eitaa logo
صبح نزدیک
98 دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
3هزار ویدیو
78 فایل
صبح نزدیک است، نزدیک است، نزدیک است شستشو کن چشم را با شبنمی دیگر صبح نزدیک است محکم‌تر قدم بردار می‌رسیم ای همسفر، تنها کمی دیگر... 🌍 اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ 🌤 ادمین پاسخگو @ms8591 لینک دعوت
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان سامری_در_فیسبوک💖 قسمت ۱۹ و ۲۰ میز چوبی پیش رویش که چهار صندلی در اطرافش بود را نشان داد و گفت: _اینجا بنشین و منتظر باش و با زدن این حرف به سمتی رفت... احمد دستی به چشم هایش کشید و در کمال تعجب خودش را در مکانی یافت که به نظر میرسید کتابخانه باشد.. قفسه هایی زیاد در اطرافش به چشم میخورد که مملو از کتاب بود، اما از ظاهر کتاب ها برمی‌آمد که کتب قدیمی در اینجا نگهداری میشوند و چیزی که برایش عجیب می آمد این بود که نام هر کتاب با زبان عبری بالای آن کتاب چسپانیده شده بود. احمد هنوز مشغول دید زدن بود که صدای قدمهایی که از پشت سرش می‌آمد در فضا پیچید. مردی با کت و شلوار مشکی و پیراهن سفید و کرواتی با خطهای موازی سیاه و سفید صندلی روبه روی او را عقب کشید همبوشی که نگاه خیره اش را به او دوخته بود با سرعت از جا بلند شد و همانطور که دست روی سینه میگذاشت، با احترام سلام کرد. مرد پیش رو که قدی متوسط و هیکلی گوشتالود داشت به طوریکه برآمدگی شکمش بیرون زده بود با سر جواب سلام او را داد و روی صندلی نشست. مرد لحظه ای به همبوشی که خیره به او پلک نمیزد، نگاهی انداخت و گلویش را صاف کرد و گفت: _من مایکل هستم، یک محقق که خاورمیانه را مثل کف دست میشناسم، تقریبا بر اعتقاد ملت‌ها اشراف کامل دارم و خصوصیات رفتاری آنها را میدانم، سالهای زیادی را صرف تحقیق و پژوهش کرده ام، امیدوارم مدتی که اینجا بودی به شما خوش گذشته باشد و بتوانیم همکاری دوستانه ای با هم داشته باشیم. مایکل برگه ای را که به دستش بود روی میز گذاشت و گفت: _قبل از اینکه موضوع اصلی را شروع کنیم، اگر سوالی دارید، میتوانید بپرسید. احمد که انگار هول شده بود گفت: _س..سوال ...آره سوال دارم. برای اولین سوالم خوبه بپرسم،با اینکه شما عربی صحبت میکنید، اما مشخص هست که از اهالی عراق نیستید، میخواهم بدانم، من الان کجا هستم و با چه کسی از چه ملیتی صحبت میکنم و قرار است برای کی کار کنم؟! و اصلا چه کاری باید انجام دهم و سود و منفعت من از انجام این کار چیست؟! و از همه مهمتر چرا مرا انتخاب کردید؟! مایکل نفس بلندی کشید و گفت: _شما الان در خاک اسرائیل هستید و من هم یکی از شهروندان اسرائیل هستم، انگار توجه نکردید که گفتم محقق هستم زبان عربی و فارسی را مانند زبان مادری میدانم... همانطور که در بدو ورود به تو گفتیم، تو باید برای ما کار کنی، هر کاری که ما بخواهیم و به طریقی که ما بگوییم باید پیش بروی، هر گونه امکاناتی تحت اختیارت قرار میدهیم، از لحاظ مالی تو را تامین میکنیم و تمام خواسته های مالی، جسمی و حتی جنسی و روانی تو را تامین میکنیم و تو باید فقط به وظیفه ای که بر عهده ات میگذارند به بهترین نحو عمل کنی و مطمئن باش ما هیچوقت به تو پشت نمیکنیم و هوایت را خواهیم داشت به شرط آنکه تو انگونه باشی که ما می خواهیم و درباره سوالت که چرا تو را انتخاب کردیم، آنهم دلایلی دارد که کم کم برایت خواهیم گفت، حالا نظرت را بگو؟! احمد ابروهایش را بالا داد و همانطور که سرش را تکان میداد گفت: _به نظر می رسد معاملهٔ پر منفعتی هست، امیدوارم که کاری از من میخواهید سخت نباشد و از عهدهٔ انجامش بربیایم. مایکل لبخندی زد و‌گفت: _کمی سخت هست منتها ما به تو میدهیم و تو هم باید تلاشت را بکنی، ما میخواهیم از تو مردی نامدار بسازیم، مردی که میتواند مانند یک رهبر، ملت ها را به خوش جذب کند و البته مریدانش را به سمتی ببرد که ما میخواهیم. احمد با شنیدن این حرفها که برایش بسیار رؤیایی می آمد ذوق زده شده بود اما سعی میکرد حرکاتش عادی باشد تا مایکل متوجه هیجان درونی اش نشود. مایکل نفسی گرفت و گفت: _برای شروع کار میخواهم از کتابی که برایت فرستاده بودیم شروع کنم‌، آیا این کتاب را به طور عمقی مطالعه کردید؟ احمد همبوشی سری تکان داد و گفت: _بله، میتوانم بگویم که تمام مباحث کتاب را حفظ کرده ام گرچه فهم بعضی موارد نوشته های کتاب برایم سخت بود. مایکل سرش را تکان داد و گفت: _آفرین خوب است و با اشاره به کتاب های پشت سرش گفت: _آن کتابی که برایت فرستادیم حاصل جستجو در انبوه کتاب های پشت سر من است، مدتها تعداد زیادی از محققان ما کتاب های قدیمی و نسخه های خطی را که میبینی و هر کدام را از یکی از کشورهای مسلمان وارد اسرائیل کردیم را بررسی کرده اند و در مجموعِ نظراتشان، کتابی را که نزد توست گردآوری شده، این کتاب برای تو، مثل قرآن است برای پیامبرتان، یعنی قرار است تو رهبری باشی که به این کتاب استناد میکنی، حالا بگو ببینم..... نویسنده؛ طاهره‌سادات حسینی https://eitaa.com/samn910 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سید‌مصطفی‌موسوی‌البحرینیدعاء_اهل_الثغور_سيد_مصطفى_الموسوي.mp3
زمان: حجم: 35.6M
دعای امام سجاد علیه السلام برای مرزداران حتما بخوانید و برای رزمندگان اسلام دعا کنید
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📌 عضویت در گروه‌ها و کانال‌های ناشناس ممنوع 🔔🔔🔔دشمن با راه اندازی کانال ها و گروه های متعدد سعی در تضعیف روحیه مردم و انتشار شایعات متعدد را دارد🔔🔔🔔 ⛔⛔⛔ از عضویت در گروه‌ها و کانال‌های ناشناس پرهیز کنید و در تنظیمات خصوصی شبکه‌های اجتماعی خود دعوت بی‌اجازه در کانال‌ها یا گروه‌ها را غیر فعال نمایید ⛔⛔⛔
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥هر کس از آتش‌بس یا صلح بگوید، خائن به ایران است 🔺مجری شبکه سه: اگر این بار ایران پاسخ این وقاحت امریکا را ده برابر ندهیم، عملیات‌های تجاوزکارانه آمریکا ادامه خواهد یافت. https://eitaa.com/samn910
🔴بسته شدن تنگه هرمز، قیمت نفت را به ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار می‌رساند فواد حسین، وزیر امور خارجه عراق در گفتگوی وزیر خارجه آلمان: در صورت بسته شدن تنگه هرمز، قیمت نفت به ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار خواهد رسید. https://eitaa.com/samn910
🔴تلویزیون العربی لبنان: ایران خطرناک‌ترین آزمایشگاه بیولوژیکی اسرائیل را که از آن سموم برای ترور رهبران عرب آزاد می‌شد، بمباران کرده است. https://eitaa.com/samn910
🔴دکتر پزشکیان: ما قصد داریم امنیت آینده منطقه را تأمین کنیم، حملات ما به رژیم صهیونیستی با شدت ادامه خواهد داشت. پاسخ به آمریکا حق طبیعی و درخور خواهد بود. https://eitaa.com/samn910
🔴 سرنگونی پهپاد مسلح هرمس ۹۰۰ بر فراز استان مرکزی دقایقی پیش یک فروند پهپاد مسلح هرمس ۹۰۰ نیروی هوایی رژیم صهیونیستی بر فراز آسمان استان مرکزی پیش از انجام عملیات با آتش سامانه‌های پدافند هوایی بومی سپاه پاسداران ساقط شد. 🔹تا ساعاتی دیگر تصاویر لاشه و نحوه انهدام آن به سمع و نظر مردم قهرمان ایران خواهد رسید. https://eitaa.com/samn910
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تصویرسازی قطعه «علاج» با صدای محسن چاوشی https://eitaa.com/samn910
♦️لحظاتی قبل پوستر سایت Khamenei.ir با عنوان «همین حالا، مجازات ادامه دارد» | | | https://eitaa.com/samn910 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