@zekrroozane ذڪرروزانہ4_6001048002414772713.mp3
زمان:
حجم:
3.6M
دعای ندبه
🎤 محسن_فرهمند
مولای مهربان وتوای عشق من سلام
عجل ولیک الفرج آقای من سلام
تعجیل درظهور مولا 14مرتبه صلوات🌹
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ حضرت آقای شهید
توصیه به جوانان برای حضور در #نماز_جمعه
👌حضور در نماز جمعه را جدی بگیریم
https://eitaa.com/samn910
👌 اردیبهشت 1395
سقوط خان طومان و کلی شهید ایرانی در آن عملیات و یک شکست سنگین برای جبهه مقاومت
آیا آن روز حاج قاسم را مقصر دانستیم و به او بی احترامی کردیم ؟
خیر !
پس بدانیم جنگ است، در هر جنگی هم بالا وجود دارد و هم پایین
هم پیروزی وجود دارد و هم شکست
اما مهم ، اخر کار است
قطعا آخر کار ، پیروزی با جبهه مقاومت است، در همه جبهه ها
✍️ احسان عبادی
https://eitaa.com/samn910
🔴مصطفی عامر فعال سیاسی یمن
«پاک و منزه است خدایی که عربستان را پر از نفت کرد و به ما کبریت داد.»
https://eitaa.com/samn910
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ استقبال کودکان یمنی از ورود ارتش این کشور و انصارالله به مناطق آزاد شده
https://eitaa.com/samn910
🔴واکنش پلیس به انتشار اخبار جعلی درباره حجاب❌
فراجا اعلام کرد:👇
ویدئوهای بازنشرشده از سخنگوی پلیس و اخبار منتشره درباره حجاب جعلی است.
دفتر سخنگوی فراجا در اطلاعیهای اعلام کرد: در روزهای اخیر فیلمی قدیمی مربوط به اردیبهشت ۱۴۰۳ از سخنگوی فراجا درباره مسائل اجتماعی و برخورد با هنجارشکنان، به عنوان اظهارات جدید در برخی رسانهها بازنشر شده است.
بر اساس این اطلاعیه، همچنین اخبار جعلی متعددی با استفاده از هوش مصنوعی درباره موضوعات پوشش، عفاف و حجاب به نقل از سردار منتظرالمهدی در برخی صفحات شبکههای اجتماعی انتشار یافته است.
دفتر سخنگوی فراجا با تأکید بر جعلی بودن این محتواها اعلام کرد: همه این اخبار و ویدئوها یا ساخته هوش مصنوعی هستند و یا به گذشته تعلق دارند و بهتازگی بازنشر شدهاند.
در این اطلاعیه از شهروندان خواسته شده است؛ اخبار و اطلاعات مربوط به پلیس را فقط از وبگاه خبری پلیس و دیگر مراجع رسمی خبری کشور دنبال کنند و به اخبار منتشر شده در منابع غیر رسمی توجه نکنند.
https://eitaa.com/samn910
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرایی ترور علی لاریجانی از زبان رئیس سابق MI6
جان سائرز:
علی لاریجانی عامدانه توسط اسرائیل ترور شد چون تهدیدی محسوب میشد و تنها فردی بود که میتوانست به توافق صلحی برسد که برای هر دو طرف قابل قبول باشد.
https://eitaa.com/samn910
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شعرخوانی جدید میثم مطیعی علیه روحانی
https://eitaa.com/samn910
📕 رمان #آنگارد
🔻قسمت صدویازدهم
▪سقف بلند فرودگاه، روی سرم افتاد؛ مگر میشد بدون شاهرخ بروم؟ مستقیم سمت میسی رفتم و محکم پرسیدم: «چرا نباید بیاد؟»
▫دو مرد جوان دو طرفم ایستاده بودند و صورت شاهرخ کبود شد: «من باید کنار تینا باشم!»
▪ابروهای میسی بالا رفت و رو به شاهرخ، جواب هر دو نفرمان را داد: «اتفاقاً من نمیخوام تو کنار تینا باشی! هر بار کنار این دختر بودی، احساساتت از مأموریت جلو زده. نمیخوام این یکی رو خراب کنی!»
▪انگار فکّ شاهرخ قفل کرده بود؛ نفسش با صدا از بین دندانهایش بیرون زد و صدایش خرد شد: «نمیذارم بازم منو بازی بدی!»
▫یک قدم به شاهرخ نزدیکتر شد و چند سانتیمتر مانده به صورتش، بیصدا لب زد؛ طوری که من نشنیدم ولی رنگ شاهرخ پرید و پلکهایش روی هم سقوط کرد.
▪نمیشد سر و ته قضیه را در ذهنم جمع کنم؛ طرف شاهرخ رفتم بلکه او حرفی بزند و میسی بازویم را سمت خودش کشید.
▫عمداً طوری مقابلم ایستاد که دیگر نشد شاهرخ را ببینم؛ نگاهش بین دو چشمم چند بار رفت و برگشت و با ناامیدی عجیبی نجوا کرد: «این خارجیها رو تو حساب کردن! لطفاً اجازه نده هر جا میری دنبالت باشه! اصلاً تصویر خوبی از تو نمیسازه!»
▪کمی سرم را کج کردم تا از روی شانۀ میسی، شاهرخ را ببینم؛ دست به کمر، پای چپش را پشت سر به هم به زمین میکوبید و این زن دقیقاً به هدف زد: «تو اومدی اینجا تا ستاره باشی نه یه دختر شرقی که هر جا میره، دعوای ناموسی راه میفته!»
▫دو مرد جوان خیره به شاهرخ بودند و میسی همینها را شاهد گرفت: «داره همهچی رو خراب میکنه!»
▪شاید شاهرخ فهمید زیر گوشم میخوانَد؛ از پشت سر نزدیک شد و یک قدم مانده، میسی به طرفش چرخید: «فقط یه جلسه معرفی اسپانسره! شب تو هتل همدیگه رو میبینیم!»
▫چشم شاهرخ به من بود؛ برای اولین بار میدیدم با نگاهش التماس میکند و من نباید این موقعیت را خراب میکردم: «زود برمیگردم...»
▪انگار باورش نشد؛ مردمک چشمهایش میلرزید و میسی دستم را کشید: «ماشین بیرون منتظره.»
▫ترسیدم با همین صورت شکسته تسلیمم کند؛ نگاهم را پس گرفتم و پشت سر میسی و این دو مرد، از تلۀ احساسش فرار کردم.
▪تا رسیدن به در فرودگاه، نگران بودم رهایم نکند ولی وقتی خارج شدیم از پشت دیوارهای شیشهای دیدم هنوز همانجا ایستاده و اصلاً پیدا نبود نگاهش کجا گم شده است...
📖 ادامه دارد...
✍️ نویسنده: فاطمه ولینژاد