14.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💘 میشه با کسی که ایمانش خوبه
ولی چهره اش نه، ازدواج کرد⁉️
🎤 استاد عزیزی
#ازدواج_آسان
🇮🇷 اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ 🇮🇷
https://eitaa.com/samn910
❤️࿐✾✾🤍✾✾࿐💚
19.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤔 در این این شرایط اقتصادی
[ بچه ] میخواین⁉️
#جهاد_فرزندآوری
🇮🇷 اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ 🇮🇷
https://eitaa.com/samn910
❤️࿐✾✾🤍✾✾࿐💚
17.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این روزها همه جا خبر از دانش آموزان فرانسویه
چرا کسی از دانش آموزان خودمون حرفی نمیزنه ‼️
✍️🏻شب دویست و نوزدهم - مازنداران(نوشهر)
#روایت_فتح #مرگ_بر_آمریکا #فرانسه
https://eitaa.com/samn910
🔰سرلشکر رضایی: ترامپ پس از ناکامی ناوگان امریکا در باز کردن تنگه هرمز، به قاچاق روی آورده است
دبیر شورای عالی امنیت ملی:
🔸ترامپ که با توهم فتح ایران، یکی از احمقانهترین جنگهای تاریخ بشر را با فریب خوردن از نتانیاهو راه انداخت، اکنون پس از ناکامی ناوگان امریکا در باز کردن تنگه هرمز، به قاچاق روی آورده است. ارتش آمریکا تا پیش از این هیچگاه به چنین فلاکتی دچار نشده بود!
#معجزه_طوفان_الاقصی
#پایان_صهیون
#ثامن
#ثامن_مرکزی
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰تصاویری از سومین نفتکش که دیروز به مین دریایی برخورد کرد و دچار آتشسوزی شدید شد
🔺نیروی دریایی سپاه پاسداران: یک فروند نفتکش از نوع شاتل با ۷۵۰ هزار بشکه نفت خام بعد از ظهر امروز بیتوجه به هشدارها و اخطارهای نیروی دریایی سپاه تلاش کرد از مسیر غیر مجاز عبور کند که به مین دریایی برخورد و دچار انفجار و آتش سوزی شدید شد.
#معجزه_طوفان_الاقصی
#پایان_صهیون
#ثامن
#ثامن_مرکزی
🔰شاهزاده آریایی رضا پهلوی، حملات به فرودگاه ریاض عربستان سعودی را شدیدا محکوم کرد
✍این مردک اونقدر شعور نداره که حداقل برای ظاهر سازی هم که شده، کشتار مدرسه میناب و لامرد و ناو دنا رو تسلیت بگه...
#معجزه_طوفان_الاقصی
#پایان_صهیون
#ثامن
🔰انصراف مدیران شرکتهای بزرگ نفتی از حضور در همایش انرژی ریاض
🔹روزنامه فایننشال تایمز گزارش داد که به دنبال حملات موشکی و پهپادی نیروهای مسلح یمن به فرودگاه بینالمللی ریاض و تأسیسات آرامکو و بروز اختلالات شدید پروازی، مدیران ارشد شرکتهای بزرگ نفتی جهان به دلیل نگرانیهای امنیتی حضور خود در همایش انرژی ریاض را لغو کردند.
🔹این ناامنیها و هشدارهای امنیتی سفارتخانهها به شهروندانشان در شرایطی رخ میدهد که حملات متوالی به ریاض و هدف قرار گرفتن نفتکشها در منطقه، اعتماد سرمایهگذاران به امنیت عربستان را به چالش کشیده و زمینهساز جهش بهای نفت در بازارهای جهانی شده است.
#معجزه_طوفان_الاقصی
#پایان_صهیون
#ثامن
♦️کاربر عرب: ای آزادگان امت، مژده باد! خبرهای خوشی از یمن و پیروزیهایی که سرمان را بالا میبرد!
🔹بزرگترین فرودگاههای عربستان سعودی بسته شدهاند و بزرگترین میدانهای نفتی نابود شدهاند، به خواست خدا دهها مکان استراتژیک و مناطق وسیع جدید در حومه تعز، بزرگترین شهر، تصرف شدهاند.
🔹خبرهایی از یمن میرسد که دلهای آزادگان را التیام خواهد بخشید.
#معجزه_طوفان_الاقصی
#پایان_صهیون
#ثامن
🔰یک منبع آگاه ایرانی به خبرگزاری تاس روسیه گفته است:
🔻 ‘تهران در واکنش به حملات جدید احتمالی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل، هیچگونه خویشتنداریای به خرج نخواهد داد. این بار، ایران علاوه بر به نمایش گذاشتن تازهترین و غیرمنتظرهترین تجهیزات نظامی خود، هیچ دلیلی برای خویشتنداری نخواهد داشت و خود را به محدود کردن دامنه میدان نبرد به مرزهای جغرافیایی یا حوزههای مشخص مقید نخواهد کرد.’
