معرفی سرویسهای ایرانی برای جایگزینی با نمونههای خارجی
با توجه به اختلالات اخیر در شبکه اینترنت کشور که ناشی از حملات سایبری رژیم صهیونیستی اسرائیل بوده و محدودیتهایی را برای دسترسی به برخی سرویسهای بینالمللی ایجاد کرده، لازم است کاربران با سرویسهای ایرانی جایگزین آشنا شوند.
متأسفانه بسیاری از افراد هنگام مواجهه با این اختلالات، با جستجو در گوگل یا موتورهای جستوجوی خارجی نتیجهای نمیگیرند و تصور میکنند تمام سرویسها از کار افتادهاند. در حالیکه سرویسهای ایرانی توانمندی در بسیاری از حوزهها در دسترس هستند.
📌 به همین دلیل، فهرستی از سرویسهای ایرانی جایگزین در حوزههای مختلف (جستوجو، ایمیل، نقشه، پیامرسان، فضای ابری و...) تهیه و در اختیار کاربران قرار میگیرد.
📣 خدمتهای ایرانی برای جایگزینی با نمونههای خارجی
✅ موتور جستجو (Search Engine)
ذرهبین
https://zarebin.ir
https://cafebazaar.ir/app/com.zarebin.browser
مرورگر گردو و گردو لایت
https://gerdoo.me
https://cafebazaar.ir/app/me.gerdoo.browser_plus
شاد بین (جستجوگر مناسب کودک)
https://shaadbin.ir
https://cafebazaar.ir/app/ir.shaadbin.browser
✅ ریموت دسکتاپ (Remote desktop)
آردسک
http://rdesk.ir
✅ شبکه اجتماعی و پیام رسان
شبکه اجتماعی و پیام رسان روبیکا
https://rubika.ir
https://cafebazaar.ir/app/app.rbmain.a
پیام رسان ایتا
https://eitaa.com
https://cafebazaar.ir/app/ir.eitaa.messenger
پیام رسان بله
https://bale.ai
https://cafebazaar.ir/app/ir.nasim
پیام رسان سروش پلاس
https://soroushplus.com
https://cafebazaar.ir/app/mobi.mmdt.ottplus
شبکه اجتماعی ویسگون
https://wisgoon.com
https://cafebazaar.ir/app/com.wisgoon.android
میکروبلاگ ویراستی
https://virasty.com
https://cafebazaar.ir/app/com.virasty.app
✅ نقشه و مسیر یاب (Map)
نشان
https://neshan.org/maps
https://cafebazaar.ir/app/org.rajman.neshan.traffic.tehran.navigator
بَلَد
https://balad.ir
https://cafebazaar.ir/app/ir.balad
✅ ترجمه (Translator)
ترگمان
http://targoman.ir
https://cafebazaar.ir/app/com.anonycoders.targoman
فرازین
https://www.faraazin.ir
✅ ایمیل (Email)
میل
http://mail.ir
چاپار
http://chmail.ir
ابر همراهی به جای گوگل درایو:
https://abrehamrahi.ir
✅ از همه همراهان خواهشمندیم که با انتشار این پیام و معرفی این سرویسها به اطرافیان، به افزایش آگاهی عمومی و حفظ جریان ارتباطی در کشور کمک کنند.
🧩 با هم، هوشمند و مقاوم میمانیم.
نماز جمعه امروز ۳۰خرداد یکنماز جمعه مهمتاریخی و لبیک به امام زمان عج است
رو دوستان حتما حتما حتما هر طور شده شرکت کنید. این یه نماز جمعه معمولی نیست حتما تو راهپیمایی باشید نایب امام زمان رو تهدید به حمله کردن. در واقع دارید به حمایت از نایب امام زمان میرید. باید تصور کنید امام زمان تهدید به حمله شده اون موقع چکار میکردیم مینشستیم پای تلویزیون و براش دعا میکردیم؟
خیر
این جمعه ثابت میشه که شیعه واقعی امام زمان کیه؟
به زبان نیست. به عمل کار برآید.
اگر این جمعه کسی تو خونه نشست بدونه که وقتی امام زمان هم بیاد مسلما براش قدمی بر نمیداره.
