eitaa logo
صبح نزدیک
94 دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
3.5هزار ویدیو
86 فایل
صبح نزدیک است، نزدیک است، نزدیک است شستشو کن چشم را با شبنمی دیگر صبح نزدیک است محکم‌تر قدم بردار می‌رسیم ای همسفر، تنها کمی دیگر... 🌍 اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ 🌤 ادمین پاسخگو @ms8591 لینک دعوت
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
@zekrroozane ذڪرروزانہ4_6001048002414772713.mp3
زمان: حجم: 3.6M
دعای ندبه 🎤 محسن_فرهمند مولای مهربان وتوای عشق من سلام عجل ولیک الفرج آقای من سلام تعجیل درظهور مولا 14مرتبه صلوات🌹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ حضرت آقای شهید توصیه به جوانان برای حضور در 👌حضور در نماز جمعه را جدی بگیریم https://eitaa.com/samn910
👌 اردیبهشت 1395 سقوط خان طومان و کلی شهید ایرانی در آن عملیات و یک شکست سنگین برای جبهه مقاومت آیا آن روز حاج قاسم را مقصر دانستیم و به او بی احترامی کردیم ؟ خیر ! پس بدانیم جنگ است، در هر جنگی هم بالا وجود دارد و هم پایین هم پیروزی وجود دارد و هم شکست اما مهم ، اخر کار است قطعا آخر کار ، پیروزی با جبهه مقاومت است، در همه جبهه ها ✍️ احسان عبادی https://eitaa.com/samn910
🔴مصطفی عامر فعال سیاسی یمن «پاک و منزه است خدایی که عربستان را پر از نفت کرد و به ما کبریت داد.» https://eitaa.com/samn910
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‏✅ استقبال کودکان یمنی از ورود ارتش این کشور و انصارالله به مناطق آزاد شده https://eitaa.com/samn910
🔴واکنش پلیس به انتشار اخبار جعلی درباره حجاب❌ فراجا اعلام کرد:👇 ویدئو‌های بازنشرشده از سخنگوی پلیس و اخبار منتشره درباره حجاب جعلی است. دفتر سخنگوی فراجا در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: در روز‌های اخیر فیلمی قدیمی مربوط به اردیبهشت ۱۴۰۳ از سخنگوی فراجا درباره مسائل اجتماعی و برخورد با هنجارشکنان، به عنوان اظهارات جدید در برخی رسانه‌ها بازنشر شده است. بر اساس این اطلاعیه، همچنین اخبار جعلی متعددی با استفاده از هوش مصنوعی درباره موضوعات پوشش، عفاف و حجاب به نقل از سردار منتظرالمهدی در برخی صفحات شبکه‌های اجتماعی انتشار یافته است. دفتر سخنگوی فراجا با تأکید بر جعلی بودن این محتوا‌ها اعلام کرد: همه این اخبار و ویدئو‌ها یا ساخته هوش مصنوعی هستند و یا به گذشته تعلق دارند و به‌تازگی بازنشر شده‌اند. در این اطلاعیه از شهروندان خواسته شده است؛ اخبار و اطلاعات مربوط به پلیس را فقط از وبگاه خبری پلیس و دیگر مراجع رسمی خبری کشور دنبال کنند و به اخبار منتشر شده در منابع غیر رسمی توجه نکنند. https://eitaa.com/samn910
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرایی ترور علی لاریجانی از زبان رئیس سابق MI6 جان سائرز: علی لاریجانی عامدانه توسط اسرائیل ترور شد چون تهدیدی محسوب می‌شد و تنها فردی بود که می‌توانست به توافق صلحی برسد که برای هر دو طرف قابل قبول باشد. https://eitaa.com/samn910
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شعرخوانی جدید میثم مطیعی علیه روحانی https://eitaa.com/samn910
📕 رمان 🔻قسمت صدویازدهم ▪سقف بلند فرودگاه، روی سرم افتاد؛ مگر می‌شد بدون شاهرخ بروم؟ مستقیم سمت میسی رفتم و محکم پرسیدم: «چرا نباید بیاد؟» ▫دو مرد جوان دو طرفم ایستاده بودند و صورت شاهرخ کبود شد: «من باید کنار تینا باشم!» ▪ابروهای میسی بالا رفت و رو به شاهرخ، جواب هر دو نفرمان را داد: «اتفاقاً من نمی‌خوام تو کنار تینا باشی! هر بار کنار این دختر بودی، احساساتت از مأموریت جلو زده. نمی‌خوام این یکی رو خراب کنی!» ▪انگار فکّ شاهرخ قفل کرده بود؛ نفسش با صدا از بین دندان‌هایش بیرون زد و صدایش خرد شد: «نمی‌ذارم بازم منو بازی بدی!» ▫یک قدم به شاهرخ نزدیک‌تر شد و چند سانتی‌متر مانده به صورتش، بی‌صدا لب زد؛ طوری که من نشنیدم ولی رنگ شاهرخ پرید و پلک‌هایش روی هم سقوط کرد. ▪نمی‌شد سر و ته قضیه را در ذهنم جمع کنم؛ طرف شاهرخ رفتم بلکه او حرفی بزند و میسی بازویم را سمت خودش کشید. ▫عمداً طوری مقابلم ایستاد که دیگر نشد شاهرخ را ببینم؛ نگاهش بین دو چشمم چند بار رفت و برگشت و با ناامیدی عجیبی نجوا کرد: «این خارجی‌ها رو تو حساب کردن! لطفاً اجازه نده هر جا میری دنبالت باشه! اصلاً تصویر خوبی از تو نمی‌سازه!» ▪کمی سرم را کج کردم تا از روی شانۀ میسی، شاهرخ را ببینم؛ دست به کمر، پای چپش را پشت سر به هم به زمین می‌کوبید و این زن دقیقاً به هدف زد: «تو اومدی اینجا تا ستاره باشی نه یه دختر شرقی که هر جا میره، دعوای ناموسی راه میفته!» ▫دو مرد جوان خیره به شاهرخ بودند و میسی همین‌ها را شاهد گرفت: «داره همه‌چی رو خراب می‌کنه!» ▪شاید شاهرخ فهمید زیر گوشم می‌خوانَد؛ از پشت سر نزدیک شد و یک قدم مانده، میسی به طرفش چرخید: «فقط یه جلسه معرفی اسپانسره! شب تو هتل همدیگه رو می‌بینیم!» ▫چشم شاهرخ به من بود؛ برای اولین بار می‌دیدم با نگاهش التماس می‌کند و من نباید این موقعیت را خراب می‌کردم: «زود برمی‌گردم...» ▪انگار باورش نشد؛ مردمک چشم‌هایش می‌لرزید و میسی دستم را کشید: «ماشین بیرون منتظره.» ▫ترسیدم با همین صورت شکسته تسلیمم کند؛ نگاهم را پس گرفتم و پشت سر میسی و این دو مرد، از تلۀ احساسش فرار کردم. ▪تا رسیدن به در فرودگاه، نگران بودم رهایم نکند ولی وقتی خارج شدیم از پشت دیوارهای شیشه‌ای دیدم هنوز همانجا ایستاده و اصلاً پیدا نبود نگاهش کجا گم شده است... 📖 ادامه دارد... ✍️ نویسنده: فاطمه ولی‌نژاد