#معجزه_طوفان_الاقصی
#پایان_صهیون
#ثامن
27.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سادهلوح مثل معمر قذافی..
♨️ تجربه پنجم: کیش و مات داوطلبانه!
📺 مستند "شلیک به شقیقه خودی"
‼️به لیبی وعده صلح داده بودن، وعده همزیستی مسالمت آمیز با غرب؛ قذافی حتی پیچ و مهرههای برنامه هسته ایش رو تحویل داد اما پایان ماجرا خیلی تراژیک تر از اون چیزی بود که مردم لیبی فکر میکردن..
#خلع_سلاح_هرگز
#معجزه_طوفان_الاقصی
#پایان_صهیون
#ثامن
📕 رمان #آنگارد
🔻قسمت صدونودوهفتم
▪لرز مثل موج از سر شانهها تا ساق پاها کشید؛ از سرما بود یا استرس نفهمیدم ولی امیر دید و دستش را سمت درِ شیشهای سالن گرفت: «زودتر برو تو...»
▫️او مطمئن بود از این سرمای نیمهشب لرز کردم ولی نگاه من از حدقۀ چشمم بیرون زده و دقیقاً دنبال اولین راه فرار میگشت.
▪️این مسیر را باید همینجا خراب میکردم! فقط یک درجه چرخیدم و دیدم هر دو مرد خیره به من، با چند قدم فاصله و دو چمدان در دست، پشت سرم هستند.
▫️مرتضی کمی جلوتر میرفت، امیر شانه به شانۀ من قدم میزد و همین که وارد شدیم، گرمای تهویه در صورتم خورد.
▪️سقف بلند سالن، نورپردازی شدید، کفپوش قرمز و صندلیهایی که همه قرمز بودند؛ اصلاً انگار دکور این فرودگاه، برای وحشت من طراحی شده بود.
▫️مرتضی سمت ردیف صندلیها رفت؛ امیر اشاره کرد کنارش بنشینم و خودش درست پهلویم نشست.
▫مرتضی دست به سینه، یک طرفم نشسته و امیر هر دو دستش سر زانو، با یکی از انگشتها روی شلوارش رینگ گرفته بود.
▪️دو مرد را ندیدم؛ شاید پشتم نشسته بودند، شاید جای دیگری کشیک میدادند و همان لحظه صدای زنگ، دلم را خالی کرد!
▫️نمیفهمیدم چرا از هر صدایی، حتی همین آلارم ملایم میترسم؛ موبایل امیر بود، روی صفحه نام الناز افتاد و او برای رد کردن تماس، فقط یک لحظه مکث کرد.
▪️صورت مرتضی همین سمت بود، ردّ تماس را دید و امیر با صدایی آهسته جواب داد: «خودت زنگ بزن به نجیب بگو...»
▫️موبایل را دوباره در جیبش جا زد، نگاهش تا تابلوی اطلاعات پرواز رفت و نرسیده به صورتم، صبر کرد: «اگه نتونستم رد بشم، اینا تو رو میبرن...»
▪️نفسهایش سنگین بود؛ ترس در چشمانش دِلدِل میکرد و خبر نداشت من از این خط رد نخواهم شد!
▫️باید استخوانی که در گلویم مانده بود، در همین نگاه زخمیاش، فرو میکردم و خیلی شمرده پرسیدم: «تو که انقدر میترسیدی، چرا از شب اول زد به سرت؟»
▪️یک لحظه هر چه وحشت در چشمانش بود، در هم شکست و همه با خنده از بین لبهایش بیرون زد.
▫️مرتضی نفهمیده بود چه شده؛ از همین خنده به طرف ما برگشت و امیر بیخیال هر حرفی، سرش را برگرداند.
▫️از نیمرخ پیدا بود لبهایش تکان میخورَد ولی اصلاً نشنیدم چه گفت و همان لحظه، بین همهمۀ مسافرها، صدای اعلام پرواز بیروت در سالن پیچید.
▪️مرتضی اول از جا بلند شد؛ یک قدم سمت امیر رفت، زیر گوشش چند کلمه گفت، نگاهش به پشت سر کشید و تازه دیدم آن دو مرد، چند ردیف عقبتر ایستادهاند.
▫️مسیری که انتخاب کرده بود، درست به آخرین گیت بازرسی میرسید؛ چند نفر در صف، جلوتر از ما بودند و امیر گذرنامه را سمتم گرفت.
▫️ضربان قلبم تا نوک انگشتانم دوید و وقتی گذرنامه را گرفتم، زیر گوشم زمزمه کرد: «لطفاً فقط به خودت فکر نکن... همین یه دفعه...»
▪️از اینکه با نگرانی به التماس افتاده بود، دلم خنک شد ولی به قیمت گیر افتادن هر چهار نفرشان هم شده، باید خودم را نجات میدادم!...
📖 ادامه دارد...
✍️ نویسنده: فاطمه ولینژاد