eitaa logo
صبح نزدیک
98 دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
3هزار ویدیو
78 فایل
صبح نزدیک است، نزدیک است، نزدیک است شستشو کن چشم را با شبنمی دیگر صبح نزدیک است محکم‌تر قدم بردار می‌رسیم ای همسفر، تنها کمی دیگر... 🌍 اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ 🌤 ادمین پاسخگو @ms8591 لینک دعوت
مشاهده در ایتا
دانلود
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴از هوش مصنوعی پرسید اگه جای شیطان بودی چطور مردم رو از خدا دور میکردی بدون اینکه خودشون متوجه بشن جوابش شنیدنیه ‼️ببینید چه کسانی با لباس روحانیت اومدن ملتو از دین زده کردن، حجاب رو نادید کردن، فساد اخلاقی و مالی انجام دادن که جامعه به کثافت کشیده شد... اونا شیطانن... ➖➖➖➖➖➖➖
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷🇵🇸 💢 افشای هویت سربازان اسرائیل با کمپین هکرهای حنظله! ◾️▫️◾️ 🔹کمپین «Handala Red Wanted» هر هفته هویت افراد نظامی و امنیتیِ رژیم صهیونیستی را افشا می‌کند. 🔸این گروه در ابتدا اطلاعات یک نظامیِ صهیونیست به‌نام «ایال عومر» را منتشر کرده و نوشته: او تاکنون بابت ارائهٔ اطلاعات ۲۲ هزار دلار پول گرفته اما چون همکاری‌اش را قطع کرده و به هشدارهای ما توجه نکرده، هویتش را فاش می‌کنیم. |
بریکس در برابر ترامپ: ما به امپراتور نیازی نداریم 🔸ترامپ یکشنبه‌شب به‌دنبال صدور بیانیۀ بریکس در مخالفت با یک‌جانبه‌گرایی آمریکا در حوزۀ تجارت بین‌الملل گفته همۀ کشورهایی که از سیاست‌های گروه بریکس حمایت می‌کنند، باید یا به توافق تجاری برسند یا با تعرفه‌های سنگین آمریکا روبه‌رو شوند.» 🔹رهبران بریکس شامگاه یکشنبه پس از نشست ۲ روزۀ خود در برزیل با صدور بیانیه‌ای مشترک نسبت به افزایش اقدامات تعرفه‌ای و غیرتعرفه‌ای آمریکا هشدار دادند و این سیاست‌ها را «غیرقانونی و تهدیدی برای تجارت جهانی و زنجیره‌های تأمین» خواندند. 🔹آنها تاکید کردند که چنین اقداماتی نه تنها اقتصاد جهانی را آسیب می‌زند، بلکه به ایجاد عدم اطمینان در فعالیت‌های اقتصادی و تجاری منجر می‌شود. 🔹رئیس‌جمهور برزیل در واکنش به تهدیدات ترامپ گفت: «ما کشورهای مستقل و دارای حاکمیت هستیم و نیازی به پذیرش سلطۀ هیچ امپراتوری نداریم.»
🇮🇷🇵🇸 💢با سرهای بالا مذاکره کنید! ◾️▫️◾️ 🔹مهدی المشاط رئیس شورای عالی سیاسی یمن در اظهاراتی از مذاکرات گروه‌های مقاومت فلسطین حمایت و تاکید کرد: به برادران مجاهد خود در غزه اعلام می‌کنیم که با سرهای بالا مذاکره کنید، ما با شما هستیم و تمام منابع مردم ما پشتیبان شما هستند تا زمانی که محاصره برداشته و تجاوز علیه شما متوقف شود. 🔹یمن میدانی برای ضربات نهایی است، نه میدانی برای نمایش و این چیزی است که تاریخ می‌گوید و زمان حال ثابت خواهد کرد. 🔹ما به حمایت از غزه ادامه خواهیم داد و تهدیدهای رژیم صهیونیستی حتی یک مو از سر کوچکترین کودک یمنی کم نخواهد کرد. |
🔺تنگه باب المندب سومین تنگه مهم دنیا از نظر ترانزیت منابع انرژی زیر سلطه یمن ...
