eitaa logo
صبح نزدیک
92 دنبال‌کننده
4هزار عکس
3.6هزار ویدیو
88 فایل
صبح نزدیک است، نزدیک است، نزدیک است شستشو کن چشم را با شبنمی دیگر صبح نزدیک است محکم‌تر قدم بردار می‌رسیم ای همسفر، تنها کمی دیگر... 🌍 اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ 🌤 ادمین پاسخگو @ms8591 لینک دعوت
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔎 | نگاهی به ابعاد موضوع «انسجام ملی» از منظر رهبر معظم انقلاب 📝 رسانه RAHBAR.IR در یادداشتی با عنوان «رمزِ دستیابی به «ایران هرچه قوی‌تر»» براساس پیام‌های حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای، نگاهی به ابعاد پرونده «انسجام اجتماعی» داشته است.   ▪️نعمتِ الهی «وحدت ملی و انسجام اجتماعی» از جمله مفاهیم کلیدی مطرح شده از سوی رهبر معظم انقلاب است که از اولین پیام صادر شده توسط ایشان تاکنون به صورت مستمر مورد تکرار و تأکید قرار گرفته است. در اولین پیام، رهبر انقلاب صراحتا، وحدت را عامل ایجاد شکست در دشمن معرفی کرده‌اند: «در حال حاضر در اثر وحدت عجیبی که بین شما هموطنان با همه تفاوت خاستگاههای مذهبی، فکری، فرهنگی و سیاسی ایجاد شده، در دشمن شکستگی بوجود آمده است. این را باید نعمتی خاص از ناحیه حضرت حق جلّ‌ و علا دانست.» ۲۹/اسفند/۱۴۰۴ و آحاد ملت را به «شکر عملی» این نعمت الهی توصیه کردند: «آنچه فعلاً در مقام اقدام به شکر عملی لازم است، این است که ما این نعمت عظمی را صرفاً رحمتی از ناحیه حضرت حق جلّ و علا بدانیم و تا حد ممکن از آن خوب استفاده کنیم. اینطور حتماً این انسجام بیشتر و پولادین‌تر شده و دشمنانتان خوار و خفیفتر خواهند شد.» ۲۹/اسفند/۱۴۰۴   ▪️شرطِ تحقق عزت و استقلال ایران رهبر انقلاب در پیام دیگری انسجام ملی را اساسا شرط و لازمه‌ی تحققِ «ایران هرچه قوی‌تر» ذکر کرده: «دستیابی به «ایران هر چه قوی‌تر» از مسیر وحدت بین اقشار مختلف جامعه میگذرد.» ۲۰/فروردین/۱۴۰۵ و در جای دیگری اصرار بر این موضوع را از جمله اصولی‌ترین امور دانسته‌اند: «از جمله اصولی‌ترین امور در این برهه، اصرار بر وحدت کلمه و اتحاد مقدّس در همه‌ی سطوح مردم و مسئولان و در تمام عرصه‌ها برای تحقّق آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی و تأمین عزّت و استقلال ایران عزیز خصوصاً در برابر دشمن جنایتکار و حیله‌گر امریکایی است.» ۲۶/تیر/۱۴۰۵   ▪️نقطه‌ی کانونی دشمن در جنگ ترکیبی از سوی دیگر، رهبر انقلاب نقشه‌ی دشمن پس از ناکامی در میدان نظامی را ایجاد تفرقه و تجزیه‌ی اجتماعی می‌دانند: «طرح و نقشه‌ی کور دشمن پس از جنگ تحمیلی و فشار اقتصادی و محاصره‌ی تبلیغاتی و سیاسی، ایجاد تفرقه و تجزیه‌ی اجتماعی برای جبران شکست‌های میدان نظامی و به زانو درآوردن ملّت است.» ۷/خرداد/۱۴۰۵ و یکی از ابعاد کلیدیِ برنامه‌ی دشمن در جنگ ترکیبی فعلی را از بین بردن همین انسجام ملی معرفی می‌کنند: «[دشمن خبیث] کِیدِ خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است: یکی تاب‌آوری مردم؛ دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور. ابزار اصلی او در این هر