eitaa logo
صبح نزدیک
97 دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
3هزار ویدیو
78 فایل
صبح نزدیک است، نزدیک است، نزدیک است شستشو کن چشم را با شبنمی دیگر صبح نزدیک است محکم‌تر قدم بردار می‌رسیم ای همسفر، تنها کمی دیگر... 🌍 اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ 🌤 ادمین پاسخگو @ms8591 لینک دعوت
مشاهده در ایتا
دانلود
دورمیدان گشتیم تا عکس ها آماده شد. پدر صمد عکس ها را گرفت و به من داد. خیلی زشت و بد افتاده بودم. به پدرم نگاه کردم و گفتم: «حاج آقا! یعنی من این شکلی ام؟!» پدرم اخم کرد و گفت: «آقا چرا این طوری عکس گرفتی. دختر من که این شکلی نیست.» عکاس چیزی نگفت. او داشت پولش را می شمرد؛ اما پدر صمد گفت: «خیلی هم قشنگ و خوب است عروس من، هیچ عیبی ندارد.» عکس ها را توی کیفم گذاشتم و راه افتادیم طرف خانه دوست پدر صمد. شب را آنجا خوابیدیم. ✫⇠قسمت :4⃣3⃣ صبح زود پدرم رفت و شناسنامه ام را عکس دار کرد و آمد دنبال ما تا برویم محضر. عاقد شناسنامه هایمان را گرفت و مبلغ مهریه را از پدرم پرسید و بعد گفت: «خانم قدم خیر محمدی کنعان! وکیلم شما را با یک جلد کلام الله مجید و مبلغ ده هزار تومان پول به عقد آقای...» بقیه جمله عاقد را نشنیدم. دلم شور می زد. به پدرم نگاه کردم. لبخندی روی لب هایش نشسته بود. سرش را چند بار به علامت تأیید تکان داد.گفتم: «با اجازه پدرم، بله.» محضردار دفتر بزرگی را جلوی من و صمد گذاشت تا امضا کنیم. من که مدرسه نرفته بودم و سواد نداشتم، به جای امضا جاهایی را که محضردار نشانم می داد، انگشت می زدم. اما صمد امضا می کرد. از محضر که بیرون آمدیم، حال دیگری داشتم. حس می کردم چیزی و کسی دارد من را از پدرم جدا می کند. به همین خاطر تمام مدت بغض کرده بودم و کنار پدرم ایستاده بودم و یک لحظه از او جدا نمی شدم. ظهر بود و موقع ناهار. به قهوه خانه ای رفتیم و پدر صمد سفارش دیزی داد. من و پدرم کنار هم نشستیم. صمد طوری که کسی متوجه نشود، اشاره کرد بروم پیش او بنشینم. خودم را به آن راه زدم که یعنی نفهمیدم. صمد روی پایش بند نبود. مدام از این طرف به آن طرف می رفت و می آمد کنار میز می ایستاد و می گفت: «چیزی کم و کسر ندارید.» ✫⇠قسمت 5⃣3⃣ عاقبت پدرش از دستش عصبانی شد و گفت: «چرا. بیا بنشین. تو را کم داریم.» دیزی ها را که آوردند، مانده بودم چطور پیش صمد و پدرش غذا بخورم. از طرفی هم، خیلی گرسنه بودم. چاره ای نداشتم. وقتی همه مشغول غذا خوردن شدند، چادرم را روی صورتم کشیدم و بدون اینکه سرم را بالا بگیرم، غذا را تا آخر خوردم. آبگوشت خوشمزه ای بود. بعد از ناهار سوار مینی بوس شدیم تا به روستا برگردیم. صمد به من اشاره کرد بروم کنارش بنشینم. آهسته به پدرم گفتم: «حاج