15.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷🇵🇸 🚨شبکه تروریستی اینترنشنال به طور کامل هک شد ◾️▫️◾️ ▪️شناسایی افراد مرتبط با این شبکه گروه هکری حنظله: 🔹 شبکه «ایران اینترنشنال» به‌طور کامل هک شده و تمام سامانه‌ها، سرورها و زیرساخت‌های ارتباطی آن از کار افتاده و اطلاعات داخلی آن استخراج شده است. 🔹این اطلاعات شامل مکاتبات محرمانه، اطلاعات شخصی کارکنان، سوابق مالی و ارتباطات با نهادهای خارجی است. همچنین گفته شده که انتشار این داده‌ها به‌زودی آغاز خواهد شد. 🔹تمامی پیام‌هایی که برای اینترنشنال ارسال شده را در دست داریم و ۷۱هزار نفر که به این شبکه محتوا ارسال کردند شناسایی شدند. |
🇮🇷🇵🇸 💢 | خط خبری و روایت سازی رژیم صهیونی ◾️▫️◾️ 🔹خط خبری و روایت‌سازی اسرائیل بر پایه سه محور اصلی سانسور، بزرگ‌نمایی دستاوردها و کنترل روایت‌ها استوار است. این روش‌ها به‌ویژه در زمینه‌های امنیتی و نظامی و در زمان درگیری‌ها، مانند مواجهه با ایران، به کار گرفته می‌شوند تا افکار عمومی را در جهت منافع اسرائیل شکل دهند. 🔹۱. سانسور: اسرائیل تلاش می‌کند تا اخبار مربوط به ضربات یا خسارت‌های وارد شده به خود را پنهان کند. برای مثال، در جریان درگیری‌ها با ایران، گزارش‌هایی از سانسور اخبار مرتبط با حملات ایران دیده شده است. این رویکرد به اسرائیل اجازه می‌دهد تا تصویر شکست‌ناپذیری خود را حفظ کند و از تضعیف روحیه عمومی یا ایجاد تردید در توانایی‌هایش جلوگیری نماید. 🔹۲. بزرگ‌نمایی دستاوردها: در مقابل، اسرائیل موفقیت‌های نظامی و امنیتی خود را بیش از حد واقعی جلوه می‌دهد. این بزرگ‌نمایی اغلب از طریق رسانه‌ها و پیام‌های رسمی انجام می‌شود. به عنوان مثال، مقامات اسرائیلی در پیام‌هایی به ایران اعلام کرده‌اند که مایل به پایان دادن به درگیری‌ها هستند، اما این پیام‌ها معمولاً با تأکید بر قدرت نظامی اسرائیل همراه است تا تصویری از برتری و اقتدار ارائه دهد. 🔹۳. کنترل روایت‌ها: اسرائیل با استفاده از رسانه‌های خود و تأثیرگذاری بر افکار عمومی، روایت‌های مورد نظرش را ترویج می‌کند. این کنترل روایت‌ها به حدی است که برخی منابع، مانند یک خبرنگار اسرائیلی، معتقدند اسرائیل از روایت مستقل خبرنگاران هراس دارد و در جنگ رسانه‌ای و افکار عمومی با چالش مواجه شده است. این نشان‌دهنده تلاش اسرائیل برای محدود کردن دیدگاه‌های مخالف و حفظ یک روایت واحد و هماهنگ است. 🔹نتیجه‌گیری: استراتژی رسانه‌ای اسرائیل ترکیبی حساب‌شده از پنهان کردن نقاط ضعف، برجسته کردن نقاط قوت و هدایت افکار عمومی است. این روش‌ها به‌ویژه در زمان درگیری‌های نظامی و امنیتی تشدید می‌شوند تا اسرائیل بتواند تصویر قدرتمند و مسلط خود را در عرصه داخلی و بین‌المللی حفظ کند. ✍🏼 غلامرضا زعیمی |
🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان سامری_در_فیسبوک💖 قسمت ۵۷ و ۵۸ _....حالا چه شده که صاحب نظر شدی و آیات قرآن را میکنی؟! مگر آیات قرآن را که در آن خداوند بر طولانی بودن عمر حضرت نوح دلالت میکند به گوش تو نخورده؟! همبوشی که میدانی برای خودنمایی پیدا کرده بود، گلویی صاف کرد و گفت: _آری خوانده‌ام اما عقل میگوید به احتمال زیاد خداوند با قیاس خاصی که مختص خود پروردگار است و با اندازه‌گیری ما زمینیان متفاوت است، این مورد را بیان کرده.. استاد با لحنی حاکی از تعجب گفت: _یعنی مدعی هستی خداوند قران را برای امت، بر پیامبر نازل کرد اما نه با قیاس بندگان بلکه با فرمول خود پروردگار بیان شده؟! خوب اگر اینگونه باشد که فهم آیات قرآن از عهده ما برنخواهد آمد و فقط در اوهام انسانها میگنجد و در ثانی برای کلام معصومین و روایات ائمه که در این مورد گفته شده چه جوابی داری؟!.. احمد همبوشی که جوابی برای این سوال نداشت، شانه ای بالا انداخت و گفت: _حالا هر وقت معصوم را دیدید از آن راجع به این موضوع سوال کنید اما عمر نوح اینقدر طولانی نبوده... بقیه طلاب نه تنها با این حرف احمدالحسن در اعتقادشان تشکیک ایجاد نشد بلکه از بلاهت و نادانی همبوشی خنده شان گرفته بود... که استاد به سخن درآمد و گفت: _در این مورد و خیلی از موارد اعتقادی که برایتان سؤال بوجود می آید باید به علمای مطلع و مراجع تقلید رجوع کنید تا در جهل و نادانی خود نمانید. همبوشی خنده تمسخر آمیزی کرد و گفت: _از نظر من تقلید از علمای اسلام حرام است. استاد سری به نشانه تاسف تکان داد و گفت: _خوب شما که اینقدر صاحب نظر شده‌اید، به ما بفرمایید اگر در مسأله ای درماندید به چه کسی مراجعه میکنید؟! اصلا احکام دین خود را از چه کسی میگیرید؟ همبوشی بار دیگر با صدای بلند گفت: _خوب معلوم است، من و هرکس دیگری بر اساس دانسته های خود از دین اسلام در کارها عمل میکنم تا اینکه امام زمان بیاید و احکام دین را از ایشان بگیرم.. با این سخن که همبوشی عمق نادانی خود را به نمایش گذاشته بود، تمام کلاس به خنده افتادند و نظم آن بهم خورد و این شد آغازی برای افاضات لغو و بیهودهٔ همبوشی و اظهار وجود کردنش در کلاس درس... صبح زود بود، احمد همبوشی به همراه حیدرالمشتت خودشان را به حوزه علمیه رساندند، امروز هم چون دیروز و چون روزهای گذشته برنامه ها داشتند و شبهه‌هایی که به عقل جن هم نمیرسید تراشیده بودند تا در اذهان عموم طلبه ها بیاندازند، آخر امروز جلسه ای عمومی بود که اکثر طلبه ها در آن حضور داشتند. آنها به سمت محل جلسه در حرکت بودند که از پشت سر کسی صدایشان کرد: _احمدالحسن و حیدرالمشتت خودتان را به دفتر حوزه برسانید. دو دوست و همکار مکار نگاهی به هم کردند و بدون گفتن کلامی راهشان را کج کردند و به طرف دفتر حرکت کردند. تقه ای به در زدند، حیدر رو به احمد گفت: _ابتدا من میروم یا اللهی گفت وارد دفتر شد و در را پشت سرش بست، لحظات به کندی میگذشت و بالاخره بعد از گذشت دقایقی حیدر با لب و لوچهٔ آویزان از دفتر بیرون آمد و رو به احمد گفت: _بفرما داخل، حساب و کتاب ما را گذاشتند روی دستمان و مهر