15.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 اعتراف ضدانقلاب به ضربات موشکی ایران ...
شهرام همایون: ایران برای اولینبار هیمنۀ اسرائیل را نابود کرد ... اپوزیسیون هم فعلا بایگانی شد.
https://eitaa.com/samn910
🔺توصیه به دعا برای حفظ و سلامتی رهبر معظم انقلاب توسط آیت الله سید علی #میلانی
بسمه تعالی
این کشور متعلق است به اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله و این ایام متعلق است به حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه. مؤمنين مراسم عزاداری آن حضرت را بهتر از سالهای گذشته برگزار کنند و برای فرج حضرت ولی عصر ارواحنا فداه با تمام وجود دعا کنند و حفظ کشور و سلامتی رهبری و شخصیتهای دینی و سیاسی و نظامی از تجاوز دشمنان اسلام را جداً طلب کنند. خواندن زیارت عاشورا و حدیث کسا به طور جمعی در گرفتاریها از مجربات شیعيان بوده، برادران و خواهران فراموش نفرمایند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
سید علی حسینی میلانی
سوم محرم الحرام ١٤٤٧
https://eitaa.com/samn910
آیتالله نوری همدانی:
هرگونه تهدید و تعرض به آیتالله خامنهای از سوی شخص یا دولت، حکم محارب را دارد
https://eitaa.com/samn910
✍حکم قتل دونالد ترامپ صادر شد
🔻پیام حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
بسم الله الرحمن الرحیم
هر شخص یا رژیمی که برای ضربه به امت اسلامی و حاکمیت آن، رهبری و مرجعیت را تهدید کند یا (لاسمح الله) تعرضی نماید حکم محارب دارد...
لازم است عموم مسلمانان در سراسر جهان این دشمنان را از حرف و خطای خود پشیمان نمایند و اگر متحمل مشقت یا خسارتی شوند اجر مجاهد فی سبیل الله را دارند، ان شاالله.
┄┅═☫☫☫☫☫☫☫☫☫═┅┄
🔹کاش «مصطفیمازح» زنده شود و این بار برای کشتن ترامپ به آمریکا برود
کاش مسلمان جگرداری پیدا شود
کاش زندگی را برای «دونالد ترامپ» همانند زندگیِ سرتاسر اضطراب «سلمان رشدی» بسازند
🔸کاش مراجع جهان اسلام، یکپارچه حکم قتل این جنایتکار را صادر کنند
تا بدانند توهین و اهانت به مرجعیت و زعامت و رهبری اسلام، تاوان سنگینی دارد
کاش میتوانستم 😔
کافِمیم/مجیدفاطمیارفع
https://eitaa.com/samn910
🔴 جدیدترین آمار شهدای حمله رژیم صهیونی به ایران؛ ۹۳۵ نفر به شهادت رسیدند
🔹جهانگیر سخنگوی قوه قضاییه گفت:براساس آخرین آمار پزشکی قانونی در جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه کشورمان ۹۳۵ نفر از شهدا تا کنون شناسایی شدند که ۳۸ تن از این شهدا کودک و ۱۳۲ نفر از آنها زنان بودند که برخی از آنها باردار بودند
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴تصویر واقعی اسراییل بعد از حملات ایران
🔺مشاور وزیر دفاع آمریکا متنی منتشر کرد که در آن میگوید:« احمق نباشید، اوضاع برای اسراییل از چیزی که فکر میکنید بسیار بدتر است. یک سوم تلآویو از بین رفته است. اوضاع برای اسراییل بسیار بدتر از چیزی است که به نظر میرسد.»
https://eitaa.com/samn910
📢 هر روز یک صفحه قرآن بخوانیم
🔹 امروز؛ صفحه چهارصد و چهل و دو قرآن کریم
سوره مبارکه يس
✏️ توصیه مهم حضرت آیتالله خامنهای:
هر روز حتماً قرآن بخوانید حتّی روزی نیم صفحه، روزی یک صفحه بخوانید، امّا ترک نشود. در دنیای اسلام هیچ کس نباید پیدا بشود که یک روز بر او بگذرد و آیاتی از قرآن را تلاوت نکند.
💻 Farsi.Khamenei.ir
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴نماینده مجلس سنای پاکستان:
آیتالله خامنهای رهبر سیاسی و مرجع تقلید ماست و کسی حق ندارد ایشان را تهدید کند.
https://eitaa.com/samn910
15.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ما صاحب داریم...
https://eitaa.com/samn910
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💖رمان سامری_در_فیسبوک💖
🌤قسمت ۴۵ و ۴۶
_بفرمایید احمدالحسن، این هم معجزه، که تحت اختیار توست
و با اشاره به موجود پیش رویش ادامه داد:
_این یکی از قویترین موکلین ماست تو با سحر این موکل میتوانی مریدانی به دور خود جمع کنی و حتی میتوانی مخالفینت را تنبیه کنی و آزار دهی و در اخر بکشی
اگر کسی علم مخالفت با تو را بلند کرد، ابتدا نامش را ورد زبانها بیانداز و سپس به موکلت دستور بده تا به او آسیب برساند، زمانی که آسیب رساند، آن را در بوق و کرنا کن و به تمام مریدانت بگو چون مخالف تو که از طرف امام زمان هستی بوده، چنین بلایی بر سرش نازل شده و این می شود معجزه ای از معجزات تو...البته این موکل کارهای خارق العاده دیگری هم میتواند بکند و حتی قادر است موکلین ضعیفتری با دستور تو، تحت اختیار مریدانت قرار دهد..
