@zekrroozane ذڪرروزانہ۔(4).mp3
زمان:
حجم:
16.1M
🌹دعای عهد با صدای اباذر الحلواجی
┄┅┅🍃🍃┅┅┄
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴غوغای سید هاشم الحیدری در عراق!
بیعت با امام خامنهای(مدظلهالعالی)
ان شاءالله که همه علمای جهان اسلام اینگونه وارد صحنه شوند و قاطعانه علیه آمریکا و رژیمصهیونیستی بایستند...
#هیهات_منا_الذله
https://eitaa.com/samn910
🔆 به کودک خود یاد بدهیم که هرگاه از کسی یا چیزی ناراحت شد، میتواند درباره آن موضوع با ما صحبت کند و احساساتش را بدون ترس از توبیخ بیان کند.
⬅️ چرا که حرف نزدن و سکوت کردن مشکلی را حل نخواهد کرد.
بنابراین، حتی اگر از دست کودک ناراحت باشیم، هر زمانی ما را صدا کند، با گفتن «بله» پاسخ میدهیم و با او گفتگو میکنیم. 🗣
🥀 این که حتی در زمان ناراحتیمان نشان دهیم آماده شنیدن هستیم، حس اعتماد و امنیت را در بچهها تقویت میکند.
🔚 این روش به کودکان میآموزد که صحبت کردن راهحلی سازنده است و نباید احساسات خود را سرکوب کنند. 😶
#تربیت_فرزند
🌍 اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ 🌤
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خانومایی که از تقلید کردن خواهر شوهر و جاری و حتی خواهر خودشون بدشون میاد..
اینو👆 ببینن😉
نظرتون عوض میشه😁
#دکتر_سعید_عزیزی
🪴🪴
نگران باد خوردن گیس دختران ایرانی بودن،
همین هایی که گیس دخترکان فلسطینی رو آتیش میزنن!
#فلسطین #مرگ_بر_اسرائیل
🪴🪴
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سند جنایت #اسرائیل_کودک_کش در ایران عزیز...
🪴🪴
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌نکتهای ناب در رابطه با فرزند آوری
امام حسین علیه السلام
🍃🌸 امام حسین علیه السلام در چه سنی
صاحب اولاد شدند ⁉️
🎙 استاد راجی
#جهاد_فرزندآوری
🌍 اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ 🌤
🪴🪴
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه سریا ۸۸ فهمیدن
یه سریا ۹۶ فهمیدن
یه سریا ۹۸ فهمیدن
یه سریا ۱۴۰۱فهمیدن
یه سریا۱۴۰۴فهمیدن
#آقا
#مرگ_بر_اسرائیل
#لبیک_یا_خامنه_ای
#ثامن_مرکزی
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🌸🌸🌸🌸🌸
💖رمان سامری_در_فیسبوک💖
قسمت ۷۳ و ۷۴
آنها معجزه را در خوابهای_دروغین و استخارههای_شیطانی همبوشی میدانستند...
شب را به صبح میرساندند، تا صبح خود را به محضر امامشان برسانند و او معجزه ای دیگر در قالب خوابی که دیده بود رو کند، خوابی که شاهدش فقط خودش بود و خودش ...
کم کم خبر ادعا و ظهور نائب امام دوازدهم و امام سیزدهم به همراه سید یمانی در عراق، ده به ده و شهر به شهر و استان به استان گشت....
و در این بین عاشقان سادهلوح امام زمان که عمری در انتظار ظهور دست و پا میزدند به هول و ولا افتادند
و بی انکه بدانند که خنجر به دست گرفته اند و بدن نازنین امام غایب از نظر را از پشت خنجر میزنند و اشک مبارکشان را سرازیر میکنند، برای یاری امام دروغین به پا خواستند....
مکتب تشکیل دادند و کمک و اعانه از ملت جمع میکردند و این پولها به جیب احمد همبوشی جاری شد..
و همین جرقه ای شد برای سرآغاز اولین نغمههای تفرقه بین نائب امام و یا همان امام سیزدهم با سید یمانی(حیدرمشتت) که میبایست بازوی راست امام مهدی باشد.!
☆پایان فصل اول☆
¤¤شروع فصل دوم¤¤
به نام خداوندی که انسان را آفرید و برای هدایتش حجتهایی در روی زمین قرار داد، حجتهایی آشکار و گاه پنهان در پرده غیبت و بر ماست..