اخراج به پرونده مان زدند، برو شاید این الطافشان شامل حال تو هم شد. احمد الحسن شانه ای بالا انداخت و گفت: _امکان ندارد من را اخراج کنند، چون من به واضحی تو عَلَم طغیان برنداشته بودم، نهایت یک توبیخ کوچک روی پرونده ام میزنند و با زدن این حرف داخل اتاق شد. و خیلی زود با صورتی که از خشم سرخ بود بیرون آمد. حیدر که حرف نگفتهٔ احمد را از حال و روز و حرکاتش می دانست، به او خیره شد و گفت: _تو هم اخراج شدی درسته؟! احمد کیفش را به دست دیگرش داد و با دست چپ مچ دست حیدر را گرفت و همانطور که او را دنبال خود می کشید گفت: _بیا دنبالم، من کاری میکنم که همهٔ اینها را سر جایشان بنشانم،حالا خواهی دید من برنده میشوم یا این علماااااااا‌.... نویسنده؛ طاهره‌سادات حسینی 🌸🌸🌸🌸🌸🌸
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان سامری_در_فیسبوک💖 قسمت ۵۹ و ۶۰ احمد همبوشی همانطور که حیدرالمشتت را به دنبال خود میکشید به طرف سالنی رفت که قرار بود جلسه در آن برگزار شود. چند نفر از طلبه ها با دیدن حرکات عصبی و تند همبوشی، کنجکاو شدند و به دنبالش روان شدند و همه با هم وارد سالن شدند.. داخل سالن گویا مجلس تازه شروع شده بود و در صدر مجلس یکی از اساتید مجرب حوزه در حال تلاوت آیه ای از آیات قرآن بود. احمد همبوشی خود را به جایی که استاد بود، رسانید و گستاخانه سخن او که همان بود را قطع کرد و رو به جمع گفت: _آهای کسانی که در این دنیای پر از آشوب و گمراهی رو به خواندن دروس سخت و طاقت فرسای حوزه آوردید و با شهریهٔ ناچیز طلبگی زندگی پر مشقّتی را میگذرانید، تا کی میخواهید دلتان را خوش کنید به خواندن آیات ظاهری قرآن، خواندی سطحی و بی نتیجه؟! تا کی خود را به ظواهر سرگرم میکنید و از عمق مطلب و از موضوع اصلی غافل هستید، آیا شما نمیدانید که چه کسی در این دنیای دون از همه مضطرتر است؟! آیا خبر ندارید که چه دردها کشیده و میکشد و ما غافل از آنیم... طلاب همگی با شنیدن این سخنان عجیب که از زبان احمدهمبوشی که کمابیش با او اعتقاداتش آشنایی داشتند، سراپاگوش شده بودند و خیره به همبوشی پلک هم نمیزدند. احمد همبوشی با لحنی تأثر انگیز ادامه داد: _تا چند روز پیش من هم مثل شما در خواب غفلت و بی‌خبری بودم، تمام هم و غمم درس خواندنی سطحی و تلاش برای امرار معاش خود و خانواده ام بود؛ یک شب که خسته و نالان بودم روبه درگاه خدا آوردم، سجاده پهن کردم و به نماز ایستادم، در آن نماز عشق آنقدر گریه کردم که به محض دادن سلام، همانجا خواب رفتم...خواب که نه...