3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بامزه ترین ننه ای که دیدی😍
https://eitaa.com/basirat_andishe1
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻شفای کودک ۸ ساله در حرم مطهر رضوی
🔹معجزه شفای کودک ۸ ساله از زبان عضو کمیسیون شفایافتگان حرم رضوی حجت الاسلام فرازینیا ماجرای آخرین شفا یافته حرم را بیان میکند.
https://eitaa.com/basirat_andishe1
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نظرتون راجع به حرفاش چیه؟
https://eitaa.com/basirat_andishe1
🇮🇷🇵🇸
🔰#یادداشت | عبور از دوقطبی مذاکره
🍃🌹🍃
🔹این روزها مسئله #مذاکره غیرمستقیم میان ایران و آمریکا در عمان، به یکی از پرمناقشهترین موضوعات جامعه بدل گردیده است. در باب فرصتها و تهدیدات آن بحثهای فراوانی در رسانههای مکتوب و مجازی شکل گرفته و هوادارانی یافته است و در سطحی بالاتر، حتی از اختلاف نظر گذشته و به صفآرایی دو اردوگاه موافقان و مخالفان بدل گردیده است. دوقطبی موافقان و مخالفانی که گویا نظر سومی بیرون از این دو دیدگاه وجود ندارد.
حقیقت آن است که بخش عمدهای از مناقشات سالهای اخیر کشور حاصل همین نگاههای دوقطبی است که جز سیاه و سفید نمیبیند و راه سومی نمییابد. در این نگاه شما نیز باید تکلیفتان را مشخص کنید. اگر در این اردوگاه نیستی، پس به اردوگاه مقابل تعلق داری و همین نگاه تنگنظرانه کافی است تا هر سوژهای حاکم شده و جامعه را در دو اردوگاه متضاد قرار دهد و تنش و درگیری را در فضای جامعه حاکم سازد.
🔸در آخرین بیانات حکیم انقلاب اسلامی در دیدار با جمعی از مسئولان کشور بود که معظم له در بررسی ابعاد مذاکرات عمان نکات راهبردی و راهگشایی را مطرح کردند که میتواند فصلالخطاب بخشی از این مناقشات باشد. یکی از نکات حائز اهمیت توجه دادن مخاطب به این حقیقت بود که «به این گفتوگوها هم نه به صورت افراطی خوشبین باشیم، نه به صورت افراطی بدبین». معظم له از نگاه سومی سخن میگوید که به مذاکرات نه آنقدر خوشبینانه مینگرد که حل مشکلات کشور را فقط در گرو تحقق آن بیابد و نه آنقدر بدبینانه میبیند که آن را نماد وادادگی و انفعال و خیانت برشمارد.
🔹مبتنی بر این نگاه، مذاکره به رسمیت شناخته شده و به مثابه ابزاری برای حل بخشی از مناقشات سیاست خارجه جمهوری اسلامی به کار گرفته میشود، اما حدود و ثغور آن در چارچوب دکترین اصلی جمهوری اسلامی و مبتنی بر اصول سه گانه عزت، حکمت و مصلحت تعیین میشود؛ لذا زمین بازی را جمهوری اسلامی مشخص میکند و اگر رقیب حاضر به پذیرش آن باشد، باب مذاکره باز خواهد شد، اما اگر طرف مقابل زیادهخواهی، سلطهگری و تلاش برای تحمیل اراده را پیشه گیرد و مذاکره را به مثابه آن روی سکه جنگ و با هدف به زانو در آوردن جمهوری اسلامی تعریف نماید، قابل تحقق و مقبولیت نبوده و مذاکره با چنین کشوری، «هوشمندانه، عاقلانه و شرافتمندانه» نخواهد بود.
🔸آنچه دیروز موجب نفی مذاکره و امروز عامل شکلگیری آن شده است، تفاوت همین مبنایی است که بدان اشاره شد. امروز اراده جمهوری اسلامی در شکل دادن به مذاکره پیش رفته است و همان ترامپی که دو ماه پیش مدعی بود ایران باید بدون پیش شرط پای میز مذاکرهای بنشیند و برگ تسلیم خود را امضا کند، امروز مجبور شده به مذاکره غیرمستقیم در عمان تن دهد، حقوق قانونی جمهوری اسلامی در داشتن فناوری هستهای را به رسمیت بشمارد و تنها سطوح اشاعه آن را دستورکار مذاکرات قرار دهد.