آقا من می خواهم پیش شما بنشینم.» رفتم کنار پنجره نشستم. پدرم هم کنارم نشست. می دانستم صمد از دستم ناراحت شده، به همین خاطر تا به روستا برسیم، یک بار هم برنگشتم به او، که هم ردیف ما نشسته بود، نگاه کنم. به قایش که رسیدیم، همه منتظرمان بودند. خواهرها، زن برادرها و فامیل به خانه ما آمده بودند. تا من را دیدند، به طرفم دویدند. تبریک می گفتند و دیده بوسی می کردند. صمد و پدرش تا جلوی در خانه با ما آمدند. از آنجا خداحافظی کردند و رفتند. با رفتن صمد، تازه فهمیدم در این یک روزی که با هم بودیم چقدر به او دل بسته ام. دوست داشتم بود و کنارم می ماند. تا شب چشمم به در بود. منتظر بودم تا هر لحظه در باز شود و او به خانه ما بیاید، اما نیامد. ✫⇠قسمت6⃣3⃣ فردا صبح موقع خوردن صبحانه، حس بدی داشتم. از پدرم خجالت می کشیدم. منی که از بچگی روی پای او یا کنار او نشسته و صبحانه خورده بودم، حالا حس می کردم فاصله ای عمیق بین من و او ایجاد شده. پدرم توی فکر بود، سرش را پایین انداخته و بدون اینکه چیزی بگوید، مشغول خوردن صبحانه اش بود. کمی بعد پدرم از خانه بیرون رفت. هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که صدای مادرم را شنیدم. از توی حیاط صدایم می کرد: «قدم! بیا آقا صمد آمده.» نفهمیدم چطور پله ها را دو تا یکی کردم و با دمپایی لنگه به لنگه خودم را به حیاط رساندم. صمد لباس سربازی پوشیده بود. ساکش هم دستش بود. برای اولین بار زودتر از او سلام دادم. خنده اش گرفت. گفت: «خوبی؟!» خوب نبودم. دلم به همین زودی برایش تنگ شده بود. گفت: «من دارم می روم پایگاه. مرخصی هایم تمام شده. فکر کنم تا عروسی دیگر همدیگر را نبینیم. مواظب خودت باش.» گریه ام گرفته بود. وقتی که رفت، تازه متوجه دانه های اشکی شدم که بی اختیار سُر می خورد روی گونه هایم. صورتم خیس شده بود. بغض ته گلویم را چنگ می زد. دلم نمی خواست کسی من را با آن حال و روز ببیند. ✫⇠قسمت7⃣3⃣ دویدم توی باغچه. زیر همان درختی که اولین بار بعد از نامزدی دیده بودمش، نشستم و گریه کردم.
جایگاه زن در جامعه 🥰 اگر مسئله استعدادهای فردی هر کس (زن و مرد) تو جامعه جا بیوفته، اونوقت دیگه بانوان خواهان حضور مردانه تو جامعه نمیشن و وقتی که مسئولیت‌های خونه رو بر عهده گرفتن، احساس شکست و عقب‌ موندگی نمی‌کنن؛ بلکه خودشون رو تو مسیر رشد و کمال می‌بینن👌 ارزش همچین زنی، از هزاران مردی که از وظایف خودشون کوتاهی می‌کنن، بیشتره. اصلا کار خونه، به قدری ارزشمنده، که خداوند ذره‌ای از اون رو فراموش نکرده و برای کوچکترین کار، بزرگترین پاداش رو قرار داده😌 💠 آقا امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرمودند:«جهاد زن نیکو شوهرداری کردن است.» نهج‌البلاغه، حکمت ۱۳۶. 📌 ؟(۲۸) (شنبه، دوشنبه و چهارشنبه، حدود ۱۵:۰۰) 📚 برگرفته از کتاب https://eitaa.com/samn910