همبوشی که از دیدن این جسم ترسناک زبانش بند آمده بود با ترس گفت: _ب..بگو...ب...ب..رود، م...من از او میترسم.
حاخام قهقه ای شیطانی زد و با اشاره او آن موجود وحشتناک محو شد و رو به احمدالحسن گفت:
_چون باعث وهم تو شد، دیگر او را نخواهی دید اما هر زمان اراده کنی در خدمت توست چون همیشه و در همه حال کنار توست..
روزها در پی هم می آمد و میگذشت و روزگار، روی دیگرش را به احمد همبوشی نشان داده بود، حالا او احساس پادشاهی را داشت که با اراده اش کارهای مدنظرش انجام میشد
و موکل شیطانی او، شده بود جزئی از وجودش که گویا بدون آن نمیتوانست نفس بکشد.
برخورد مایکل و تمام افرادی که همبوشی میشناخت با او بسیار محترمانه شده بود، گویی او هم جزئی از آنها بود،
اما نمیدانست که این یهودیان متکبر، در ظاهر او را احترام می کنند تا افسارش کنند و مانند درازگوش از او کار بکشند، آنهم کارهایی #خلاف_حکم_خدا،
کارهایی که دل آخرین نور خدا، ذخیرهٔ پروردگار در روی زمین را به درد می آورد و بر غربت ایشان می افزاید.
همبوشی پشت سیستم کامپیوترش بود که ایمیلی برایش رسید:
_ساعت شش عصر در موسسه منتظرت هستم. «دوستت مایکل»
لبخند گل و گشادی روی لبان همبوشی نشست و زیر لب گفت:
_بالاخره مرا دوست خود نامیدند.
نگاهی به ساعت مچی طلایی رنگی که تازه به او اهدا شده بود انداخت، تقریبا سه ساعت تا قرار فرصت داشت.
باید دوش میگرفت و به سر و وضع خود میرسید، از احوالات برمیآمد که این جلسه جزء آخرین جلساتی خواهد بود که تشکیل میشود، پس میبایست قبراق و خوشتیپ تر از همیشه به چشم آید.
نزدیک ساعت قرار ملاقاتش بود، از آپارتمان بیرون آمد و همانطور که به سمت موسسه که راهی نه چندان زیاد بود، میرفت. اطراف را از نظر گذراند و آه کوتاهی کشید و زیرلب گفت:
"چندین سال زندگی در تلاویو، مرا با اینجا مأنوس کرده، کاش این روزگار تمام نمیشد...."
و با یادآوری مأموریتش که قرار بود او را به شهرت و پول و مقام برساند لبخندی زد و ادامه داد:
"روزگار خوشی در پیش دارم، پس غم رفتن از اینجا را نمیخورم."
بالاخره به موسسه رسید و اینبار به جای رفتن به اتاق مایکل به سمت اتاقی رفت که گویا جلسات مقامات ارشد در آنجا برگزار میشد.
سربازی جلوتر از او خود را به اتاق رسانید و ورود همبوشی را اطلاع داد. در اتاق باز شد و هوای مطبوعی به صورت همبوشی خورد
وارد اتاق شد، دور تا دور میز کنفرانس، افراد مختلفی نشسته بودند، افرادی که برای احمد غریبه بودند و تنها صورت آشنای جمع، همان مایکل بود.
همبوشی که از حرکاتش بر می آمد کاملا دستپاچه شده است، به سمت صندلی که به او نشان دادند رفت و روی آن نشست و رو به جمع گفت:
_س...سلام
همه با تکان دادن سر جواب سلام او را دادند و مایکل همانطور که به همبوشی اشاره میکرد گفت:
_اینهم منجی دیگر که ساخته و پرداختهٔ دست ماست، ایشان بسیار زیرک است و آموزشاتش را به درستی فرا گرفته و مطالعات زیادی داشته و به راحتی میتواند در ابتدای راه، جمع زیادی از شیعیان ساده لوح را به خود جذب کند..
همبوشی که از شنیدن این تعاریف قند در دلش آب میشد، بی هدف سرش را تکان میداد و ناخودآگاه با دست راستش دکمه کتش را می پیچاند.
احمد همبوشی انگار در عالم دیگری بود و اصلا متوجه نشد مایکل از او سوالی کرده، و با بلند شدن صدای دوباره مایکل به خود آمد:
_آیا آمادگی دارید که شروع کنیم؟!
همبوشی که از حرفهای قبل مایکل بی اطلاع بود همزمان با تکان داد سر گفت:
_ب...ب...بله
مردی ریز نقش از آن سوی میز با موهایی سفید و عیکنی که شیشه های گردش جلب توجه میکرد گفت:
_در این چند سال ما به تو آموزش های زیادی دادیم و تو الان لبریز از دانستههایی هستی که.....
نویسنده؛ طاهرهسادات حسینی
https://eitaa.com/samn910
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