🔹به واقع مذاکره در اسفند و فروردین، تفاوت ماهوی یافته است، میز مذاکره اسفندماه با هدف تسلیم ایران در برابر استکبار جهانی چیده شده بود، اما با ایستادگی و هوشمندی حکیم انقلاب میز مذاکره امروز مبتتی بر عزت و حکمت و با هدف امتیاز گرفتن از رقیب طرحریزی شده است. البته دستیابی به آنچه انتظار جمهوری اسلامی است، در هالهای از ابهام و تردید قرار دارد، چراکه آنچه در سیره استکبار جهانی برجسته است، عهدشکنی و عدم پایبندی به اخلاق و شرافت و انسانیت است و همین امر موجب شده رهبری با صراحت اعلام نمایند که «به طرف مقابل خیلی بدبینیم، طرف مقابل را قبول نداریم، میشناسیم طرف مقابل را».
🔸افکار عمومی در انتظار نتایج مذاکرات است، اما بیش از آنکه پیشاپیش نتایجی برای آن تصور نماید، باید آن را به فرصتی برای آموختن درس سیاست و شناخت دشمن و توانایی دیپلماتیک جمهوری اسلامی بدل نماید و با ایجاد جامعهای همدل و یک صدا، حمایت تمام قد خود را از تیم مذاکره اعلام نماید و آنها را به حرکت مقتدرانه، عزتمندانه و حکیمانه مبتنی بر منافع ملی و مصالح جمهوری اسلامی توصیه نماید.
✍ مهدی سعیدی
#مذاکره
#ثامن_اراک
https://eitaa.com/basirat_andishe1
16.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک روز با اراذلی که انگشت قطع کردند
https://eitaa.com/basirat_andishe1
🌼 پيامبر صلي الله عليه و آله :
🍃هر كس میخواهد دعايش مستجاب و غمش از بين برود، بايد گره از كار گرفتارى باز كند🍃
🍂مَنْ اَرادَ اَنْ تُسْتَجابَ دَعْوَتُهُ وَ اَنْ تُـكْشَفَ كُرْبَتُهُ، فَلْيُفَرِّجْ عَنْ مُعْسِرٍ🍂
📚 كنزالعمال، ج ۶، ص ۲۱۵
#حدیث
https://eitaa.com/basirat_andishe1
#تنها_میان_داعش
#داستان
#قسمت_بیستم
💠 از موقعیت اطرافم تنها هیاهوی مردم را میشنیدم و تلاش میکردم از زمین بلند شوم که صدای #انفجار بعدی در سرم کوبیده شد و تمام تنم از ترس به زمین چسبید.
یکی از #مدافعان مقام به سمت زائران دوید و فریاد کشید :«نمیبینید دارن با تانک اینجا رو میزنن؟ پخش شید!»
💠 بدن لمسم را به سختی از زمین کَندم و پیش از آنکه به کنار حیاط برسم، گلوله بعدی جای پایم را زد.
او همچنان فریاد میزد تا از مقام فاصله بگیریم و ما #وحشتزده میدویدیم که دیدم تویوتای عمو از انتهای کوچه به سمت مقام میآید.
💠 عباس پشت فرمان بود و مرا ندید، در شلوغی جمعیت به سرعت از کنارم رد شد و در محوطه مقابل مقام ترمز کشید. برادرم درست در آتش #داعش رفته بود که سراسیمه به سمت مقام برگشتم.
رزمندهای کنار در ایستاده و اجازه ورود به حیاط را نمیداد و من میترسیدم عباس در برابر گلوله تانک #ارباً_ارباً شود که با نگاه نگرانم التماسش میکردم برگردد و او در یک چشم به هم زدن، گلولههای خمپاره را جا زد و با فریاد #لبیک_یا_حسین شلیک کرد.
💠 در #انتقام سه گلوله تانک که به محوطه مقام زدند، با چند خمپاره داعشیها را در هم کوبید، دوباره پشت فرمان پرید و به سرعت برگشت.
چشمش که به من افتاد با دستپاچگی ماشین را متوقف کرد و همزمان که پیاده میشد، اعتراض کرد :«تو اینجا چیکار میکنی؟»
💠 تکیهام را به دیوار داده بودم تا بتوانم سر پا بایستم و از نگاه خیره عباس تازه فهمیدم پیشانیام شکسته است.