خوابی که از صد بیداری ، واقعی تر بود، خود را در جایی سرسبز دیدم، آب و هوایی لطیف و در اطراف درختانی سرسبز که بلبلان بر شاخسار آن چه چه می زدند، به ناگه دیدم انگار شاخسار درختان شروع به تکان خوردن کرد و همهٔ شاخ و برگهای درختان چون شاخ و برگ بید مجنون سر فرود آوردند،پرندگان از شاخه ها به زیر آمدند و روی زمین به حالتی خاضعانه نشستند و در این هنگام نوری از دور پدیدار شد، جلوتر که آمد متوجه شدم آن نور، مردی زیبا با ابروهای کمان و چشمان درشت سیاه رنگ با خالی زیبا برگونه اش که چون ستاره میدرخشید پیش چشمم قرار گرفت، آن مرد دستش را به سمت من دراز کرد و با صدایی که انگار ندای جبرئیل بود گفت: " ای احمدالحسن چرا مردم را به ما نمیخوانی؟!" من هاج و واج او را نگاه میکردم که بار دیگر آن مرد بزرگوار سوالش را تکرار کرد، من با لکنت گفتم: "شما که هستید و من چرا باید مردم را به شما بخوانم؟!" آن مرد لبخندی زد و گفت: "تو حجت خدا را نمیشناسی؟! من حجت خدا بر تو و بر تمام مردم عالم هستم و تو را مأمور می کنم که مردم را به سوی من بخوانی..." در این هنگام بغضی گلویم را چنگ زد و گفتم: "یعنی من لیاقت آن را دارم که نائب امام زمانم باشم؟!" امام زمان سری تکان داد و‌گفت: "تو از همه به ما نزدیکتری و خود نمیدانی.." من از شنیدن این کلام در بهتی عجیب فرو رفتم که ناگهان با صدای فرزندم از خواب پریدم... آن روز بسیار فکر کردم اما باورم نمیشد که چنین سعادتی نصیبم شده باشد، پس به این خواب اعتنایی نکردم تا اینکه.... استاد که با تعجب به احمدالحسن نگاه می کرد گفت: _تا اینکه چه؟! دوباره چه و سر هم کردی تا وقت جلسه و این طلبه ها را بگیری؟! در این لحظه حیدرالمشتت که منتظر زمان بود تاخودش را نشان دهد گفت: _چرا نمیگذارید حرفش را بزند؟! چرا فکر میکنید تمام حرفهای شما حق و حرف دیگران و این طلبه های بیچاره ناحق است؟ استاد سری به نشانه تاسف تکان داد و گفت: _ما هیچوقت نگفتیم حرف ما حق است، اما را از زبان به طلبه‌ها آموزش میدهیم و اما تو و رفیقت پیشینه ای درخشان در بهم زدن مجالس و رواج شبهه های واهی و بعضا تمسخر آمیز دارید، با این حال به رفیقت اجازه میدهم حرفش را تمام کند تا ببینیم اینبار چه حیله ای در سر دارید.!! که انگار عالمی ست که از دنیای بالا امده است، نگاهی به استاد و سپس نگاهی به طلاب کرد و ادامه داد: _با اینکه میدانم باورش برای شما سخت است اما میگویم، میگویم تا مأموریتی را که حجت خدا بر گردنم نهاده انجام داده باشم.. و سپس لحنش را آرامتر کرد و ادامه داد: _من بی توجه به آن رؤیای صادقه بودم که دیشب دوباره باز حجت خدا را در خواب دیدم..... نویسنده؛ طاهره‌سادات حسینی 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام ارباب خوبم ✋ صبح آمده و راهیِ بین الحرمینم دلتنـــگ دیــار آن نور دو عینــــم بر بال و پر ســلام از فاصلهٔ دور مـن زائر کــوی زیبـــای حسینـــم صَباحاً اَتَنَفَسُ.. بِحُبِ الحُسَین💚 🍃رو به شش گوشه‌ترین قبله‌ی عالم هر صبح بردن نام حسیـــن بن علی میچسبد: چِــقَدَر نـام تــو زیبـاست اَبــاعَبـــــدالله... هرکسی داد سَلامی به تو و اَشکَش ریخت ،،، او نَظـَرکَــرده‌ی زَهــراست... اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ وعَلی العباس الحسُیْن... ارباب بي‌کفن ســــــــلام... | 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