دو، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی، و اختلاف است.» ۱۴/خرداد/۱۴۰۵ حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای در تشریحِ نقشه‌ی دشمنان در این زمینه، به موضوع عملیات رسانه‌ای به منظور تاثیرگذاری بر اذهان مردم و خدشه در وحدت و انسجام تأکید کرده‌اند: «یک مسیر دشمن، عملیات رسانه‌ای او است که در این ایام بطور خاص با نشانه‌گیری ذهن و روان آحادی از مردم قصد خدشه در وحدت ملّی و به تبَع در امنیت ملی را دارد.» ۲۹/اسفند/۱۴۰۴   ▪️ارتکاب هر آنچه به‌ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است! رهبر معظم انقلاب برای حفظ و تقویتِ انسجام ملی به‌عنوان مولفه‌ی راهبردی قدرت ملی و در جهت ناکام گذاشتن توطئه‌ی دشمن، پرهیز از تبدیلِ «اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه» را مطالبه کرده‌اند: «لازم است تک‌تک جان‌فدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران می‌تپد، از این پس، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به‌هم‌پیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند، ان‌شاءالله.» ۷/خرداد/۱۴۰۵ و تأکید کرده‌اند که «ملّت عزیز، با تداوم بر اعتماد به مسئولان دلسوز در هر سه قوّه که تلاش ایشان برای رفاه و سعادت ملّت، مشهود می‌باشد، همچنان برای تضمین صیانت از منافع ایران اسلامی، هوشیار و فعّال در میدان خواهد بود.» ۲۶/تیر/۱۴۰۵ 🔗 ادامه یادداشت را از اینجا بخوانید. 📖پرونده از رسانه RAHBAR.IR 💻 Rahbar.ir  | 📲 @Rahbar_ir
‌ ♥️ امیرالمومنین علی علیه السلام: ‌ ⬅️ همانا فرزند را به پدر، و پدر را به فرزند حقّى است. حق پدر بر فرزند اين است كه فرزند در همه چيز جز نافرمانى خدا، از پدر اطاعت كند. ‌ ⬅️ و حق فرزند بر پدر آن كه نام نيكو بر فرزند نهد، خوب تربيتش كند، و او را قرآن بياموزد. ‌ 📗 حکمت ۳۹۹ نهج البلاغه ‌ 🌱ختم امروز را به نیت تعجیل در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه میخوانیم با کلیک روی کلید زیر، "یه آیه" بخون و ختم قرآن جمعی رو کامل کن.🤝 یه آیه
📕 رمان 🔻قسمت صدوسی‌وهشتم ▪نگاه راننده از آینه به شیشۀ عقب پرید، امیر یک کلمه پرسید: «خبریه؟» و او آهسته حاشیۀ جاده توقف کرد: «ممکنه!» ▫از همین دو کلمه، استرس مثل موج در تنم پیچید؛ از پوست سر تا تک‌تک انگشتانم سِر شد و یک لحظه به ذهنم رسید ممکن است همین حالا خلاص شوم؟! ▪نمی‌دانستم چند ثانیه فرصت دارم؟... می‌شد به پلیس فقط یک اشاره کنم؟... ▫راننده از آینۀ بغل منتظر رسیدن پلیس بود؛ پنجره را تا نیمه پایین کشید، یک دست لب پنجره و دست دیگر را آهسته سمت دستۀ اسلحه، نزدیک کمرش برد. ▪هر دو دست امیر در دستکش مشکی گره شد و زیر گوشم پچ‌پچ کرد: «زنده یا مرده، من این مسیر رو تا ته میرم.» ▫سایۀ پلیس را پشت شیشه حس کردم؛ جرأت نداشتم سر بچرخانم، راننده زیر کاپشن، ضامن را کشید و بی‌صدا تهدید کرد: «یک کلمه حرف بزنی به کلمۀ دوم نمی‌رسی!» ▪به سختی همین چند کلمه را فارسی تلفظ کرد تا مطمئن شود شیرفهم شدم و من هر چه خون در رگ‌هایم بود، در جا یخ زد! ▫پلیس کنار پنجرۀ راننده رسید؛ مقابل شیشه خم شده بود