تا برای رسیدن به ظهور حجت خدا، قدمهایی استوار برداریم و همانا یکی از این قدمها، مبارزه با مدعیان دروغین مهدویت است...
مدعیانی که غربت مولای غریبمان را صد چندان میکنند و گروهی ساده انگار را به خود جذب به غرقاب شقاوت و بدبختی میکشانند،
باشد که این نوشته ناچیز نجات بخش فریب خورده ای، شود و لبخندی کوچک روی لبان مهدی زهرا سلام الله علیها بنشاند و دعای خیر آن حضرت، شامل حال ما گردد..
ساعتی از شب گذشته بود که درب خانه را زدند، احمدالحسن همانطور که با دست به اهل خانه اشاره میکرد که با او کار دارند از در ساختمان بیرون آمد
و دمپایی به پا کرد و کلش کلش کنان به سمت درخانه رفت. در را باز کرد و همانطور که انتظار داشت، حیدرمشتت پشت در بود.
احمد همبوشی لبخند گل گشادی زد و گفت:
_خوش آمدی یمانی ظهور
و با این حرف هر دو قهقهٔ بلندی سر دادند. حیدر المشتت داخل خانه شد و به دنبال رفیق شفیقش راه افتاد و خوب میدانست باید وارد اتاقی شود که از ساختمان اصلی خانه فاصله داشت...
همبوشی وارد اتاق شد و برق را روشن کرد و همانطور که می نشست و به پشتی تکیه میداد گفت:
_حیدر! بنشین و هر چه میگویم گوش کن و البته این را بدان که هر چه شنیدی حرف من تنها نیست! اینا نتیجهٔ سالها آموزش در #اسرائیل هست و تاییدیه مقامات اونجا هم داره...
حیدرمشتت آهی کشید و گفت:
_زهی سعادت! کاش ما هم یه تار مو روی سر شما بودیم و ممالک اونجاها را هم میدیدم، به گمانم اونجا خوش خوشان هست هااا
همبوشی خنده ریزی کرد وگفت:
_اگر حرفایی که میزنم را مو به مو اجرا کنی قول میدم خوش خوشان تو هم برسه و یه زمانی شخص شخیصی بشی و کلی خدم و حشم برای خودت راه بندازی..
حیدر مشتت خودش را جلوتر کشید و گفت:
_چکار کنم؟! من که هر چه گفتی نه نگفتم جناب نائب خاص امام، نوادهٔ مهدی موعود
و باز هم قهقه را سر داد.. همبوشی نفسش را محکم بالا کشید و گفت:
_ببین حیدر، از ظاهر کار برمیاد مکتبی که ما راه انداختیم مقبول برخی از عوام مردم افتاده و خیلی از کسانی که عاشقانه امام زمانشون را دوست دارن و البته ساده لوح هستند، به راحتی آب خوردن جذب مکتب ما شدند، اما من به این قناعت نمیکنم، یعنی این مکتب ما نباید محدود به چند شهر در عراق شود، در قدم اول باید توی کل عراق همه گیر بشه و بعد از آن به کشورهای اطراف کشیده بشه و وقتی به خود بیایم که یک فرقه جهانی در پیش رویمان باشه، البته این خواستهٔ موساد است و میخواهند آن همه خرج و زحمتی که کشیدند به ثمری درست و حسابی برسه.
حیدر مشتت یک تای ابرویش را بالا داد و گفت:
_الان دقیقا من چکار باید بکنم؟!
احمد همبوشی خیره به نگاه مرموزانه حیدر شد و گفت:
_از همین فردا به استانهای عراق سفر میکنی، به همه میگی که نواده امام زمان شما را به یاری میطلبد، همانطور که برنامهریزی کردیم، تو یمانی هستی و من نائب خاص امام زمان.... باید طوری به مردم القا کنیم که دوران غیبت به دوران قبل برمیگرده، یعنی دیگه علمای بزرگ اسلام نائب عام امام نیستند و امام اراده کرده که از طریق نائب خاص با مردم ارتباط بگیره و باید به مردم بفهمانیم که امام زمان از دست حوزه های علمیه و حوزویان و عمامه به سرها دل خوشی ندارد، مردم باید باورشون بشه که....
نویسنده؛ طاهرهسادات حسینی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