هدایت شده از این عمّار
♻️امام علی علیه السلام :
🔹منْ نَامَ عَنْ نُصْرَةِ وَلِیِّهِ انْتَبَهَ بِوَطْأَةِ عَدُوِّهِ؛هرکس به وقت یاری،رهبرش درخواب باشد با لگدهای دشمنش،بیدار میشود (غررالحکم ح422)
👊#دشمن را در زیریڪبندانگشٺخود و با یک #برگ_رای_لہمۍڪنیم.ان شاءالله👊
#من_رای_میدهم
✍️علی اکبر صیدی
https://eitaa.com/aina_ammaar/6293
هدایت شده از این عمّار
6.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 چشم همه مردم مسلمان جهان به ایران است...
#من_رای_میدهم
#حضور_حداکثری
🔸🔸
✌️امروز روز انتقام است؛ با رمز یا زهرا (س) حماسه بیافرینیم...
#ایران_اسلامی_پیروز
#حفظ_نظام_اسلامی
#من_رای_میدهم
#اقتدار_میهنم
#زمان_انتقام
🔸🔸
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 نتیجه شرکت نکردن در انتخابات از زبان دشمنان...
#من_رای_میدهم
#حضور_حداکثری
🔸🔸
🇮🇷 انتخابات از زبان دانش آموزان استان زنجان 🇮🇷☘حسین امیدی 🌷پایهٔ:نهم
💐 از روستای مروارید استان زنجان
🌺 انتخابات کشور را بیمه می کند 💠
#ثامن
#طرح_آرمان_علی_وردی
#من_رای_میدهم
🌺مقام #سوم جشنواره فصل انتخاب مشترک
🇮🇷 انتخابات از زبان دانش آموزان استان زنجان 🇮🇷☘ امیر علی غفاری 🌷پایهٔ: دهم
💐 از دبیرستان شاهد خوشنام استان زنجان
🌺 انتخابات کشور را بیمه می کند 💠
#ثامن
#طرح_آرمان_علی_وردی
#من_رای_میدهم
🌺مقام #سوم جشنواره فصل انتخاب مشترک
🇮🇷 انتخابات از زبان دانش آموزان استان زنجان 🇮🇷
🇮🇷 برندگان واقعی مشاركت پرشور . 🌷
...
🖌خان بابا وارد كوچه كه شد دید همسایه ها جلو در منتظرن تعجب كرد و گفت : « چیزی شده؟ خبریه؟ » اكبر آقا گفت : « نه خان بابا
منتظر بودیم شما بیاین باهم بریم مسجد . »
خان بابا اشک از گوشه چشماش پاک كرد و دست اكبر آقا رو گرفت و راه افتادن سمت مسجد.
💔 توی راه خان بابا داشت فكر می كرد . سال گذشته پسرش هنوز شهید نشده بود و دست تو دست پسرش میرفت مسجد. حالا ۱ساله كه پسر
خان بابا شهید شده، شهید مدافع حرم. حالا كل روستا شدن پسر خان بابا.
🔅خان بابا از در مسجد وارد شد و كل روستا پشت سرش .
نماز صبح رو خوندن و همه كنار رفتن تا خان بابا اولین رأی رو توی صندوق بندازه. خان بابا نگاهی به جمعیت كرد و گفت :☘ « از همتون
ممنونم كه با رأی دادن تون از آرمان های امام و شهدا حفاظت میكنید . » ☘و رأی اول رو تو صندوق انداخت . همون لحظه پشت صندوق
پسرشو دید كه داره بهش لبخند میزنه. بوی عطر پسرش تو هوا پیچیده بود ! خان بابا اشكشو پاک كرد كه پسرشو بهتر ببینه اما دیگه اونجا
نبود. خان بابا دلش آروم شد .خانم باجی رو صدا كرد و رفتن سمت خونه .
💐میخواست به خانم باجی بگه كه پسرشون رو دیده اما میترسید خانم باجی دلخور بشه! یهو خانم باجی گفت : « خان بابا یه چیزی بگم نمیگی
دیوونه شدم؟ » خان بابا گفت : « دور از جون خانم جان ! بفرما ! خیره . »
🌺خانم باجی گفت : « رای رو كه مینداختم تو صندوق بَ َچم علی رو پای صندوق دیدم، داشت بمن لبخند میزد، بوی عطرش همه جا پیچیده بود.
بخدا راست میگم خان بابا. » خان بابا باز با همون لبخند قشنگش گفت : 🌺« منم دیدم خانم جان، منم دیدم. خدایا شكرت كه دل شهدا ازما
راضیه. »🌺
💠 نویسنده معین بهرامی هیدجی _كلاس پنجم_مدرسه غزالی۲ _شهرهیدج استان زنجان
🌺 انتخابات کشور را بیمه می کند 💠
#ثامن
#طرح_آرمان_علی_وردی
#من_رای_میدهم
🌺مقام #دوم جشنواره فصل انتخاب مشترک
180_56665695415140.m4a
8.23M
🇮🇷 انتخابات از زبان دانش آموزان استان زنجان 🇮🇷
🎼 پادکست 🇮🇷" چرا رأی بدیم؟ "🇮🇷
💠 خانم مها مقدم _صایین قلعه _دبیرستان شکوفا
🌺 انتخابات کشور را بیمه می کند 💠
#ثامن
#طرح_آرمان_علی_وردی
#من_رای_میدهم
🌺مقام #اول جشنواره فصل انتخاب مشترک