آزادگان جهان ترامپ رو تهدید کردن که اگر بلایی سر رهبر ایران بیاد تمام موازنه ها بهم میخوره. پس من بچه شیعه وظیفه ام چیه؟
جا نمانید جا نمانید جانمانید🙏
جمعه نصر و راهپیمایی نصر سنگ محک و عیاری هست تا بدونیم کدوم طرف هستیم!
لطفا به دوستان و خویشاوندانتون هم بازنشر کنید. تشویقشون کنید به حضور.
بهشون توضیح بدید اهمیت این روز رو.
غفلت نکنید.
خدا صاحب و پشتیبان این ملت و این رهبر هست اما این چیزی از وظیفه ما کم نمیکنه. امام زمان داره بچه شیعه ها رو رصد میکنه. قراره سربازها انتخاب بشن.
تا الان هم هر چی فتح و پیروزی و امنیت داشتیم از صدقه سر امام عصر بوده. حالا وظیفه ماست برای این آقا سربازی کنیم. موشکهای اصلی ما همین شعارهای کوبنده هست همین محکومیت هاست. مبادا خواب خوش جمعه مانع بشه که خدای نکرده از این وظیفه بزرگ کوتاهی کنیم که در اون صورت دیگه نباید خودمون رو بچه شیعه بدونیم!!!
#بازنشر
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
موشکهای فوق سنگین ما اینا هستند...
دانشگاه تهران
هدایت شده از مرکز نیکوکاری و امور خیریه
شهر جدید امیرکبیر
🔴اطلاعیه مهم از سوی پایگاه بسیج
#امنیت_اتفاقی_نیست
🔶همزمان با سراسر کشور آغاز عملیات تامین امنیت شهر جدید امیرکبیر توسط نیروهای بسیج مردمی در راستای همکاری با پاسگاه شهر و کادر گشت حفاظت فیزیکی حراست شرکت عمران.
🔹به اطلاع همشهریان عزیز شهر جدید امیرکبیر میرساند با توجه جنایات رژیم غاصب اسرائیل توسط برخی نیروهای خائن خود فروخته در بخش های مختلف میهن عزیزمان ایران، طرح گشت ها و بازرسی های نیروهای بسیج مردمی در شهرمان با هدف کمک به دستگاه های امنیتی آغاز شده است که به همین جهت از کلیه شهروندان عزیز تقاضامندیم با این نیروها که از همشهریان خودمان میباشند همکاری لازم را داشته باشند.
❌ ضمنا کلیه برادران محترم شهر که مایل هستند به این طرح بپیوندند و به شهروندان در قالب نیروهای تامین امنیت بسیج مردمی خدمات ارائه دهند میتوانند با آقای ابراهیم آبادی فرمانده محترم پایگاه بسیج شهید گمنام شهر امیرکبیر به شماره ذیل تماس حاصل فرمایند.👇
📞#09914022780
•┈┈┈┈••••✾••✾•••┈┈┈┈•
#مسجد_حضرت_ابوالفضل_علیه_السلام
#شهر_جدید_امیرکبیر
کانال ایتا :
Eitaa.com/amirkabir_masjed
ارتباط با ما :
@Admin_masjed_amirkabir
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
اَكثِرواالدُّعاءَبِتَعجِیلالفَرَجِفَاِنَّذلِكَفَرَجُكُم.
💖رمان سامری_در_فیسبوک💖
قسمت ۹ و ۱۰
احمد نمیدانست چقدر زمان گذشته اما از حرکت ماشین که گهگاهی در بین حالت نیمه بیهوشی حس میکرد، برمیآمد که مقصدشان شهری غیر از نجف است و صدای مداوم گاز ماشین و حرکت یکنواخت اون نشان میداد که در جاده ای خارج شهر پیش به سوی مقصدی نامعلوم در حرکت هستند..
احمد چند بار میخواست حرفی بزند و بگوید که او را اشتباهی گرفته اند، اما هر بار نیرویی نامرئی جلویش را میگرفت، انگار خودش هم دوست داشت بداند او را به جای کدام نگون بخت گرفته اند، چون مطمئن بود که وقتی بفهمند اشتباهی در کار بوده،او را رها میکنند...