با انگشتش خط #خون را از کنار پیشانی تا زیر گونهام پاک کرد و قلب نگاهش طوری برایم تپید که سدّ #صبرم شکست و اشک از چشمانم جاری شد.
💠 فهمید چقدر ترسیدهام، به رزمندهای که پشت بار تویوتا بود اشاره کرد ماشین را به خط مقدم ببرد و خودش مرا به خانه رساند.
نمیخواستم بقیه با دیدن صورت خونیام وحشت کنند که همانجا کنار حیاط صورتم را شستم و شنیدم عمو به عباس میگوید :«داعشیها پیغام دادن اگه اسلحهها رو تحویل بدیم، کاری بهمون ندارن.»
💠 خون #غیرت در صورت عباس پاشید و با عصبانیت صدا بلند کرد :«واسه همین امروز مقام رو به توپ بستن؟»
عمو صدای انفجارها را شنیده بود ولی نمیدانست مقام حضرت مورد حمله قرار گرفته و عباس بیتوجه به نگرانی عمو، با صدایی که از غیرت و غضب میلرزید، ادامه داد :«خبر دارین با روستای بشیر چیکار کردن؟ داعش به اونا هم #امان داده بود، اما وقتی تسلیم شدن ۷۰۰ نفر رو قتل عام کرد!»
💠 روستای بشیر فاصله زیادی با آمرلی نداشت و از بلایی که سرشان آمده بود، نفسم بند آمد و عباس حرفی زد که دنیا روی سرم خراب شد :«میدونین با دخترای بشیر چیکار کردن؟ تو بازار #موصل حراجشون کردن!»
دیگر رمقی به قدمهایم نمانده بود که همانجا پای دیوار زانو زدم، کابوس آن شب دوباره بر سرم خراب شد و همه تنم را تکان داد.
💠 اگر دست داعش به #آمرلی میرسید، با عدنان یا بی عدنان، سرنوشت ما هم همین بود، فروش در بازار موصل!
صورت عباس از عصبانیت سرخ شده بود و پاسخ #اماننامه داعش را با داد و بیداد میداد :«این بیشرفها فقط میخوان #مقاومت ما رو بشکنن! پاشون به شهر برسه به صغیر و کبیرمون رحم نمیکنن!»
💠 شاید میترسید عمو خیال #تسلیم شدن داشته باشد که مردانه اعتراض کرد :«ما داریم با دست خالی باهاشون میجنگیم، اما نذاشتیم یه قدم جلو بیان! #حاج_قاسم اومده اینجا تا ما تسلیم نشیم، اونوقت ما به امان داعش دل خوش کنیم؟»
اصلاً فرصت نمیداد عمو از خودش دفاع کند و دوباره خروشید :«همین غذا و دارویی که برامون میارن، بخاطر حاج قاسمِ که دولت رو راضی میکنه تو این جهنم هلیکوپتر بفرسته!»
💠 و دیگر نفس کم آورد که روبروی عمو نشست و برای مقاومت التماس کرد :«ما فقط باید چند روز دیگه #مقاومت کنیم! ارتش و نیروهای مردمی عملیاتشون رو شروع کردن، میگن خیلی زود به آمرلی میرسن!»
عمو تکیهاش را از پشتی برداشت، کمی جلو آمد و با غیرتی که گلویش را پُر کرده بود، سوال کرد :«فکر کردی من تسلیم میشم؟» و در برابر نگاه خیره عباس با قاطعیت #وعده داد :«اگه هیچکس برام نمونده باشه، با همین چوب دستی با داعش میجنگم!»
💠 ولی حتی شنیدن نام اماننامه حالش را به هم ریخته بود که بدون هیچ کلامی از مقابل عمو بلند شد و از روی ایوان پایین آمد.
چند قدمی از ایوان فاصله گرفت و دلش نیامد حرفی نزند که به سمت عمو برگشت و با صدایی گرفته #خدا را گواه گرفت :«والله تا وقتی زنده باشم نمیذارم داعش از خاکریزها رد بشه.» و دیگر منتظر جواب عمو نشد که به سرعت طول حیاط را طی کرد و از در بیرون رفت...
ادامه دارد ...
✍ نویسنده: فاطمه ولی نژاد
https://eitaa.com/basirat_andishe1