و ظاهراً مدارک می‌خواست. دیگر صدای نفس‌های امیر را هم نمی‌شنیدم، تنش به صندلی چسبیده بود و راننده خیلی خونسرد، کارتی دست پلیس داد: «مشکلی پیش اومده؟» ▪افسر نگاهی به عقب کرد؛ سخت بود وحشتم را پنهان کنم، فقط یک لحظه به چشمانم خیره ماند، نگاهش سمت امیر رفت و روی صورتش مکث کرد. ▫می‌شد همین حالا با اینهمه تغییر شناسایی شود؟! نگاه راننده از آینه به من بود و من چشمم را بستم؛ مطمئن نبودم اصلاً خدایی باشد ولی به همان چیزی که ایمان نداشتم التماس می‌کردم معجزه کند و صدای پلیس، پلکم را شکست: «می‌تونید برید!» ▪راننده با لبخندی مطمئن، مدرک را گرفت؛ ماشین راه افتاد و تمام امید من روی قلبم یخ زد. ▫بلاخره صدای نفس امیر را شنیدم؛ دست‌هایی که روی شلوارش مشت کرده بود، شُل شد و راننده ضامن را خلاص کرد: «از این بازرسی‌های اتفاقی تو مسیر هست.» ▪طوری به هم ریخته بود که دستکش‌ها را بیرون کشید، بین‌مان روی صندلی پرت کرد، با کف هر دو دست از ریشۀ مو تا روی گونه‌ها را فشار داد و حرفی زد که فکرش را نمی‌کردم: «ممنونم بهم اعتماد کردی...» ▫اعتماد؟! نمی‌دانستم واقعاً دست راننده روی اسلحه و کشیدن ضامن را ندید و تهدیدش را نشنید یا می‌خواست من را فریب دهد ولی کاملاً به طرفش چرخیدم و با فشار دندان‌ها حساب کشیدم: «تا کجا می‌خوای منو با خودت بکشی؟» ▪هر چه در قفسۀسینه جا نمی‌شد، با نفسی سنگین بیرون داد و باز هم به زحمت حرف زد: «تا وقتی مطمئن بشم جات امنه...» ▫راننده هنوز نگاهش روی آینه، مراقب پشت سر بود و صدای امیر اصلاً محکم نبود: «نمی‌خوام دوباره اشتباه کنم...»... 📖 ادامه دارد... ✍️ نویسنده: فاطمه ولی‌نژاد
📕 رمان 🔻قسمت صدوسی‌ونهم ▪کلافه دنبال چیزی گشت ولی پیدا نشد؛ یک لحظه دستش روی جیب کاپشن مکث کرد: «پاکت...» چند لحظه سکوت و لحنی که عصبی‌ شد: «فکر کنم پشت سوله جا گذاشتم...» و بلافاصله رو به راننده سؤال کرد: «چیزی برای خوردن پیدا میشه؟» ▫رنگش هنوز برنگشته و انگار فشارش افتاده بود؛ سرش را از پشت به صندلی تکیه داد، چشمش را بست و پیشانی‌اش در یک ثانیه عرق کرد. ▪متنفر از مردی که در این زندان داشت زجرکُشم می‌کرد، از تهِ دل آرزو کردم ای‌کاش همینجا بمیرد! ▫پشت پیچ جاده، یک رستوران کوچک پیدا شد،؛ راننده سرعت را کم کرد، چند متر مانده به رستوران ایستاد و خلاصه خبر داد: «اینجا امنه!» ▪دست امیر سمت دستگیره رفت و با صدایی ضعیف از من پرسید: «نمیای پایین؟» ▫به جای جواب فقط چشمم را بستم و صدای بسته شدن در را که شنیدم، پلکم از هم جدا شد. راننده کنار ماشین ایستاده بود، با نگاهش همه جا را جارو می‌کرد و دو دقیقه بعد امیر برگشت. ▪چند کلمه با هم صحبت کردند، او رفت و امیر سوار شد. صورتش هنوز خیس بود و سؤالی که اصلاً برای من مطرح نبود، جواب داد: «میگه اینجا نمیشه نماز خوند.» ▫در عمرم جز چند رکعتی که به اجبار معاون مدرسه در نمازخانه ادا درآورده بودم، نماز نخوانده و او باز هم توضیح داد: «میریم جلوتر...» ▪احتمالاً این خیسی صورت هم آب وضو بود و عمداً نیشخندی نشانش دادم: «خدا می‌دونه داری یه دختر رو به زور می‌بری؟» ▫با سرانگشت، آب مانده روی ریشۀ موهایش را از گوشۀ پیشانی خشک کرد و مطمئن جواب داد: «اتفاقاً فقط خدا می‌دونه...» ▪نمی‌شد با بلندی این شال، دور سر و گردنم کنار بیایم؛ گوشۀ شال را کلافه جمع کردم و حرفش تمام نشده، زیر پا کشیدم: «تو کامنتا چی گفته بودن؟» ▫از همان لحظه ذهنم را به ولع انداخته بود تا بفهمم و آخر نشد جلوی این کنجکاوی را بگیرم. ▪خودش را خسته روی صندلی رها کرد، همان لحظه راننده با یک جعبۀ کاهی بزرگ و یک باکس آب معدنی سوار شد و او با یک کلمه، تشنه‌ترم کرد: «بگذریم...» ▫از اینکه سر به سرم می‌گذاشت، بد عصبی شدم؛ اصلاً به درک! هر چه می‌خواست باشد، دیگر برایم مهم نبود! ▪راننده سهم خودش را جدا کرد و جعبه را سمت امیر گرفت؛ دو بسته آلومینیومی پُر از ذرت پخته و سیب‌زمینی سرخ شده، دو کاسۀ کوچک سُس، چند تکه نان حجیم و صدای ناچار امیر: «غذای حلال تو جاده سخت پیدا میشه... فعلاً مجبوریم گیاه‌خوار بشیم!» ▫جعبه را بین من و خودش، روی صندلی جا داد و طوری با اشتها شروع کرد که آب بیخ گلویم جمع شد؛ یک تکه سیب‌زمینی برداشتم و بین دندان‌هایم نرسیده، با یک سؤال دستم را لرزاند: «این مدت پسر انصاری اجازه داد با خانوادت تماس بگیری؟»... 📖 ادامه دارد... ✍️ نویسنده: فاطمه ولی‌نژاد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🖤زیارتنامه حضرت معصومه سلام الله علیها🖤 🌼السَّلامُ عَلَى آدَمَ صِفْوَةِ اللَّهِ🌼 السَّلامُ عَلَى نُوحٍ نَبِيِّ اللَّهِ 🌼السَّلامُ عَلَى إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اللَّهِ 🌼السَّلامُ عَلَى مُوسَى كَلِيمِ اللَّهِ 🌼السَّلامُ عَلَى عِيسَى رُوحِ اللَّهِ 🌼السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ 🌼السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خَيْرَ خَلْقِ اللَّهِ🌼 السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَفِيَّ اللَّهِ 🌼السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ خَاتَمَ النَّبِيِّينَ🌼 السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ وَصِيَّ رَسُولِ اللَّهِ🌼 السَّلامُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ 🌼السَّلامُ عَلَيْكُمَا يَا سِبْطَيْ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ وَ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ🌼 السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَ الْعَابِدِينَ وَ قُرَّةَ عَيْنِ النَّاظِرِينَ 🌼السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ بَاقِرَ الْعِلْمِ بَعْدَ النَّبِيِّ ، 🌼السَّلامُ عَلَيْكَ يَا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ الصَّادِقَ الْبَارَّ الْأَمِينَ 🌼السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ الطَّاهِرَ الطُّهْرَ🌼 السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى 🌼 السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ التَّقِيَّ🌼 السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ النَّقِيَّ النَّاصِحَ الْأَمِينَ 🌼السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ 🌼السَّلامُ عَلَى الْوَصِيِّ مِنْ بَعْدِهِ 🌼اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى نُورِكَ وَ سِرَاجِكَ وَ وَلِيِّ وَلِيِّكَ وَ وَصِيِّ وَصِيِّكَ وَ حُجَّتِكَ عَلَى خَلْقِكَ 🌼السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ🌼 السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ فَاطِمَةَ وَ خَدِيجَةَ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ 🌼السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ وَلِيِّ اللَّهِ 🌼السَّلامُ عَلَيْكِ يَا أُخْتَ وَلِيِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا عَمَّةَ وَلِيِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ 🌼السَّلامُ عَلَيْكِ عَرَّفَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ فِي الْجَنَّةِ وَ حَشَرَنَا فِي زُمْرَتِكُمْ وَ أَوْرَدَنَا حَوْضَ نَبِيِّكُمْ وَ سَقَانَا بِكَأْسِ جَدِّكُمْ مِنْ يَدِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ يُرِيَنَا فِيكُمُ السُّرُورَ وَ الْفَرَجَ وَ أَنْ يَجْمَعَنَا وَ إِيَّاكُمْ فِي زُمْرَةِ جَدِّكُمْ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَنْ لا يَسْلُبَنَا مَعْرِفَتَكُمْ إِنَّهُ وَلِيٌّ قَدِيرٌ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ بِحُبِّكُمْ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ التَّسْلِيمِ إِلَى اللَّهِ رَاضِيا بِهِ غَيْرَ مُنْكِرٍ وَ لا مُسْتَكْبِرٍ وَ عَلَى يَقِينِ مَا أَتَى بِهِ مُحَمَّدٌ وَ بِهِ رَاضٍ نَطْلُبُ بِذَلِكَ وَجْهَكَ يَا سَيِّدِي اللَّهُمَّ وَ رِضَاكَ وَ الدَّارَ الْآخِرَةِ يَا فَاطِمَةُ اشْفَعِي لِي فِي الْجَنَّةِ فَإِنَّ لَكِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْنا مِنَ الشَّأْنِ🌼 اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تَخْتِمَ لِي بِالسَّعَادَةِ فَلا تَسْلُبْ مِنِّي مَا أَنَا فِيهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ 🌼اللَّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنَا وَ تَقَبَّلْهُ بِكَرَمِكَ وَ عِزَّتِكَ وَ بِرَحْمَتِكَ وَ عَافِيَتِكَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيما يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ ▪️وفات تسلیت باد هدیه به چهارده معصوم 🍀🖤🍀🖤🍀🖤
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 فرارسیدن سالروز وفات شهادت گونه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها را ساحت مقدس حضرت ولیعصر امام زمان ارواحنا له الفداء و به همه عاشقان و شیفتگان حضرت تسلیت عرض می کنم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
▪️زینب قدش ز داغ برادر شکسته شد ▪️او هم قدش ز هجر برادر خمیده است ▪️بر هجرتش سلام که هجر برادرش ▪️او را ز شهر وحی به ایران کشیده است ▪️آمد برای دیدن روی رضا ولی ▪️او را ندید و بر لب او جان رسیده است 🌴وفات کریمه اهل بیت، حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها، تسلیت باد. 🍃 اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ☘