محبت گفتاری با نوجوان😍
خیلی از ماها فکر میکنیم محبت گفتاری و زبانی فقط مال نوزادا و بچههای کوچیکه، اما وقتی بچههامون نوجوون یا جوون میشن دیگه نیازی به محبت زبانی ندارن. واسه همین، تو دوران نوزادی کلی قربونصدقهشون میریم، ولی هر چی بزرگتر میشن، این ابراز محبت کمتر و کمتر میشه. 😔
این در حالیه که بچههای کوچیک اصلا معنای کلمههای محبتآمیز رو متوجه نمیشن و از طرفی ابراز محبت ما هم بیشتر برای اینه که خودمون رو از شوق محبت کردن آروم کنیم😊🥰
اما برعکس، نوجوونها هم معنای کلمههامون رو متوجه میشن و هم نیاز دارن به این محبت🌹
#محبت_در_تربیت (۱۱)
📌 #چطوری_تربیت_کنم (۲۴)
📚 برگرفته از کتاب #من_دیگر_ما
✍ #محسن_عباسی_ولدی
✔️ حکایتی زیبا
✍مولانا تو مثنوی معنوی توصیف بامزهای داره از درک افراد از جهان هستی میگه که:
مگسی بر پرِ كاهی نشست كه آن پر كاه
بر ادرار خری روان بود.
مگس مغرورانه بر ادرار خر كشتی میراند
و میگفت:
من علم دريانوردی و كشتیرانی خواندهام.
در اين كار بسيار تفکر کرده ام.
ببينيد اين دريا و اين كشتی را و مرا كه
چگونه كشتی میرانم.
او در ذهن حقیر خود بر دريا كشتی میراند.
آن ادرار، دريای بیساحل به نظرش
میآمد، و آن برگ كاه، كشتی بزرگ.
زيرا آگاهی و بينش او حقیر و اندک بود.
🚨جهان هر كس به اندازه درک و بينش اوست.
آدمِ مغرور و كج انديش مانند اين مگس است و ذهنش به اندازه درک ادرار الاغ و برگ کاه..
#تنها_میان_داعش
#داستان_شب
#قسمت_چهاردهم
💠 بدن بیسر مردان در هر گوشه رها شده و دختران و زنان جوان را کنار دیوار جمع کرده بودند. اما عدنان مرا برای خودش میخواست که جسم تقریباً بیجانم را تا کنار اتومبیلش کشید و همین که یقهام را رها کرد، روی زمین افتادم.
گونهام به خاک گرم کوچه بود و از همان روی زمین به پیکرهای بیسر #مدافعان شهر ناامیدانه نگاه میکردم که دوباره سرم آتش گرفت.
💠 دوباره به موهایم چنگ انداخت و از روی زمین بلندم کرد و دیگر نفسی برای ناله نداشتم که از شدت درد، چشمانم در هم کشیده شد و او بر سرم فریاد زد :«چشماتو وا کن! ببین! بهت قول داده بودم سر پسرعموت رو برات بیارم!»
پلکهایم را به سختی از هم گشودم و صورت حیدر را مقابل صورتم دیدم در حالی که رگهای گردنش بریده و چشمانش برای همیشه بسته بود که تمام تنم رعشه گرفت.
💠 عدنان با یک دست موهای مرا میکشید تا سرم را بالا نگه دارد و پنجههای دست دیگرش به موهای حیدر بود تا سر بریدهاش را مقابل نگاهم نگه دارد و زجرم دهد و من همه بدنم میلرزید.
در لحظاتی که روح از بدنم رفته بود، فقط #عشق حیدر میتوانست قفل قلعه قلبم را باز کند که بلاخره از چشمه خشک چشمم قطره اشکی چکید و با آخرین نفسم با صورت زیبایش نجوا کردم :«گفتی مگه مرده باشی که دست #داعش به من برسه! تو سر حرفت بودی، تا زنده بودی نذاشتی دست داعش به من برسه!» و هنوز نفسم به آخر نرسیده، آوای #اذان صبح در گوش جانم نشست.
💠 عدنان وحشتزده دنبال صدا میگشت و با اینکه خانه ما از مقام #امام_حسن (علیهالسلام) فاصله زیادی داشت، میشنیدم بانگ اذان از مأذنههای آنجا پخش میشود.
هیچگاه صدای اذان مقام تا خانه ما نمیرسید و حالا حس میکردم همه شهر #مقام حضرت شده و به خدا صدای اذان را نه تنها از آنجا که از در و دیوار شهر میشنیدم.
💠 در تاریکی هنگام #سحر، گنبد سفید مقام مثل ماه میدرخشید که چلچراغ اشکم در هم شکست و همین که موهایم در چنگ عدنان بود، رو به گنبد ضجه زدم و به حضرت التماس میکردم تا نجاتم دهد که صدای مردانهای در گوشم شکست.
با دستهایش بازوهایم را گرفته و با تمام قدرت تکانم میداد تا مرا از کابوس وحشتناکم بیرون بکشد و من همچنان میان هق هق گریه نفس نفس میزدم.
💠 چشمانم نیمه باز بود و همین که فضا روشن شد، نور زرد لامپ اتاق چشمم را زد. هنوز فشار انگشتان قدرتمندی را روی بازویم حس میکردم که چشمانم را با ترس و تردید باز کردم.
عباس بود که بیدارم کرده و حلیه کنار اتاق مضطرّ ایستاده بود و من همین که دیدم سر عباس سالم است، جانم به تنم بازگشت.
