حسین میره اونجا می‌خوابه . خواستم برم مچشو بگیرم . رفتم داخل انبار ، انتظار داشتم ڪولر گازی داشته باشه . وارد ڪه شدم خفه شدم ، گرما و شرجی بودن هوا یه حالت ڪوره پز خانه درست ڪرده بود . یه لحظه هم تحملش سخت بود . (توی گرمای 60-70 درجه‌ای اهواز) باورش برام سخت بود ڪه حسین هر روز میاد اینجا و تو این شرایط ڪار می‌ڪنه . سر تا پا خیس عرق بود ؛ داشت مداحی می‌خوند و مشغول مرتب ڪردن انبار بود . با عصبانیت بهش گفتم بیا بریم ، آخه اخلاص هم حدی داره ، الانه ڪه فشارت بیفته‌ها . گفت : داداش این وسایل مال بیت‌الماله و من طبق وظیفه‌ای ڪه دارم مسئولم اینجا رو مرتب ڪنم . رفتم خونه ساعت 2 عصر شده بود ، خوابیدم و تا ساعت 6 خواب بودم . وقتی بیدار شدم اولین ڪارم این بود ڪه به حسین زنگ بزنم و حالش رو بپرسم . گوشی رو برداشت و سریع گفت : من الان سرم شلوغه بعدا زنگ می‌زنم . گفتم : ڪجایی مگه ؟ گفت ڪار انبار هنوز تموم نشده . گفتم : به خدا اگه همین الان نری آسایشگاه ، زنگ می‌زنم به فرمانده و میگم ڪه این پسر دیوونه شده . راستش نقطه ضعفش همین بود نمی‌خواست ڪسی از ڪارایی ڪه می‌ڪنه مطلع بشه ، تا اینو شنید سریع گفت باشه . ✍ راوی : همڪار شهید مدافع وطن 🌷 http://eitaa.com/joinchat/2627731459Cc1072cffd0