خودش را به بیهوشی میزد و در عوض گوشهایش را تیز کرده بود تا حرفهای مهاجمان را خوب بشنود، اما دریغ از یک حرف کوتاه، فقط گهگاهی بوی دود سیگاری که به مشامش میرسید به او میفهماند که در این ماشین تنها نیست و هیچ حرف و سخنی رد و بدل نمیشد.!!
بالاخره بعد از ساعتها رانندگی ماشین وارد راهی شد که مشخص بود به کوره دهی ختم میشود، چون هر چند لحظه یک بار با افتادن در دست اندازی تازه، ماشین تلوتلو خوران به پیش میرفت...
و نیمساعتی از این وضع گذشت که ماشین متوقف شد. صدای قیژ دری آهنی بلند شد و پشت سرش، در ماشین باز شد و باز همان دو مهاجم دو طرف احمد را گرفتند و او را کشان کشان به جلو بردند.
از بوی خاکی که به مشام میرسید مشخص بود که داخل ساختمانی خاکی و شاید قدیمی باشند. کمی جلوتر دری دیگر باز شد و احمد را به شدت به داخل پرتاب کردند.
هیکل استخوانی و کشیده احمد به دیوار سنگی اتاق برخورد کرد و ناخواسته صدای آخی از گلویش بلند شد. یکی از مهاجمین آهسته گفت:
🔥_مرتیکه به هوش اومده، خودش را به موش مردگی زده..
احمد دست به طرف چشمبند برد که ناگهان یکی از مردها با شوتی محکم که به دهان او کوبید و با فریاد گفت:
_دست طرف چشمبندت ببری خونت پای خودته...
احمد طعم شور خون را در دهانش حس کرد و همانطور که سعی میکرد خون دهانش را به بیرون بریزد بریده بریده گفت:
_اشتباه گرفتید، من کاری نکردم که مستحق این رفتار باشم، در ضمن نه پولدارم و نه پدر و مادر آنچنانی دارم که بخواین من را به گروگان بردارین!
با زدن این حرف، یکی از مردها بلند قهقهای زد و مرد دیگر به سمت احمد یورش آورد و با چماقی که همبوشی نمی دانست از کجا پیدایش شد به جان او افتاد و حالا نزن کی بزن..
مرد مهاجم آنچنان احمد بیچاره را زیر باران مشت و لگد گرفته بود که انگار خون پدرش را از احمد همبوشی میخواهد. احمد که رمقی برایش نمانده بود با صدایی لرزان گفت:
_به پیر به پیغمبر اشتباه گرفتین، من یه دانشجوی ساده ام که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شدم، نه پولدارم و نه سیاستمدار، نه آنقدر نابغه ام که بخوایین منو بدزدین و نه دستم به جایی بنده که بتونم کاری کنم، من احمد اسماعیل همبوشی هستم مادرم...
و یکی از مردها به میان حرف او پرید و گفت:
🔥_احمد همبوشی، فرزند اسماعیل، پدرت یک کشاورز ساده و مادرت ثمینه ماهی فروش هست، یکی از برادرات سرهنگ حزب بعث و یکی دیگه هم محقق هست خودتم تازه از رشته شهرسازی دانشگاه نجف فارغ التحصیل شدی، حالا فهمیدی ما اشتباه نگرفتیم، پس خفه خون بگیر و بزار ما یک عقده ای باز کنیم، گفتن از هر کی توی عمرمون کینه داشتیم، از هرکی بدی دیدیم سر تو خالی کنیم حالا لطفا حرف نزن، فقط کتک بخور..!
در این هنگام مرد دیگه که لهجهٔ عربی غلیظ تری داشت گفت:
🔥_ساکت باش، مگه قرار نشد فقط بزنیم و حرفی باهاش نزنیم، تو که همه چی را ریختی روی دایره..
مرد خنده بلندی کرد و گفت:
🔥_فک میکنی این بینوا توی ذهنش میمونه ما چی گفتیم؟
احمد که کلا گیج شده بود گفت:
_آااخه...آخه به چه گناهی، به منم بگین!
که ناگهان باران مشت و لگد باریدن گرفت...
نویسنده؛ طاهرهسادات حسینی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