eitaa logo
محتوای ثامن برادران کاشان
204 دنبال‌کننده
9.7هزار عکس
5.2هزار ویدیو
812 فایل
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ♻ سلام.با ما در: ثامن کاشان(برادران )|گلچین محتوای روشنگری_تبیینی_بصیرتی_ جهاد تبیین و تواصی به حق محتوای تبیینی ویژه جهادگران .. لینک کانال: https://eitaa.com/samen_kash پل ارتباطی: https://eitaa.com/Babaie_omid
مشاهده در ایتا
دانلود
16.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ عملیات اعجاب‌انگیز و محیرالعقول + فیلم ◀ کانال پر از آب و برف بود و به‌سختی می‌توانستیم حرکت کنیم، سرما هم فشار می‌آورد. با خودم گفتم: «خدایا کاش شهید بشم تا از این سرما نجات پیدا کنم» از شدت سرما دست‌هایم کبود شده بود و حتی نمی‌توانستیم گلنگدن اسلحه را بکشم. به‌قدری دست‌هایمان یخ ‌زده بود که اسلحه را به زمین تکیه می‌دادیم و گلنگدن را با پا می‌کشیدیم. حتی نمی‌توانستیم اسلحه را از ضامن خارج کنیم، با سنگ روی ضامن می‌زدیم تا جابه‌جا شود. نمی‌دانستیم سرنوشتمان چه خواهد شد. ناگهان سعید طاهرخانی از بین جمع بلند شد و کنار یک جنازه رفت و آرام آن را جابه‌جا کرد. درست زیر جنازه یک گلوله آرپی‌جی ۷ بود. جنازه از کِی آنجا بود؟! نمی‌دانستیم اما به بدنه گلوله گل‌های خشک چسبیده بود. سعید سرنیزه‌ای درآورد و شروع کرد به تراشیدن گل‌های روی گلوله آرپی‌جی تا بتواند آن را در قبضه جا بزند. هیچ فرصتی نداشتیم و دل توی دلمان نبود. سعید ایستاد و در همان تاریکی شب قرآنی را مقابل صورتش گشود و شروع کرد به خواندن دعا. گاهی به آسمان نگاه می‌کرد و گاه به قرآن. نفس‌ها در سینه‌ها حبس شده بود. یکی دو دقیقه‌ای طول کشید. سید جلال از کوره در رفت و گفت: «برادر، اگه نمی‌زنی، بده من بزنم! عراقیا رسیدن‌ها! یالا عجله کن!» 🛒 خرید آسان از سایت: http://shop.hdrdc.ir/product/57 🛒 خرید از فروشگاه: خ انقلاب خ فخر رازی مجتمع ناشران فخر رازی ۰۲۱۶۶۴۸۱۵۳۲ 📕دریافت فایل پی دی اف: https://taaghche.com/book/126658 با ما همراه باشید https://eitaa.com/defam