💠 حلیه و عباس شاهد دست و پا زدنم در عالم خواب بودند که هر دو با غصه نگاهم میکردند و عباس رو به حلیه خواهش کرد :«یه لیوان آب براش میاری؟» و چه آبی میتوانست حرارت اینهمه #وحشت را خنک کند که دوباره در بستر افتادم و به خنکای بالشت خیس از اشکم پناه بردم.
صدای اذان همچنان از بیرون اتاق به گوشم میرسید، دل من برای حیدرم در قفس سینه بال بال میزد و مثل همیشه حرف دلم را حتی از راه دور شنید که تماس گرفت.
💠 حلیه آب آورده بود و عباس فهمید میخواهم با حیدر خلوت کنم که از کنارم بلند شد و او را هم با خودش برد.
صدایم هنوز از ترس میتپید و با همین تپش پاسخ دادم :«سلام!» جای پای گریه در صدایم مانده بود که #آرامشش از هم پاشید، برای چند لحظه ساکت شد، سپس نفس بلندی کشید و زمزمه کرد :«پس درست حس کردم!»
💠 منظورش را نفهمیدم و خودش با لحنی لبریز غم ادامه داد :«از صدای اذان که بیدار شدم حس کردم حالت خوب نیس، برای همین زنگ زدم.»
دل حیدر در سینه من میتپید و به روشنی احساسم را میفهمید و من هم میخواستم با همین دست لرزانم باری از دلش بردارم که همه غمهایم را پشت یک #عاشقانه پنهان کردم :«حالم خوبه، فقط دلم برای تو تنگ شده!»
💠 به گمانم دردهای مانده بر دلش با گریه سبک نمیشد که به تلخی خندید و پاسخ داد :«دل من که دیگه سر به کوه و بیابون گذاشته!»
اشکی که تا زیر چانهام رسیده بود پاک کردم و با همین چانهای که هنوز از ترس میلرزید، پرسیدم :«حیدر کِی میای؟»
💠 آهی کشید که از حرارتش سوختم و کلماتی که آتشم زد :«اگه به من باشه، همین الان! از دیروز که حکم #جهاد اومده مردم دارن ثبت نام میکنن، نمیدونم عملیات کِی شروع میشه.»
و من میترسیدم تا آغاز عملیات #کابوسم تعبیر شود که صحنه سر بریده حیدر از مقابل چشمانم کنار نمیرفت...
ادامه دارد ...
✍ نویسنده: فاطمه ولی نژاد
📣 توصیه حضرت آیتالله خامنهای به قرائت قرآن و دعا برای پیروزی جبهه مقاومت
❤️ رهبر انقلاب اسلامی در پاسخ به سوالی، قرائت سوره فتح، دعای ۱۴ صحیفه سجادیه و دعای توسل را برای پیروزی جبهه مقاومت توصیه کردند.
💻 Farsi.khamenei.ir
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیت الله فاطمینیا (ره):
به مادرت جواب تلخ بدی نورت خاموش میشه، به پدرت جواب تلخ بدی نورت خاموش میشه حتی اگه حق با تو باشه..
الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِلوَلــیِّڪَاَلْفــَرَجْ
https://eitaa.com/basirat_andishe1
هدایت شده از تبیین منظومۀ فکری رهبرِ شهید
📢 دیدار جمعی از مسئولان ارشد سه قوه بهمناسبت آغاز سال جدید با رهبر انقلاب
🔹️جمعی از اعضای هیئت دولت، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مسئولان عالی دستگاه قضائی و مسئولان برخی نهادها، ظهر امروز (سهشنبه) بهمناسبت آغاز سال جدید با رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.
۱۴۰۴/۰۱/۲۶
@t_manzome_f_r
▫️مجموعۀ تبیین منظومۀ فکری رهبری
26.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 مسائل کشور را به این گفتگوها گره نزنید/ اشتباهی که در برجام کردیم اینجا تکرار نشود/ در دوران برجام، کشور را شرطی کردیم و همه چیز را منوط کردیم به پیشرفت مذاکرات/ سرمایهگذار وقتی میبیند که کشور منوط به مذاکره است، سرمایهگذاری نمیکند.
گفتگوهای عمان یکی از دهها کار وزارت خارجه است. به این گفتوگوها نه به صورت افراطی خوشبین هستیم و نه به صورت افراطی بدبین. بالاخره کاری و حرکتی است که تصمیمگیری شده و در قدمهای اول هم خوب اجرا شده است. البته به طرف مقابل خیلی بدبین هستیم اما به تواناییهای خودمان خوشبین هستیم.
۱۴۰۴/۰۱/۲۶
https://eitaa.com/basirat_andishe1
هدایت شده از ایران همدل
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 پخت و توزیع غذا در میان مردم مقاوم و جنگزده جنوب غزه
🔹 پویش ایران همدل ادامه دارد و مردم از طریق زیر میتوانند به مردم مظلوم فلسطین و لبنان کمک کنند:
شماره کارت: 6037998200000007
شماره شبا: Ir320210000001000160000526
کد دستوری: #14*
پرداخت مستقیم در KHAMENEI.IR
❤️ #دایما_حدکن | #همیشه_کنارتونیم
💻 irane-hamdel.khamenei.ir
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️شهید حاج قاسم سلیمانی: در قیامت خواهیم دید که مهمترین محور محاسبه این است...
https://eitaa.com/basirat_andishe1