بالا بردن حوصله (۵) 🔆 محبت کردن به کودک از برترین عبادت هاست و قطعا یکی از اصلی‌ترین راه‌های ابراز محبت به بچه‌های زیر هفت سال، آزاد گذاشتن اون‌هاست.🧡 کسایی که نگاه معنوی به زندگی دارن، تحمل آزادی بچه رو یک فرصت خوب برای عبادت کردن می‌دونن. به خاطر همین وقتی بچه‌شون رو آزاد می‌ذارن، نه تنها خسته نمی‌شن، بلکه احساس خوبی هم دارن.😍 💠امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: موسی بن عمران به خداوند عرضه داشت: پروردگارا! کدام عمل نزد تو برتر است؟ خداوند فرمود: دوست داشتن کودکان، زیرا سرشت آنان بر توحید من است.🌱 (۲۶) 📌 (۷۴) (شنبه تا چهارشنبه، حدود ۲۰:۲۰) 📚 برگرفته از کتاب @abbasivaladi https://eitaa.com/samn910
18.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌من کاملا حیرانم از رفتار مردم: فهمیدم به کسانی که ۱۴۰۱ اعتراض داشتند هم باید طور دیگری نگاه کرد! ‌بهروز افخمی، فیلمساز: همین بچه‌هایی که فکر می‌کردیم که ضدانقلاب شدند یعنی کسایی که مثلاً در تظاهرات ۱۴۰۱ شرکت کرده بودند، من فکر کردم که اصلاً به همان هم باید یک طور دیگری نگاه کرد. گفته بودم همان موقع هم که اگر یکی مثل قاسم سلیمانی می‌آمد وسط این‌ها، وسط این تظاهرات، جمعشان می‌کرد و برایشان سخنرانی می‌کرد، می‌توانست هواپیمای دربست بگیرد و بروند سوریه. https://eitaa.com/samn910
50.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞ببینید: 💠 داستان مسافران فیروزه ای 😔خدا نکنه آدم لنگ پول باشه... 🪴اندیشکده مهدویت و انقلاب اسلامی مسجد مقدس جمکران https://eitaa.com/samn910
فراموش نکنید چهارشنبه آخر ماه صفر سوره های الانشراح والتين والنصر والتوحيد هر کدام (٧) مرتبه بخوانید ان شاالله تا سال آینده محتاج کسی نمیشویدو رزق و روزیتان زیاد میشود حاضرین به غايبین خبر بدهند خدا بیامرزه امواتتون رو. 🔵سلام علیکم 🔷️ برای اینکه ما اعمالی را بتوانیم به عنوان بخشی از دین حساب کنیم باید حتما در کتب معتبر وجود داشته باشند و اسناد روایی آن بررسی شود. 🔹 در سالهای اخیر دشمنان اسلام برای سست کردن عقاید مردم اقدام به انتشار مطالب ضعیف یا بدون سند می‌کنند تا باور مردم به خواص سوره‌های قرآن مجید و ادعیه را از بین ببرند. 🔹 در فضای مجازی منبع دستورالعمل ارسال شده كتاب مرقاة الجنان است. این کتاب نوشته‌ی سید حسن لواسانی (۱۳۰۸- ۱۴۰۰ق) است و از منابع قدیمی و معتبر حديثی و دعايی شيعه محسوب نمی‌شود. در مفاتیح الجنان هم چیزی درباره‌ی چهارشنبه آخر صفر یافت نشد. 🔹 قرائت سوره های قرآن کریم حتما داری آثار و برکات و ثواب هایی است و لازم نیست حتما در چهارشنبه آخر صفر خوانده شوند. 🔹 توجه داشته باشیم در فضای مجازی هر دستورالعملی که ذیل آن چند منبع ذکر شده باشد به معنای صحت آن نیست. https://eitaa.com/samn910
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✋🏼 🌞 صـبـحِ خوبمـان را بـا ســلام به ⑭‏ معصـوم شـروع کنیم. بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم 🌸 اَݪــسّـَلٰامُ عَـلَـیْـکَ 🕋 یـٰاﺭَﺳُـﻮﻝَ ٱللّٰـهِ 🍃اَݪــسّـَلٰامُ عَـلَـیْـکَ یـٰاﺍَﻣِـیـﺮَٱلْـﻤُـﺆْﻣِـﻨِـیـﻦَ 🌹 اَݪــسَّـلٰامُ عَـلَـیْــکــِــ 🌹 یـٰافـٰاطِـمَـةَ ٱݪــزَّهْـرٰاءُ 🌼 اَݪــسّـَلٰامُ عَـلَـیْـکَ یـٰاﺣَـﺴَـﻦَ بْـنَ عَـلِـیٍّ ٱلْـمُـجْـتَـبـیٰ 🍃 اَݪــسّـَلٰامُ عَـلَـیْـکَ یـٰاحُـسَـیْـﻦَ بْـنَ عَـلِـیٍّ ﺳَـﯿِّـﺪَ ٱݪــﺸُّـهَـدٰاﺀِ 🌻 اَݪــسّـَلٰامُ عَـلَـیْـکَ یـٰاﻋَـﻠِـیَّ بْـنَ ٱلْـﺤُـﺴَـیْـﻦِ ﺯَیْـﻦَ ٱلْـعـٰاﺑِـﺪِیـنَ 🍃 اَݪــسّـَلٰامُ عَـلَـیْـکَ یـٰاﻣُـﺤَـﻤَّـﺪَ بْـنَ عَـلِـیٍّ ٱلْـبـٰاﻗِـﺮُ 💐 اَݪــسّـَلٰامُ عَـلَـیْـکَ یـٰاجَـعْـفَـرِِ بْـنَ ﻣُـﺤَـﻤَّـﺪِِ ٱݪــصّـٰاﺩﻕُ 🍃 اَݪــسّـَلٰامُ عَـلَـیْـکَ یـٰاﻣُـﻮﺳـَۍ بْـنَ جَـعْـفَـرِِ ٱلْـکـٰاﻇِـﻢُ 🌺 اَݪـسّـَلٰامُ عَـلَـیْـکَ یـٰاﻋَـﻠِـیَّ بْـنَ ﻣُـﻮﺳـَۍٱݪــﺮِّضَـاْ ٱلْـمُـرْتَـضـیٰ 🍃 اَݪــسّـَلٰامُ عَـلَـیْـکَ یـٰاﻣُـﺤَـﻤَّـﺪَ بْـنَ عَـلِـیٍّ ٱلْـجَـوٰاﺩُ 🌷 اَݪــسّـَلٰامُ عَـلَـیْـکَ یـٰاﻋَـﻠِـیَّ بْـنَ ﻣُـﺤَـﻤَّـﺪِِ ٱلْـهـٰاﺩِی 🍃 اَݪــسّـَلٰامُ عَـلَـیْـکَ یـٰاﺣَـﺴَـﻦَ بْـنَ عَـلِـیٍّ ٱلْـعَـسْـکَـرِی 🌴 اَݪــسّـَلٰامُ عَـلَـیْـکَ ┊یـٰاﺑَـﻘِـیَّـﺔَ ٱللّٰـهِ ┊یـٰاصـٰاﺣِـﺐَٱݪــﺰَّمـٰاﻥِ 💛ﻭَ ﺭَحْـمَـةُ ٱللّٰـهِ ﻭَ ﺑَـﺮَکـٰاﺗُـهُۥ ❀ 💠اَللّٰـهُـمَّ ٱغْـفِــرْ لِـیَ ٱݪــذُّنُـوبَ ٱݪّــَتِـی تَـحْـبِـسُ ٱݪــدُّعـٰا https://eitaa.com/samn910
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گفت از بین سردران و فرماندهان شهید، غلامعلی رشید را نمی‌شناختم. چرا تصویرش را بالاتر از دیگران میگذارند؟ گفتم حسن باقری را که می‌شناسی؟ همان که به نابغه جنگ و مغز متفکر طراحی عملیات‌های نظامی مشهور است. حالا گمان کن او شهید نمی‌شد و چهل‌وچند سال دیگر دانش و تجربه و مهارت می‌اندوخت؛ می‌شد غلامعلی رشید در ۱۴۰۴! رشید، خود مرجع اطلاعات و تحلیل جنگ بود‌. سخن او به ارجاع به هیچ منبع و ماخذی نیاز نداشت اما هر ادعایی به تایید و تصدیق او معتبر می‌شد‌. شنیده‌ام که در بی‌بی‌سی گفته‌اند اگر جنگ ۱۲ روزه هیچ دستاوردی برای اسرائیل نداشت جز کشتن سردار رشید، همین کافی است خود را پیروز بداند. اما آنها نمی‌دانند که رشید ۴۰ سال، در مراکز علمی و امنیتی چه نخبگانی را پرورش داده... https://eitaa.com/samn910